حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۰
تا دور آفرینش و تا عمر عالم است ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۴۰۷
هان ابن یمین ز کار آگه میباش رشیدالدین میبدی : ۲۸- سورة القصص- مکیة
۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ ما کُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِیِّ و تو نبودى بطور سوى فرو شدن آفتاب إِذْ قَضَیْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ که ما فرمان خویش بموسى میگزاردیم، وَ ما کُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِینَ (۴۴) تو نبودى از حاضران،وَ لکِنَّا أَنْشَأْنا قُرُوناً لکن ما بر آن بودیم که گروهانى آفرینیم فَتَطاوَلَ عَلَیْهِمُ الْعُمُرُ دراز شد بر ایشان زندگانیها، وَ ما کُنْتَ ثاوِیاً فِی أَهْلِ مَدْیَنَ و نبودى در میان مدین بنشست تَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِنا که بر ایشان خواندى تو سخنان ما وَ لکِنَّا کُنَّا مُرْسِلِینَ (۴۵) لکن ما فرستادیم. سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۷
من لاف چون زنم، که سرم را هوای توست عطار نیشابوری : وصلت نامه
و منه فی المناجات
من ترا بینم ترا دانم ترا ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۷۹
آن بت که سروردل و نور بصرست فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۵
مرا جز عشق تو جانی نمیبینم نمیبینم صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۱۳۸۶
بر سیهبختی ارباب سخن میگرید صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۴۶۶
از هجوم اشک دل در چشم خونپالا نماند سعدی : باب دوم در اخلاق درویشان
حکایت شمارهٔ ۲۷
وقتی در سفر حجاز طایفه ای جوانان صاحب دل هم دم من بودند و هم قدم وقتها زمزمه ای بکردندی و بیتی محققانه بگفتندی و عابدی در سبیل منکر حال درویشان بود و بی خبر از درد ایشان تا برسیدیم به خیل بنی هلال کودکی سیاه از حیّ عرب بدر آمد و آوازی بر آورد که مرغ از هوا در آورد اشتر عابد را دیدم که به رقص اندر آمد و عابد را بینداخت و برفت. گفتم ای شیخ در حیوانی اثر کرد ترا همچنان تفاوت نمیکند صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۲۲۲
در خون کشد نظر را حسنی که بی حجاب است رشیدالدین میبدی : ۱۹- سورة مریم- مکیّة
۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «جَنَّاتِ عَدْنٍ» بهشتهاى همیشى، «الَّتِی وَعَدَ الرَّحْمنُ» آن بهشتها که رحمن وعده داد «عِبادَهُ بِالْغَیْبِ» بندگان خویش را نادیده، «إِنَّهُ کانَ وَعْدُهُ مَأْتِیًّا (۶۱)» وعده اللَّه تعالى آمدنى است. مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۲۳۰
یا سندا لحاظه عاقلتی و مسکنی سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
بخش ۱۷
خشم بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطف بی وقت هیبت ببرد نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند. عطار نیشابوری : بخش شانزدهم
الحكایة و التمثیل
آن یکی حمال خوش بنشسته بود ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۲۶۱
چون نرکس تو غمزه جادو بگشود سعدی : غزلیات
غزل ۲۴۵
هر که بی او زندگانی میکند همام تبریزی : مفردات
شمارهٔ ۳۶
فتنه عالمی شدی فتنه شدم چو دیدمت نهج البلاغه : حکمت ها
فلسفه كيفر و پاداش الهی
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> إِنَّ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ وَضَعَ اَلثَّوَابَ عَلَى طَاعَتِهِ وَ اَلْعِقَابَ عَلَى مَعْصِيَتِهِ ذِيَادَةً لِعِبَادِهِ عَنْ نِقْمَتِهِ وَ حِيَاشَةً لَهُمْ إِلَى جَنَّتِهِ شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۹۹
درویش فقیریم و نخواهیم امیری
شمارهٔ ۱۶۰
تا دور آفرینش و تا عمر عالم است ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۴۰۷
هان ابن یمین ز کار آگه میباش رشیدالدین میبدی : ۲۸- سورة القصص- مکیة
۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ ما کُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِیِّ و تو نبودى بطور سوى فرو شدن آفتاب إِذْ قَضَیْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ که ما فرمان خویش بموسى میگزاردیم، وَ ما کُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِینَ (۴۴) تو نبودى از حاضران،وَ لکِنَّا أَنْشَأْنا قُرُوناً لکن ما بر آن بودیم که گروهانى آفرینیم فَتَطاوَلَ عَلَیْهِمُ الْعُمُرُ دراز شد بر ایشان زندگانیها، وَ ما کُنْتَ ثاوِیاً فِی أَهْلِ مَدْیَنَ و نبودى در میان مدین بنشست تَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِنا که بر ایشان خواندى تو سخنان ما وَ لکِنَّا کُنَّا مُرْسِلِینَ (۴۵) لکن ما فرستادیم. سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۷
من لاف چون زنم، که سرم را هوای توست عطار نیشابوری : وصلت نامه
و منه فی المناجات
من ترا بینم ترا دانم ترا ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۷۹
آن بت که سروردل و نور بصرست فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۵
مرا جز عشق تو جانی نمیبینم نمیبینم صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت شمارهٔ ۱۳۸۶
بر سیهبختی ارباب سخن میگرید صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۴۶۶
از هجوم اشک دل در چشم خونپالا نماند سعدی : باب دوم در اخلاق درویشان
حکایت شمارهٔ ۲۷
وقتی در سفر حجاز طایفه ای جوانان صاحب دل هم دم من بودند و هم قدم وقتها زمزمه ای بکردندی و بیتی محققانه بگفتندی و عابدی در سبیل منکر حال درویشان بود و بی خبر از درد ایشان تا برسیدیم به خیل بنی هلال کودکی سیاه از حیّ عرب بدر آمد و آوازی بر آورد که مرغ از هوا در آورد اشتر عابد را دیدم که به رقص اندر آمد و عابد را بینداخت و برفت. گفتم ای شیخ در حیوانی اثر کرد ترا همچنان تفاوت نمیکند صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۲۲۲
در خون کشد نظر را حسنی که بی حجاب است رشیدالدین میبدی : ۱۹- سورة مریم- مکیّة
۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «جَنَّاتِ عَدْنٍ» بهشتهاى همیشى، «الَّتِی وَعَدَ الرَّحْمنُ» آن بهشتها که رحمن وعده داد «عِبادَهُ بِالْغَیْبِ» بندگان خویش را نادیده، «إِنَّهُ کانَ وَعْدُهُ مَأْتِیًّا (۶۱)» وعده اللَّه تعالى آمدنى است. مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۲۳۰
یا سندا لحاظه عاقلتی و مسکنی سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
بخش ۱۷
خشم بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطف بی وقت هیبت ببرد نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند. عطار نیشابوری : بخش شانزدهم
الحكایة و التمثیل
آن یکی حمال خوش بنشسته بود ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۲۶۱
چون نرکس تو غمزه جادو بگشود سعدی : غزلیات
غزل ۲۴۵
هر که بی او زندگانی میکند همام تبریزی : مفردات
شمارهٔ ۳۶
فتنه عالمی شدی فتنه شدم چو دیدمت نهج البلاغه : حکمت ها
فلسفه كيفر و پاداش الهی
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> إِنَّ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ وَضَعَ اَلثَّوَابَ عَلَى طَاعَتِهِ وَ اَلْعِقَابَ عَلَى مَعْصِيَتِهِ ذِيَادَةً لِعِبَادِهِ عَنْ نِقْمَتِهِ وَ حِيَاشَةً لَهُمْ إِلَى جَنَّتِهِ شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۹۹
درویش فقیریم و نخواهیم امیری