مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۴۷ - خدایا رحمت خود را به من ده
خدایا رَحمَتِ خود را به من دِهْ
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۳۲۰ - اهل دل زلف درازت رشته جان گفته اند
اهل دل زلف درازت رشته جان گفته اند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۳۸ - عشق را در پرده ناموس دیدن مشکل است
عشق را در پرده ناموس دیدن مشکل است
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴۵۱ - خراب گشتم و با خویش بس نمی آیم
خراب گشتم و با خویش بس نمی آیم
مولوی : غزلیات
غزل ۶۳۰ - گر دیو و پری حارس با تیغ و سپر باشد
گَر دیو و پَری حارِس با تیغ و سِپَر باشد
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۱۳۰ - دردا که ز دوران به غم خویشتن افتاد
دردا که ز دوران به غم خویشتن افتاد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۳۲ - از توبه شود سرکشی نفس زیاده
از توبه شود سرکشی نفس زیاده
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۷ - از روز ازل هماره تا یوم نشور
از روز ازل هماره تا یوم نشور
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴ - فی‌الحکمة
نگر تا حلقهٔ اقبال ناممکن نجنبانی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۱۸ - ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟
ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟
اوحدالدین کرمانی : الباب العاشر: البهاریات
شماره ۲۶ - این سکّهٔ زربین که به پول افتاده است
این سکّهٔ زربین که به پول افتاده است
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۴۵ - بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد
بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد
قاآنی شیرازی : قطعات
شمارهٔ ۲ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه می‌فرماید
ای ترک من ای بهار جان‌افزا
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۴۲ - شب چیست برای ما زمان نالش
شب چیست برای ما زمان نالش
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۴۱ - بشکن قدح سپهر دون ای ساقی
بشکن قدح سپهر دون ای ساقی
مولوی : غزلیات
غزل ۶۲۹ - عاشق چو منی باید می‌سوزد و می‌سازد
عاشقْ چو مَنی باید می‌سوزد و می‌سازد
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۲۳۹ - بسکه هرجا صفت خون دل آشامی ماست
بسکه هرجا صفت خون دل آشامی ماست
غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۲۱ - پیدا کردن حقیقت نعمت که کدام است
بدان که هرچه خدای تعالی آفریده است در حق آدمی چهار قسم است: یکی آن است که هم اندر این جهان سودمند است و هم در آن جهان، چون علم و خلق نیکو، و در این جهان نعمت به حقیقت این است. دوم آن که در هر دو جهان زیانکار است چون نادانی و خوی بد و بلا به حقیقت این است. سیم آن است که در این جهان با راحت است و در آن جهان با رنج، چون بسیاری نعمت دنیا و تمتع بدان، و این نعمت است نزدیک ابلهان و بلاست نزدیک عارفان. و مثل این چون گرسنه است که انگبین یابد که زهر در وی بود. اگر ابله بود و نداند که در وی زهر است نعمت شمارد و اگر عاقل بود بلا شمرد. چهارم آن که در این جهان با رنج بود و در آن جهان با راحت، چون ریاضت و مخالفت شهوت و این نعمت است نزدیک عارفان چون داروی تلخ نزدیک بیمار عاقل و این بلاست نزدیک ابلهان.
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۵۶ - در عزل ناصرالدین میرزا و نصب کامران میرزا به ایالت خراسان
از چاه عموی شه اگر جست خراسان
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۹۶۳ - من دوش به خواب در بدیدم قمری
من دوش به خواب در بدیدم قمری