صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۳۲ - از شهد جهان جز غم و تشویش چه خیزد؟
از شهد جهان جز غم و تشویش چه خیزد؟
سحاب اصفهانی : قطعات
شمارهٔ ۱۶ - عقده ی دل
در طالعم اقتضای فرزند
ابن یمین فَرومَدی : ماده تاریخ‌ها
شمارهٔ ۱۱ - وفات عز الدین محمد
بسال هفتصد و سی و هشت از هجرت
اوحدالدین کرمانی : الباب السابع: فی خصال الحمیده عن العقل و العلم و ما یحذو جذو هذا النمط
شماره ۳۶ - از علم اگر دل تو را هست چراغ
از علم اگر دل تو را هست چراغ
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۹۴ - حکم دل دارد ز همواری سر و روی‌ گهر
حکم دل دارد ز همواری سر و روی‌ گهر
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۵۱ - دوش می‌آید نگار بربرم
دوش می‌آید نگار بربرم
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۶۶ - دل شکسته
بدرود گفت فر جوانی
خیام : ذرات گردنده [۷۳-۵۷]
رباعی ۵۹
ای پیرِ خردمند پِگَهْ‌تر برخیز،
سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
فی تناقض الدارین
علّت روز و شب خور است و زمین
صامت بروجردی : اشعار مصیبت
شمارهٔ ۱۳ - در مدح حضرت علی بن موسی الرضا(ع)
باز شد پیکر زیبای چمن اطلس پوش
اسدی توسی : گرشاسپ‌نامه
درختی که هفت گونه بارش بود
بـــه شــهـــری رســـیـــدنــد خـــرّم دگــر
امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۸۸ - سوی باغ آن سرو بالا میرود
سوی باغ آن سرو بالا میرود
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۳۵۶ - تو راست بر مه تابنده از شکر دهنی
تو راست بر مه تابنده از شکر دهنی
رشیدالدین میبدی : ۱۵- سورة الحجر- مکیة
۲ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ» مفسران گفتند مراد باین شى‏ء بارانست، فانّه اصل جمیع الاشیاء و به نبات کلّ شى‏ء فالمعنى: و ان من شى‏ء من ارزاق الخلق الّا عندنا خزائنه، جعل خزائن الماء خزائن الثمار و الاشجار و الحبوب لمّا کانت منه. مى‏گوید خزینهاى آب و باران که اصل همه چیزها است و مایه همه نبات و اثمار بنزدیک ماست یعنى در حکم و فرمان ماست و مقدور ماست و روزى خلق همه در ید ماست و کار همه بتدبیر و تقدیر ماست، متولّى و حافظ ایشان مائیم. و گفته‏اند لفظ خزائن مستعار است و معنى آنست که: الخیر کلّه بید اللَّه، آن گه گفت: «وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» اى معلوم عند اللَّه حدّه و مبلغه، گفته‏اند که این آب آسمانست که از آسمان بفرمان حق در میغ آید، آن گه از میغ بزمین آید، قطرات آن بر شمرده و هنگام آن دانسته، و چند که عدد فرزند آدم و عدد فرزند ابلیس، با باران از آسمان بزیر آیند دانند که هر قطره‏اى کجا بزمین آید و از آن چه روید، و قیل «ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» لا ینقصه و لا یزیده غیر انّه یصرفه الى من شاء حیث شاء کما شاء. مى‏گوید باران را در همه سال حدّى و مبلغى معلوم است، اندازه آن دانسته و مقدار آن نام زد کرده که در آن نیفزایند و از آن نکاهند.
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۲ - ای قناعت مژده ای ده شاه هفت اقلیم را
ای قناعت مژده ای ده شاه هفت اقلیم را
ظهیرالدین فاریابی : قصاید
شماره ۵۹ - گیتی ز فرّ دولت فرمانده جهان
گیتی ز فرّ دولت فرمانده جهان
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۰۷ - فضای چرخ مقام نفس کشیدن نیست
فضای چرخ مقام نفس کشیدن نیست
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۶۷ - خوش بود عدم هستی ما را که خبر کرد
خوش بود عدم هستی ما را که خبر کرد
ظهیرالدین فاریابی : قطعات
شماره ۷۹ - خسروا!ابر رحمت تو کجاست
خسروا!ابر رحمت تو کجاست
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۱۲۹ - در هزاران یکی چو بنماید
در هزاران یکی چو بنماید