صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴ - سخت می خواهم که در آغوش تنگ آرم ترا
سخت می خواهم که در آغوش تنگ آرم ترا
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۷۱ - خرم آنروز که از خطهٔ کرمان بروم
خرم آنروز که از خطهٔ کرمان بروم
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۸۰ - آه را یاد سر زلف تو پیچیده کند
آه را یاد سر زلف تو پیچیده کند
عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۷۴ - شمع آمد و گفت: تا مرا یافتهاند
شمع آمد و گفت: تا مرا یافتهاند
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۹۰ - صفی الدین اردبیلی طاب ثراه
وهُوَ شیخ العارفین و برهان الواصلین القطب الاصفیا فی الآفاق صفی الدین اسحق. نسبت آن جناب به حضرت امام همام امام موسی الکاظم می‌پیوندد و اجداد عظامش هادیان راه یقین و احفادِ کرامش حامیان دین مبین. آن جناب را در مبادی سلوک اشتیاق صحبت اولیا و اصفیای معاصرین بود و به شوق خدمت ایشان مراحل بسیار پیمود. در شیراز با مشایخ صحبت داشت و به رهنمایی آنها طالب شیخ زاهد گیلانی شد. در ماه صیام به صومعهٔ شیخ رسید. پس از ملاقات ارادت او را گزید و به شرف مصاهرت نیز ممتاز گردید. گویند نسبت ارادت جناب زاهد به دو واسطه به رکن الدین سجاسی می‌رسد. کرامات و مقامات آن جناب فزون از عهدهٔ حوصلهٔ این کتاب است و حاجت به تحریر ندارد و میرزا محمد تقی کرمانی در بحر الاسرار به چند واسطه نقل کرده که حضرت مولوی معنوی به ظهور شیخ خبر داده است. به هر صورت زیاده بر سی سال به هدایت و ارشاد طالبان اشتغال داشتند و زیاده از صد هزار کس تربیت فرمودند. در سنهٔ ۷۳۵ وفات یافتند. اگرچه سخن منظوم او مشهور نیست، در تذکرهٔ واله این بیت به نام اوست:
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۶ - ز بس اندیشه لیلی به هم پیچید مجنون را
ز بس اندیشه لیلی به هم پیچید مجنون را
اوحدالدین کرمانی : الباب العاشر: البهاریات
شماره ۲۱ - در عشق زدیده اشک باید سفتن
در عشق زدیده اشک باید سفتن
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۵ - شفاعت آمدم ای دوست دیدهٔ خود را
شفاعت آمدم ای دوست دیدهٔ خود را
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۳۰ - برای داغ تو بر دل توان و تاب نوشتند
برای داغ تو بر دل توان و تاب نوشتند
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۳۶۷ - نام تو شنیدم رخ خوب تو ندیدم
نام تو شنیدم رخ خوب تو ندیدم
عین‌القضات همدانی : لوایح
فصل ۱۲۴
از آنجا که حقیقت کارست معشوق را از عشق عاشق عارست زیرا که نه سودست و نه زیان اما عشق می‌کوشد تا عاشق را در نظر معشوق آرد و آنچه عشق وجود عاشق را هدف ناوک بلا سازد برای این معنی است که تا او را منظور معشوق کند و معشوق باشد که روی بدو آرد علی التعیین درین مقام فراق باختیار معشوق تمامتر بود و با نظامتر بود از وصال باختیار عاشق زیرا که در مقام اول عاشق منظور می‌شود ودر مقام دویم مهجور می‌شود و این سری بزرگ است درشناخت اختیار چون آیۀ یَخْلُقُ مایَشاءُ وَیختارُ دم درکش اگر وصال اختیار کند نوری نور و اگر فراق اختیار کند منظوری منظور لعمری اُنْظُرْ اِلَیْکَ.. اگر برای منظوری بودی خوش بودی:
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۳۵۴ - هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید
هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید
رشیدالدین میبدی : ۴۷- سورة محمد
۱ - النوبة الثانیة
این سورة دو هزار و سیصد و چهل و نه حرف است و پانصد و سى و نه کلمت و سى و هشت آیت. خلافست میان علماء تفسیر که این سورة مکى است یا مدنى.
عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی ۱۰۲ - دیدم جایی که فتح باب آنجا بود
دیدم جایی که فتح باب آنجا بود
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۵۱ - ای دلم بسته ز زلف سیهت زناری
ای دلم بسته ز زلف سیهت زناری
سعدی : غزلیات
غزل ۱۳۵ - آن را که میسر نشود صبر و قناعت
آن را که میسر نشود صبر و قناعت
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۵۹ - جهانا عهد با من جز چنین بستی
جهانا عهد با من جز چنین بستی
نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۲۲ - با تو آمیزش غیر الفت قند و مگس است
با تو آمیزش غیر الفت قند و مگس است
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۸۴ - در بوستان حسن بگفتم به سرو ناز
در بوستان حسن بگفتم به سرو ناز
ملک‌الشعرای بهار : غزلیات
شماره ۷۹ - بود آیا که دگرباره به شیراز رسم
بود آیا که دگرباره به شیراز رسم