مولوی : رباعیات
رباعی ۱۲۰۴ - تو بحر لطافتی و ما همچو کفیم
تو بحر لطافتی و ما همچو کفیم
رشیدالدین وطواط : رباعیات
شمارهٔ ۵ - در تغزل
با عیب خریدی تو مرا روز نخست
ادیب صابر : مقطعات
شماره ۲۴ - اکنون که خصومات همه اهل زمانه
اکنون که خصومات همه اهل زمانه
اقبال لاهوری : پیام مشرق
الملک ﷲ
طارق چو بر کناررهٔ اندلس سفینه سوخت
صغیر اصفهانی : ماده تاریخ‌ها و قطعات مناسبتی
شمارهٔ ۹۸ - در تعریف ادب
بدین دلیل ادب جان جان انسانست
کمال‌الدین اسماعیل : قصاید
شمارهٔ ۹۹ - وقال ایضاً و یلتمس الفرس
ای هنر را دولت تو دستگیر
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۶۳ - گرچه ماه مصر را دامن زلیخا چاک کرد
گرچه ماه مصر را دامن زلیخا چاک کرد
هجویری : بابُ فی ذِکرِ أئمَّتِهم مِنَ المتأخّرین، رضوانُ اللّه علیهم اجمعین
بابُ فی ذِکرِ أئمَّتِهم مِنَ المتأخّرین، رضوانُ اللّه علیهم اجمعین
بدان جَبَرک اللّه که اندر زمانهٔ ما گروهی‌اند که طاقت حمل ریاضت ندارند و بی ریاضت ریاست طلب کنند و همه اهل این قصه را چون خود پندارند، و چون سخن گذشتگان بشنوند و شرف ایشان ببینند و معاملات ایشان برخوانند، اندر خود نگاه کنند، خود را از آن دور یابند، برگشان نباشد که گویند: «مانه آنیم»؛ فاما گویند: «اندر زمانهٔ ما این چنین کسان نمانده اند.» این قول از ایشان محال باشد؛ از آن‌چه خداوند تعالی هرگز زمین را بی حجت ندارد و هرگز این امت را بی ولی؛ کما قال النّبی، علیه السّلام: «لایَزالُ طائِفَةٌ مِنْ أُمَّتی عَلی الْخَیرِ والحَقِّ حتّی تَقومَ السّاعَةُ»؛ و لقوله، علیه السّلام: «لایَزالُ مِنْ أُمَّتی أربعونَ عَلی خُلُقِ إبراهیمَ.» هرگز امت من خالی نباشند از طایفه‌ای که ایشان بر خیر و حق باشند تا قیامت و همیشه در امت من چهل تن بر خوی ابراهیم پیغمبر علیه السّلام باشند.
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۷۱۴ - چه خسته میکنی ای جان به غمزه خاطر مردم
چه خسته میکنی ای جان به غمزه خاطر مردم
نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۴۷ - ایضا این قصیده در مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان واقع است
به کوه و دشت ندارم ز شوق گنجایی
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۴۲ - عجب که شمع شبی در سرای من سوزد
عجب که شمع شبی در سرای من سوزد
جلال عضد : مفردات
شماره ۶ - تا چند سوز عشقش پنهان کنم به حیله
تا چند سوز عشقش پنهان کنم به حیله
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۴۰ - به خط است این نمایان گشته از طرف بناگوشش
به خط است این نمایان گشته از طرف بناگوشش
غروی اصفهانی : مراثی عبدالله بن الحسن سلام الله علیهما
فی رثاء عبدالله بن الحسن سلام الله علیهما
یگانه دُرّی یتیم عقیق لب لعل فام
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۰۶ - غوطه در بحر گهر ز آبله پا زده ام
غوطه در بحر گهر ز آبله پا زده ام
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۸۵ - با گل می‌گفت بلبلی زار و نزار
با گل می‌گفت بلبلی زار و نزار
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۸۳ - در ره او بی سر و پا می‌روم
در ره او بی سر و پا می‌روم
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۱۳ - ای قبلهٔ جان ما چو بکوی تو رسیدیم
ای قبلهٔ جان ما چو بکوی تو رسیدیم
مجد همگر : قصاید
شماره ۹ - تا بر گلت ز سبزه نگهبان نشسته است
تا بر گلت ز سبزه نگهبان نشسته است
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۹۳۶ - خواندم خط هر نسخه به ایمای تغافل
خواندم خط هر نسخه به ایمای تغافل