صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۶۷ - حجاب آسمان کی مانع ما می تواند شد؟
حجاب آسمان کی مانع ما می تواند شد؟
انوری : رباعیات
رباعی ۴۲۹ - ای چرخ جز آیت بلا خوانی نی
ای چرخ جز آیت بلا خوانی نی
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۸۲ - شد بهار و هر کسی جایی وطن خوش می‌کند
شد بهار و هر کسی جایی وطن خوش می‌کند
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۳۷ - نگارا از من مسکین چه خیزد
نگارا از من مسکین چه خیزد
ملک‌الشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۱ - سرگذشت شاعر در اولین مسافرت او به تهران
به که سردار کل جزاه الله
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۷۰ - سینه ای چاک نکردیم درین فصل بهار
سینه ای چاک نکردیم درین فصل بهار
عطار نیشابوری : باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن
شماره ۵ - عشقش به کشیدن بلا آید راست
عشقش به کشیدن بلا آید راست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۴۲ - کجا مرا می گلگون دماغ تازه کند
کجا مرا می گلگون دماغ تازه کند
سعدی : غزلیات
غزل ۲۶۲ - عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود
عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۴۲ - طفل است وغم ناله ما هیچ ندارد
طفل است وغم ناله ما هیچ ندارد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۱۳ - از اشک بلبل است رگ تلخی گلاب
از اشک بلبل است رگ تلخی گلاب
رشیدالدین میبدی : ۱۶- سورة النحل- مکیه‏
۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ» این در برابر آنست که: «وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ ما ذا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ» و این آن بود که احیاء عرب بایّام موسم کس فرستادند به مکّه تا از احوال رسول خداى (ص) بپرسند و قصّه وى بداند و نشان وى بپرسد، چون بدر مکّه رسید مقتسمان که بر راه بودند یکى مى‏گفت محمّد ساحرست، یکى مى‏گفت شاعرست، یکى مى‏گفت کذّابست، یکى مى گفت مجنونست، و مى‏گفتند: لو لم تلقه خیر لک اگر او را نبینى ترا به بود، آن سائل گفت: انا شرّ وافد ان رجعت الى قومى دون ان ادخل مکّة و استطلع امر محمّد او القاه پس من بد پیکى باشم و بد رسولى از قوم خویش اگر هم باین سخن باز گردم و در مکّه نروم و محمّد را نبینم و حال وى باز ندانم، چون در مکّه شد اصحاب رسول و مؤمنان را دید گفت: «ما ذا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ» اینست که ربّ العالمین گفت: «وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ» ما و ذا کالشى‏ء الواحد و المعنى: اى شى‏ء انزل ربّکم چه چیز است که خداى فرو فرستاد بر محمّد؟ «قالُوا خَیْراً» اینجا دو قول گفته‏اند: یکى انزل خیرا و هو القرآن الجامع لجمیع الخیرات، ایشان جواب دادند که خیر فرو فرستاد یعنى قرآن فرو فرستاد که جامع خیراتست و منبع حسنات و بیان ثواب مؤمنان.
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۱۲ - مانی چین نقش مطبوع تو در چین آورد
مانی چین نقش مطبوع تو در چین آورد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۱۱ - می گلرنگ خونی رازست
می گلرنگ خونی رازست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۵۹ - حسن را از چشم بد شرم و حیا دارد نگاه
حسن را از چشم بد شرم و حیا دارد نگاه
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۴۲ - دو ضعیفیم من و سایه در آنراه شدن
دو ضعیفیم من و سایه در آنراه شدن
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۸۱۷ - نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی
نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۱۹ - کو زبانی که دهم شرح گرفتاری دل
کو زبانی که دهم شرح گرفتاری دل
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۴۲ - گل اندامی که من دارم نظربرروی گلرنگش
گل اندامی که من دارم نظربرروی گلرنگش
سعدی : غزلیات
غزل ۱۵۵ - زان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاد
زان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاد