ملا احمد نراقی : منتخب غزلیات و قطعات
شماره ۱۸ - این خانه ی دل خراب بهتر
این خانه ی دل خراب بهتر مولوی : غزلیات
غزل ۴۸۷ - چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات
چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۷۱ - شیشه ی می دور ازآن لب های میگون می گریست
شیشه ی می دور ازآن لب های میگون می گریست رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۰۳ - پیام من برسان ای نسیم صبح به جایی
پیام من برسان ای نسیم صبح به جایی فروغ فرخزاد : تولدی دیگر
وهم ِ سبز
تمام روز در آیینه گریه می کردم صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۷ - کسی که بنده عشقست جاه را چه کند
کسی که بنده عشقست جاه را چه کند قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۳۴ - دلاکنون چو نداری به عرش وکرسی راه
دلاکنون چو نداری به عرش وکرسی راه عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۲ - صد فوج عشوه از نظر من گذشته است
صد فوج عشوه از نظر من گذشته است عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۴۴ - باز آ که به ذوق الم آشنا شویم
باز آ که به ذوق الم آشنا شویم جامی : سبحةالابرار
بخش ۱۱۸ - عقد سی و هفتم در دلالت رعایا چه غایب و چه حاضر به حق شناسی و شکرگزاری سلاطین چه عادل و چه جابر
ای درین تنگ فضا گشته اسیر اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۷ - الشریعة
گر زانک تو را هست ز تحقیق خبر اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
ز فهم دون نهادان گرچه دور است
ز فهم دون نهادان گرچه دور است غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۴۱ - ای خداوند خردمند و جهان داور دانا
ای خداوند خردمند و جهان داور دانا اوحدی مراغهای : رباعیات
رباعی ۶۰ - ای ماه، غمت جامهٔ دل در خون برد
ای ماه، غمت جامهٔ دل در خون برد مولوی : غزلیات
غزل ۶۹۶ - بیچاره کسی که زر ندارد
بیچاره کسی که زر ندارد عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۷۱ - هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است
هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است رشیدالدین میبدی : ۴- سورة النساء- مدنیة
۲۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: ما یَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِکُمْ الآیة گفتهاند این خطاب منافقان است. میگوید: شما که منافقاناید اگر شکر کنید، و نعمت منعم بر خود بشناسید، و باحسان و انعام وى معترف شوید، و آن گه خدا و رسول را بآنچه گفتند، استوار دارید، و حقیقت توحید بجاى آرید، اگر این کنید خداى چه کند که عذاب شما کند؟ یعنى که نکند. و شکر مقامى است از مقامات روندگان، برتر از صبر و خوف و زهد و امثال این، که بنفس خود مقصود نهاند، نه بینى که صبر نه عین صبر را در بنده مىدرباید، بلکه قهر هوا را مىدرباید، و خوف نه بر نفس خود مقصود است، بلکه تا خائف بوسیلت خود بمقامات مقصود رسد. و زهد میباید تا بنده بوى بگریزد از آن علایق که راه خدا بوى فرو بندد. و شکر چنین نیست، که شکر بنفس خود مقصود است، نه براى آن میباید که تا وسیلت کارى دیگر باشد. و محبّت و شوق و رضا و توحید همه ازین بابست. و هر چه مقصود بود در آخرت بماند. نبینى که چون بنده ببهشت رسد، صبر و خوف و زهد و توبه در بنده نماند؟ و شکر در وى بماند. یقول اللَّه تعالى: وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ. شاه نعمتالله ولی : مثنویات
شماره ۵۱ - جو چه جوئی بیا و دریا جو
جو چه جوئی بیا و دریا جو ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۳۳ - عاشق نتواند که دمی بی غم زیست
عاشق نتواند که دمی بی غم زیست طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۸۴ - من و ذوق باده نوشی، ز ایاغ صبحگاهی
من و ذوق باده نوشی، ز ایاغ صبحگاهی
شماره ۱۸ - این خانه ی دل خراب بهتر
این خانه ی دل خراب بهتر مولوی : غزلیات
غزل ۴۸۷ - چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات
چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۷۱ - شیشه ی می دور ازآن لب های میگون می گریست
شیشه ی می دور ازآن لب های میگون می گریست رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۰۳ - پیام من برسان ای نسیم صبح به جایی
پیام من برسان ای نسیم صبح به جایی فروغ فرخزاد : تولدی دیگر
وهم ِ سبز
تمام روز در آیینه گریه می کردم صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۷ - کسی که بنده عشقست جاه را چه کند
کسی که بنده عشقست جاه را چه کند قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۳۴ - دلاکنون چو نداری به عرش وکرسی راه
دلاکنون چو نداری به عرش وکرسی راه عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۲ - صد فوج عشوه از نظر من گذشته است
صد فوج عشوه از نظر من گذشته است عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۴۴ - باز آ که به ذوق الم آشنا شویم
باز آ که به ذوق الم آشنا شویم جامی : سبحةالابرار
بخش ۱۱۸ - عقد سی و هفتم در دلالت رعایا چه غایب و چه حاضر به حق شناسی و شکرگزاری سلاطین چه عادل و چه جابر
ای درین تنگ فضا گشته اسیر اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۷ - الشریعة
گر زانک تو را هست ز تحقیق خبر اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
ز فهم دون نهادان گرچه دور است
ز فهم دون نهادان گرچه دور است غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۴۱ - ای خداوند خردمند و جهان داور دانا
ای خداوند خردمند و جهان داور دانا اوحدی مراغهای : رباعیات
رباعی ۶۰ - ای ماه، غمت جامهٔ دل در خون برد
ای ماه، غمت جامهٔ دل در خون برد مولوی : غزلیات
غزل ۶۹۶ - بیچاره کسی که زر ندارد
بیچاره کسی که زر ندارد عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۷۱ - هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است
هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است رشیدالدین میبدی : ۴- سورة النساء- مدنیة
۲۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: ما یَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِکُمْ الآیة گفتهاند این خطاب منافقان است. میگوید: شما که منافقاناید اگر شکر کنید، و نعمت منعم بر خود بشناسید، و باحسان و انعام وى معترف شوید، و آن گه خدا و رسول را بآنچه گفتند، استوار دارید، و حقیقت توحید بجاى آرید، اگر این کنید خداى چه کند که عذاب شما کند؟ یعنى که نکند. و شکر مقامى است از مقامات روندگان، برتر از صبر و خوف و زهد و امثال این، که بنفس خود مقصود نهاند، نه بینى که صبر نه عین صبر را در بنده مىدرباید، بلکه قهر هوا را مىدرباید، و خوف نه بر نفس خود مقصود است، بلکه تا خائف بوسیلت خود بمقامات مقصود رسد. و زهد میباید تا بنده بوى بگریزد از آن علایق که راه خدا بوى فرو بندد. و شکر چنین نیست، که شکر بنفس خود مقصود است، نه براى آن میباید که تا وسیلت کارى دیگر باشد. و محبّت و شوق و رضا و توحید همه ازین بابست. و هر چه مقصود بود در آخرت بماند. نبینى که چون بنده ببهشت رسد، صبر و خوف و زهد و توبه در بنده نماند؟ و شکر در وى بماند. یقول اللَّه تعالى: وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ. شاه نعمتالله ولی : مثنویات
شماره ۵۱ - جو چه جوئی بیا و دریا جو
جو چه جوئی بیا و دریا جو ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۳۳ - عاشق نتواند که دمی بی غم زیست
عاشق نتواند که دمی بی غم زیست طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۸۴ - من و ذوق باده نوشی، ز ایاغ صبحگاهی
من و ذوق باده نوشی، ز ایاغ صبحگاهی