ملک‌الشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۲۵ - خیال مستان
چو می خوردی خیال بد میندیش
فردوسی : داستان رستم و اسفندیار
بخش ۲۲ - چو شد روز رستم بپوشید گبر
چو شد روز رستم بپوشید گبر
نهج البلاغه : حکمت ها
نادانى ریشه دشمنى ها
وَ قَالَ عليه‌السلام اَلنَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۹۱ - ای دل اسرار ما ز جان دریاب
ای دل اسرار ما ز جان دریاب
نهج البلاغه : حکمت ها
ضرورت گرفتن حق خلافت
وَ قَالَ عليه‌السلام لَنَا حَقٌّ فَإِنْ أُعْطِينَاهُ وَ إِلاَّ رَكِبْنَا أَعْجَازَ اَلْإِبِلِ وَ إِنْ طَالَ اَلسُّرَى
فریدون مشیری : بهار را باورکن
خوشه اشک
قفسی باید ساخت
فریدون مشیری : تشنه طوفان
دلخسته
ای دل‌، این‌جا دگر جای ما نیست
سعدی : غزلیات
غزل ۳۰ - هر که خصم اندر او کمند انداخت
هر که خصم اندر او کمند انداخت
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۳۲ - گل شکفت و باز نو شد عشق ما بر روی دوست
گل شکفت و باز نو شد عشق ما بر روی دوست
نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۷۴ - پاسخ دادن خسرو شیرین را
ملک چون دید ناز آن نیازی
سعدی : قطعات
شماره ۲۰۱ - خواستم تا زحلی گویمت از روی قیاس
خواستم تا زحلی گویمت از روی قیاس
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۵۲ - ریاعیات
تن چیست‌؟ مرکبی ز چندین معدن
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۰ - چشمت به غمزه کشت من بی گناه را
چشمت به غمزه کشت من بی گناه را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۷۹ - هربلبلی که زمزمه بنیاد می کند
هربلبلی که زمزمه بنیاد می کند
سعدی : قطعات
شماره ۹۷ - آنکه در حضرت بیچون تو قربی دارد
آنکه در حضرت بیچون تو قربی دارد
سعدی : قطعات
شماره ۱۵۳ - ای که دانش به مردم آموزی
ای که دانش به مردم آموزی
سعدی : غزلیات
غزل ۱۸۵ - کسی به عیب من از خویشتن نپردازد
کسی به عیب من از خویشتن نپردازد
نهج البلاغه : خطبه ها
نكوهش سوء استفاده عثمان از امام علیه السلام
و من كلام له عليه‌السلام قاله لعبد الله بن العباس و قد جاءه برسالة من عثمان و هو محصور يسأله فيها الخروج إلى ماله بينبع ليقل هتف الناس باسمه للخلافة بعد أن كان سأله مثل ذلك من قبل
جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۳۸ - حکایت پرویز با آن ماهیگیر که چون ماهی درم ریزش کرد و به نصیحت تلخ شیرین که آن درم ریزی مضاعف شد
یکی روز پرویز و شیرین به هم
هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
و پیش از این در ذکر ابوالحسن نوری رحمةاللّه علیه گفته بودم که ایشان دوازده گروه‌اند. دو از ایشان مردوداند و ده مقبول، و هر صنفی را از ایشان معاملتی خوب و طریقی ستوده است اندر مجاهدات و ادبی لطیف اندر مشاهدات و هرچند که اندر مجاهدات و مشاهدات و ریاضات مختلف‌اند، اندر اصول و فروع شرع موافق و متفق‌اند. و ابویزید رضی اللّه عنه گفت: «إختلافُ العُلَماءِ رَحْمةٌ إلّا فی تجریدِ التّوحیدِ.» و موافق این خبری مشهور است.