خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۰۶ - در ستایش صفوه الدین بانوی شروان شاه
ای پردهٔ معظم بانوی روزگار نهج البلاغه : نامه ها
نامه به مالك اشتر در اصول اخلاقی رهبر اسلامی
و من كتاب له عليهالسلام إلى بعض عماله أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّكَ مِمَّنْ أَسْتَظْهِرُ بِهِ عَلَى إِقَامَةِ اَلدِّينِ وَ أَقْمَعُ بِهِ نَخْوَةَ اَلْأَثِيمِ وَ أَسُدُّ بِهِ لَهَاةَ اَلثَّغْرِ اَلْمَخُوفِ جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۰۴ - ای دل به درد عشق ندارم دوای تو
ای دل به درد عشق ندارم دوای تو قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۰۵ - خرسند بود چند به نام از تو کسی
خرسند بود چند به نام از تو کسی نجمالدین رازی : رباعیات
شماره ۱۶ - درد تو ز هر محتضری خالی نیست
درد تو ز هر محتضری خالی نیست سید حسن غزنوی : غزلیات
شماره ۴۳ - همه شب دوش من بیدار بودم
همه شب دوش من بیدار بودم یغمای جندقی : مراثی و نوحهها
شماره ۱۸ - رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد
رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۹۴ - هرکس که سخن ز قدر و مقدار کند
هرکس که سخن ز قدر و مقدار کند عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی ۳۳ - راهم ندهد سوی حرم زاهد زشت
راهم ندهد سوی حرم زاهد زشت ادیب صابر : رباعیات
شماره ۴۶ - مرغی که چو ماهیش به آب است نیاز
مرغی که چو ماهیش به آب است نیاز اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۵۶ - گر با من دُرد خواره داری سرمی
گر با من دُرد خواره داری سرمی رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۴۲ - النوبة الاولى: قوله تعالى: الطَّلاقُ مَرَّتانِ آن طلاق که از آن آشتى توان گرفت دواست، فَإِمْساک
قوله تعالى: الطَّلاقُ مَرَّتانِ آن طلاق که از آن آشتى توان گرفت دواست، فَإِمْساکٌ بِمَعْرُوفٍ و پس از آن دو طلاق نگاه داشتن است بچم. عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۹۱
معنیی است که هیچ چیز را بدو راه نیست و هیچکس را از او آگاه نیست اما اگر بدو راه بود بجاسوسی عشق بود درین مرتبه عشق از منزل شاهیو پادشاهی بجاسوسی خود میرود و در عرف ثابت شود که چون پادشاهی در کمال حضانت بود و بر حول خود اعتماد کلی دارد خود بایشان بجاسوسی رود بِعِزَةِ اللّه که چون سلطان عشق بجاسوسی رود از بعد آن فتحی بزرگ برآید چنانکه حقیقت آن در حد بیان نتوان آورد اِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً بجاسوسی عشق بود اگر تقریب اِنّا فَتَحْنا بآیۀ اَلَمْ تَرَ اِلی رَبِّکَ بدانی ذوق باید ذوق. آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۱۲ - ایکه از وهم مبرائی و بیرون زصفائی
ایکه از وهم مبرائی و بیرون زصفائی فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۵۲ - ز حق جوئی نشان الله اکبر
ز حق جوئی نشان الله اکبر سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۳۱ - در مدح بهرام شاه هست
باد آتش بار چون از روی دریا در شود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۳۸ - از گرمروان خار مغیلان گله دارد
از گرمروان خار مغیلان گله دارد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۸۱ - هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد
هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی ۳ - آیینهٔ نورست رخ یار امشب
آیینهٔ نورست رخ یار امشب صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۲۵ - ای خانه زنبور ز فکر تو جگرها
ای خانه زنبور ز فکر تو جگرها
شمارهٔ ۱۰۶ - در ستایش صفوه الدین بانوی شروان شاه
ای پردهٔ معظم بانوی روزگار نهج البلاغه : نامه ها
نامه به مالك اشتر در اصول اخلاقی رهبر اسلامی
و من كتاب له عليهالسلام إلى بعض عماله أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّكَ مِمَّنْ أَسْتَظْهِرُ بِهِ عَلَى إِقَامَةِ اَلدِّينِ وَ أَقْمَعُ بِهِ نَخْوَةَ اَلْأَثِيمِ وَ أَسُدُّ بِهِ لَهَاةَ اَلثَّغْرِ اَلْمَخُوفِ جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۰۴ - ای دل به درد عشق ندارم دوای تو
ای دل به درد عشق ندارم دوای تو قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۰۵ - خرسند بود چند به نام از تو کسی
خرسند بود چند به نام از تو کسی نجمالدین رازی : رباعیات
شماره ۱۶ - درد تو ز هر محتضری خالی نیست
درد تو ز هر محتضری خالی نیست سید حسن غزنوی : غزلیات
شماره ۴۳ - همه شب دوش من بیدار بودم
همه شب دوش من بیدار بودم یغمای جندقی : مراثی و نوحهها
شماره ۱۸ - رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد
رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۹۴ - هرکس که سخن ز قدر و مقدار کند
هرکس که سخن ز قدر و مقدار کند عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی ۳۳ - راهم ندهد سوی حرم زاهد زشت
راهم ندهد سوی حرم زاهد زشت ادیب صابر : رباعیات
شماره ۴۶ - مرغی که چو ماهیش به آب است نیاز
مرغی که چو ماهیش به آب است نیاز اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۵۶ - گر با من دُرد خواره داری سرمی
گر با من دُرد خواره داری سرمی رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۴۲ - النوبة الاولى: قوله تعالى: الطَّلاقُ مَرَّتانِ آن طلاق که از آن آشتى توان گرفت دواست، فَإِمْساک
قوله تعالى: الطَّلاقُ مَرَّتانِ آن طلاق که از آن آشتى توان گرفت دواست، فَإِمْساکٌ بِمَعْرُوفٍ و پس از آن دو طلاق نگاه داشتن است بچم. عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۹۱
معنیی است که هیچ چیز را بدو راه نیست و هیچکس را از او آگاه نیست اما اگر بدو راه بود بجاسوسی عشق بود درین مرتبه عشق از منزل شاهیو پادشاهی بجاسوسی خود میرود و در عرف ثابت شود که چون پادشاهی در کمال حضانت بود و بر حول خود اعتماد کلی دارد خود بایشان بجاسوسی رود بِعِزَةِ اللّه که چون سلطان عشق بجاسوسی رود از بعد آن فتحی بزرگ برآید چنانکه حقیقت آن در حد بیان نتوان آورد اِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً بجاسوسی عشق بود اگر تقریب اِنّا فَتَحْنا بآیۀ اَلَمْ تَرَ اِلی رَبِّکَ بدانی ذوق باید ذوق. آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۱۲ - ایکه از وهم مبرائی و بیرون زصفائی
ایکه از وهم مبرائی و بیرون زصفائی فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۵۲ - ز حق جوئی نشان الله اکبر
ز حق جوئی نشان الله اکبر سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۳۱ - در مدح بهرام شاه هست
باد آتش بار چون از روی دریا در شود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۳۸ - از گرمروان خار مغیلان گله دارد
از گرمروان خار مغیلان گله دارد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۸۱ - هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد
هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی ۳ - آیینهٔ نورست رخ یار امشب
آیینهٔ نورست رخ یار امشب صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۲۵ - ای خانه زنبور ز فکر تو جگرها
ای خانه زنبور ز فکر تو جگرها