اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۱۸۲ - مشک می رنگ، بر سمن چه زنی
مشک می رنگ، بر سمن چه زنی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۳۸ - طوطی ز سخن صیقل آیینه جان است
طوطی ز سخن صیقل آیینه جان است
مولوی : غزلیات
غزل ۶۱۶ - چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند؟
چونی و چه باشد چون تا قَدْرِ تو را داند؟
بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۴
اعوذ و الحمد للّه می‌‌خواندم، چنانکه کسی پیش خداوندگار خود نشسته باشد و صد هزار ثنا و دعا می‌‌گویدش و می‌‌ستایدش و می‌‌زارد و می‌‌نالد و عشق‌ها عرضه می‌‌دارد، همچنان گویی این حرف‌ها که می‌‌خوانم و این نظرهای من به مودّت همچون اغانی و چنگ و رباب و دف و سرناست با معشوق خود، و من همه جای گردانم، چنانکه کسی رباب می‌‌زند و در شهر می‌‌رود.
صغیر اصفهانی : ماده تاریخ‌ها و قطعات مناسبتی
شمارهٔ ۸۵ - تاریخ اتمام مسجد جامع چالوس
شکر کز لطف خدای احد بنده نواز
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۸۳ - خطّی که قرین خال باشد
خطّی که قرین خال باشد
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۲۳ - شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید
شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید
صوفی محمد هروی : غزلیات
شماره ۲۰ - ای خجل در چمن از قامت تو سرو بلند
ای خجل در چمن از قامت تو سرو بلند
رودکی : قصاید و قطعات
شماره ۳ - به نام نیک تو، خواجه، فریفته نشوم
به نام نیک تو، خواجه، فریفته نشوم
اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۱۵۳ - ما مانده ایم و جانی، در دست غم بمانده
ما مانده ایم و جانی، در دست غم بمانده
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۱۴ - ای خوشه چین سنبل زلف تو مشک ناب
ای خوشه چین سنبل زلف تو مشک ناب
کلیم کاشانی : رباعیات
شماره ۳۸ - از حق چو ندا شنید ممتاز محل
از حق چو ندا شنید ممتاز محل
مولوی : غزلیات
غزل ۶۱۵ - خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند
خواب از پِیِ آن آید تا عقلِ تو بِسْتانَد
فردوسی : پادشاهی شاپور ذوالاکتاف
بخش ۷ - چو بر زد سر از برج شیر آفتاب
چو بر زد سر از برج شیر آفتاب
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۱۲۳ - ز راستی نبود شاخه‌های بی بر را
ز راستی نبود شاخه‌های بی بر را
مولوی : غزلیات
غزل ۶۲ - بهار آمد بهار آمد، سلام آورد مستان را
بهار آمدْ بهار آمد، سَلام آوَردْ مَستان را
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۱۳۳ - دیدهٔ ما چو نور او بیند
دیدهٔ ما چو نور او بیند
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۹۷ - یاد ما هرگز نکردی یار هی
یاد ما هرگز نکردی یار هی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۶۳ - در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم
در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم
فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۲۳۴ - ای جمالت برقع از رخ ناگهان انداخته
ای جمالت برقع از رخ ناگهان انداخته