حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۹۲ - طرب ای دل که یار می آید
طرب ای دل که یار می آید
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۸۰ - ای زروی خوب تو پشت زمین آراسته
ای زروی خوب تو پشت زمین آراسته
شاه اسماعیل صفوی ( خطایی ) : گزیدهٔ اشعار ترکی
قیرخلار میدانی
قیرخلار میدانینا واردیم,
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۷۰ - غم و درد مو از عطار واپرس
غم و درد مو از عطار واپرس
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۰۲ - ای ز روی تو آب بر آتش
ای ز روی تو آب بر آتش
نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۴۳ - بازرگان آهن‌فروش
و مثل دوستان با تو چون مثل آن بازرگان است که گفته بود:زمینی که موش آن صد من آهن بخورد چه عجب اگر باز کودکی در قیاس ده من برباید؟ دمنه گفت:چگونه؟ گفت:آورده‌اند که بازرگانی اندک مال بود و می‌خواست که سفری رود. صد من آهن داشت، در خانه دوستی بر وجه امانت بنهاد و برفت. چون بازآمد امین، ودیعت فروخته بود و بها خرج کرده. بازرگان روزی بطلب آهن بنزدیک او رفت. مرد گفت: آهن در پیغوله خانه بنهاده بودم و دران احتیاطی نکرده، تا من واقف شدم موش آن را تمام خورده بود. بازرگان گفت: آری، موش آهن را نیک دوست داردو دندان او برخائیدن آن قادر باشد. امین راست کار شاد گشت، یعنی «بازرگان نرم شد و دل از آن برداشت. » گفت: امروز مهمان من باش. گفت: فردا باز آیم.
نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۲۱۸ - من مست جام وحدتم هذا جنون العاشقین
من مست جام وحدتم هذا جنون العاشقین
عطار نیشابوری : بخش بیست و یکم
المقاله الحادیه و العشرون
مشو مغرور ملک و گنج و دینار
مولوی : دفتر اول
بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را
چون که شیر اندر بر خویشش کشید
سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۱۷ - ز اطراف گلستان تو روئیده خار حیف
ز اطراف گلستان تو روئیده خار حیف
مفاتیح الجنان : بعضی آیات و دعاهاى کوتاه سودمند
استغاثه به حضرت مهدى (ع)
سید علی خان شیرازی در کتاب «کلم طیب» فرموده است: این دعا، دعای استغاثه به حضرت صاحب الزّمان (صلوات الله علیه) است، هرکجا که باشی دو رکعت نماز بخوان و سپس زیر آسمان رو به قبله بایست و بگو:
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۴۲۹ - درین همسایه شمعی هست و جمعی عاشق از دورش
درین همسایه شمعی هست و جمعی عاشق از دورش
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۹۲۹ - خوش است مرگ اگر برگ مرگ ساز کنی
خوش است مرگ اگر برگ مرگ ساز کنی
عطار نیشابوری : نزهت الاحباب
آمدن قمری نزد بلبل و غمازی او از گل
پیش از آن دم کاید ازمحبوب ذوق
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۵۱ - بوسه ای قیمت ازان لبها به صد جان کرده ای
بوسه ای قیمت ازان لبها به صد جان کرده ای
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۷۶ - ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده
ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱ - در مدح محمد بن علی خاص از سرداران سلطان ابراهیم غزنوی
چون نای بینوایم ازین نای بینوا
مولوی : دفتر پنجم
بخش ۸۸ - حکایت در بیان توبهٔ نصوح کی چنانک شیر از پستان بیرون آید باز در پستان نرود آنک توبه نصوحی کرد هرگز از آن گناه یاد نکند به طریق رغبت بلک هر دم نفرتش افزون باشد و آن نفرت دلیل آن بود کی لذت قبول یافت آن شهوت اول بی‌لذت شد این به جای آن نشست نبرد عشق را جز عشق دیگر چرا یاری نجویی زو نکوتر وانک دلش باز بدان گناه رغبت می‌کند علامت آنست کی لذت قبول نیافته است و لذت قبول به جای آن لذت گناه ننشسته است سنیسره للیسری نشده است لذت و نیسره للعسری باقیست بر وی
بود مردی پیش ازین نامش نصوح
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۹۴ - الهی گاهی بخود نگرم گویم از من زار تر کیست، گاهی به تو نگرم گویم از من بزرگوار ت
الهی گاهی بخود نگرم گویم از من زار تر کیست، گاهی به تو نگرم گویم از من بزرگوار تر کیست ؟ بنده چون بهی خود نگرد بزبان تحقیر از کوفتگی و شکستگی خود گوید :
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۷ - گه گهم خوانی و گویی که: چه حالست تو را؟
گه گهم خوانی و گویی که: چه حالست تو را؟