قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة الليل
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۵۸۷ - ظالم چه خیال است مؤدب به در آید
ظالم چه خیال است مؤدب به در آید بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۵۴ - درین حیرتسرا عمریست افسون جرس دارم
درین حیرتسرا عمریست افسون جرس دارم فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۹۷ - شب ز نازت بزم دل بر بیقراران تنگ بود
شب ز نازت بزم دل بر بیقراران تنگ بود بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۲۴۱ - نمیدانم هجوم آباد سودای چه نیرنگم
نمیدانم هجوم آباد سودای چه نیرنگم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۷۲ - از هر طلبی پیش ندامتگلهکردم
از هر طلبی پیش ندامتگلهکردم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۲۶ - عنان دل ز من آن دلربا گرفت و گذاشت
عنان دل ز من آن دلربا گرفت و گذاشت اوحدی مراغهای : رباعیات
رباعی ۵۴ - خورشید که خاک ازو چو زر میگردد
خورشید که خاک ازو چو زر میگردد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۳۱ - ز خال گوشه ابروی یار می ترسم
ز خال گوشه ابروی یار می ترسم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۵۳ - پر افشانم چو صبح اما گرفتاری هوس دارم
پر افشانم چو صبح اما گرفتاری هوس دارم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۷۸ - چه نیرنگست یارب در تماشاگاه تسخیرم
چه نیرنگست یارب در تماشاگاه تسخیرم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۸۰۷ - هرگه روم از خویش به سودای وصالش
هرگه روم از خویش به سودای وصالش بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۸۰ - نمیباشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرم
نمیباشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرم محتشم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۹۰ - ایضا در مرثیه گوید
گل حدیقه دل خواجگی که بود قدش فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۱۲۰ - در مدح میر ابو یعقوب عضدالدوله یوسف بن ناصر الدین
روز خوش گشت و هوا صافی وگیتی خرم قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۸۶ - ای برادر گرت خطایی رفت
ای برادر گرت خطایی رفت بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۲۹ - کو جهد که چون بوی گل از هوش خود افتم
کو جهد که چون بوی گل از هوش خود افتم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۷۸۱ - چه لازم است کشد تیغ چشم خونخوارش
چه لازم است کشد تیغ چشم خونخوارش یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۴۰ - از زبان دوستی به دیگری نگاشته
نه زبانی که بیان حالی توان نمود، نه بیانی که راز آشکارا و نهانی توان سرود. بر فرض که زبان سخن سرا گستاخ افتاد و پهنه بسیط الار جای بیان فراخ آمد چه توانم گفت؟ داستان محبت افسانه اسواق نیست که بر اطباق اوراق توان نهاد سرایر عشق معشوقان نهان است و سر عشق عاشق با دو صد طبل و نفیر. اجمالا اینقدر بدان که مرا در پاس پیمان یاران چون دیگر نکویان بازی گوشی، و با هر که باشم از دوستان صادق و محبان موافق خاصه چون تو نکو خواه و خیر اندیش که مصلحت مرا بر مصالح خویش مقدم میداری فراموشی نیست، بیت: هاتف اصفهانی : ماده تاریخها
شماره ۲۷ - شمع بزم اهل دل آقا علیاکبر که بود
شمع بزم اهل دل آقا علیاکبر که بود
سورة الليل
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۵۸۷ - ظالم چه خیال است مؤدب به در آید
ظالم چه خیال است مؤدب به در آید بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۵۴ - درین حیرتسرا عمریست افسون جرس دارم
درین حیرتسرا عمریست افسون جرس دارم فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۹۷ - شب ز نازت بزم دل بر بیقراران تنگ بود
شب ز نازت بزم دل بر بیقراران تنگ بود بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۲۴۱ - نمیدانم هجوم آباد سودای چه نیرنگم
نمیدانم هجوم آباد سودای چه نیرنگم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۷۲ - از هر طلبی پیش ندامتگلهکردم
از هر طلبی پیش ندامتگلهکردم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۲۶ - عنان دل ز من آن دلربا گرفت و گذاشت
عنان دل ز من آن دلربا گرفت و گذاشت اوحدی مراغهای : رباعیات
رباعی ۵۴ - خورشید که خاک ازو چو زر میگردد
خورشید که خاک ازو چو زر میگردد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۳۱ - ز خال گوشه ابروی یار می ترسم
ز خال گوشه ابروی یار می ترسم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۵۳ - پر افشانم چو صبح اما گرفتاری هوس دارم
پر افشانم چو صبح اما گرفتاری هوس دارم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۷۸ - چه نیرنگست یارب در تماشاگاه تسخیرم
چه نیرنگست یارب در تماشاگاه تسخیرم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۸۰۷ - هرگه روم از خویش به سودای وصالش
هرگه روم از خویش به سودای وصالش بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۸۰ - نمیباشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرم
نمیباشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرم محتشم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۹۰ - ایضا در مرثیه گوید
گل حدیقه دل خواجگی که بود قدش فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۱۲۰ - در مدح میر ابو یعقوب عضدالدوله یوسف بن ناصر الدین
روز خوش گشت و هوا صافی وگیتی خرم قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۸۶ - ای برادر گرت خطایی رفت
ای برادر گرت خطایی رفت بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۲۹ - کو جهد که چون بوی گل از هوش خود افتم
کو جهد که چون بوی گل از هوش خود افتم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۷۸۱ - چه لازم است کشد تیغ چشم خونخوارش
چه لازم است کشد تیغ چشم خونخوارش یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۴۰ - از زبان دوستی به دیگری نگاشته
نه زبانی که بیان حالی توان نمود، نه بیانی که راز آشکارا و نهانی توان سرود. بر فرض که زبان سخن سرا گستاخ افتاد و پهنه بسیط الار جای بیان فراخ آمد چه توانم گفت؟ داستان محبت افسانه اسواق نیست که بر اطباق اوراق توان نهاد سرایر عشق معشوقان نهان است و سر عشق عاشق با دو صد طبل و نفیر. اجمالا اینقدر بدان که مرا در پاس پیمان یاران چون دیگر نکویان بازی گوشی، و با هر که باشم از دوستان صادق و محبان موافق خاصه چون تو نکو خواه و خیر اندیش که مصلحت مرا بر مصالح خویش مقدم میداری فراموشی نیست، بیت: هاتف اصفهانی : ماده تاریخها
شماره ۲۷ - شمع بزم اهل دل آقا علیاکبر که بود
شمع بزم اهل دل آقا علیاکبر که بود