سعدی : قطعات
قطعه ۵ - خوب را گو پلاس در بر کن
خوب را گو پلاس در بر کن
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۷ - آن که از دوست بجز دوست تقاضا دارد
آن که از دوست بجز دوست تقاضا دارد
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹ - ای سراپرده سلطان خیال دل ما
ای سراپرده سلطان خیال دل ما
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۹۳ - امشب ز رخش انجمنم خلد برین است
امشب ز رخش انجمنم خلد برین است
امام سجاد علیه‌السلام : رساله حقوق
حق نماز
فأما حق الصلاة فأن تعلم أنها وفادة إلى الله و أنك قائم بها بين يدى الله فإذا علمت ذلك كنت خليقا أن تقوم فيها مقام الذليـل ؛ الراغـب ؛ الراهـب ؛ الخائـف ؛ الراجى ؛ المسكين ؛ المتضرع ؛ المعظـم مـن قام بين يديــــه بالسكون والإطراق ؛ و خشــوع الاطراف و لين الجناح ؛ و حسن المناجاة له فى نفسه و الطلب إليه فى فكاك رقبتك التى احاطت به خطيئتك و استهلكتها ذنوبك ؛ و لا قوة الا بالله
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۷۲ - ترک چشمش که مست و مخمور است
ترک چشمش که مست و مخمور است
فریدون مشیری : ابر و کوچه
شکوفه ای بر شراب
چو از بنفشه بوی صبح برخیزد
سعدی : مفردات
بیت ۵۷
دلت خوش باد و چشم از بخت روشن
ملک‌الشعرای بهار : غزلیات
شماره ۴۲ - دل از تطاول زلف نگار جان نبرد
دل از تطاول زلف نگار جان نبرد
نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۱۲۰ - طلب کردن طغرل شاه حکیم نظامی را
چو داد اندیشه جادو دماغم
پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
پایه و دیوار
گفت دیوار قصر پادشهی
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۱۲۰ - بخت جم و کاووس، عنانش به کف توست
بخت جم و کاووس، عنانش به کف توست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴۲ - به بالین غریبانت گذر نیست
به بالین غریبانت گذر نیست
ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۹ - توئی که مهر تو دلبند و دلگشاست مرا
توئی که مهر تو دلبند و دلگشاست مرا
جامی : اعتقادنامه
بخش ۳۲ - گفتار در ختم دفتر اول از کتاب سلسلة الذهب و حواله آنچه تقریب سخن به آن رسیده بود به دفتر دیگر
چون شد این اعتقاد نامه درست
نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۱۱۵ - در نصیحت فرزند خود محمد گوید
ببین ای هفت ساله قرةالعین
صامت بروجردی : کتاب القطعات و النصایح
شمارهٔ ۷ - سخن گفتن خانه با صاحبخانه
یکی روز از سر عیش و فراخی
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۴۹ - ما درس صداقت و صفا می‌خوانیم
ما درس صداقت و صفا می‌خوانیم
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۷۷ - مرغی که بکوی تو ز پرواز نشیند
مرغی که بکوی تو ز پرواز نشیند
امیر معزی : قصاید
شماره ۲۰۶ - چون عقیق آبدارست وکمند تابدار
چون عقیق آبدارست وکمند تابدار