جیحون یزدی : قصاید
شمارهٔ ۱۰۲ - وله
بگیسوان خم ابروی آن بت علوی
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۸۷۳ - جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت
جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۶۵۷ - چون شراب صاف درمان است مارا دُرد درد
چون شراب صاف درمان است مارا دُرد درد
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۸۱ - زان بر دو لبت ز بوسه مرزوق نیم
زان بر دو لبت ز بوسه مرزوق نیم
رشیدالدین میبدی : ۵- سورة المائدة- مدنیة
۱۴ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ وَ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ شدید العقاب للاعداء، غفور رحیم للاولیاء. شدید العقاب دشمنان را قهر است و سیاست، غفور رحیم دوستان را نواخت است و کرامت. در یک آیت قهر و لطف جمع کرد، تا بنده میان قهر و لطف در خوف و رجا زندگى کند، در قهر نگرد خائف شود، باز لطف بیند راجى گردد. خوف حصار ایمان است و تریاق هوا، و سلاح مؤمن. رجا مرکب خدمت است و زاد اجتهاد و عدّت عبادت، و گفته‏اند که: ایمان و یقین بنده دو پر دارد یکى خوف، دیگر رجا. هرگز مرغ بیک پرکى تواند پریدن. همچنین مؤمن در خوف بى رجا یا در رجاء بى‏خوف راه دین نتواند بریدن. مثل ایمان راست چون مثل ترازو است، یک کفه آن خوف است، و دیگر کفه رجا، و زبانه دوستى، و این کفه‏ها بعلم آویخته. چنان که ترازو را از کفه ناچار است، خوف و رجا از علم ناچار است، ازین جهت اعلموا در سر آیت نهاد. خوف بى‏علم خوف خارجیان است، رجاء بى‏علم رجاء مرجیان است. دوستى بى علم دوستى اباحتیان است.
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۷۵ - گمان مبر که ز روی تو دیده بردارم
گمان مبر که ز روی تو دیده بردارم
امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۱۷۶ - از سبزه رعنا خطی بر روی گلگون میکشی
از سبزه رعنا خطی بر روی گلگون میکشی
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۷ - در مدح گوید
ای سروری که از گل دل قامت قلم
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۲۲ - ترک من چون زلف بگشاید جهان مشکین‌ کند
ترک من چون زلف بگشاید جهان مشکین‌ کند
عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۶۳ - در مدح سلطان محمود غزنوی
بدان گردیست آن سیمین زنخدان
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۲۶ - دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن
دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۱۴ - هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشد
هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشد
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۲۶ - گر شاه سه شش خواست سه یک زخم افتاد
گر شاه سه شش خواست سه یک زخم افتاد
سهراب سپهری : آوار آفتاب
همراه
تنها در بی‌چراغی شب‌ها می‌رفتم
الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۸۶ - رفتن ح سیدالشهدا به یاری برادر و جنگ آن دو برادر با سپاه کوفیان
برآورده برنده تیغ دوسر
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۶ - ای باغ وجود را عمارت کرده
ای باغ وجود را عمارت کرده
رضی‌الدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۱۹ - تا از بر چشم آن جوان رفت
تا از بر چشم آن جوان رفت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۰۹ - زنگ غفلت ز دل من نگران می خیزد
زنگ غفلت ز دل من نگران می خیزد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۱۴۱ - ای که گفتی نگاه خیره تو
ای که گفتی نگاه خیره تو
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۵۸ - زهاد را به حلقه رندان چه می بری؟
زهاد را به حلقه رندان چه می بری؟