ایرج میرزا : قطعه ها
مزاح با یکی از دوستان
چند تو را گفتم ای کمال مخور کیر
ادیب صابر : قصاید
شمارهٔ ۸
اگر چه داد سخن در زمانه من دادم
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۷۱۶
بگفتم با دلم آخر قراری
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۱۰
به دشمن بر، از خشم آواز کرد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۶۹۹
نیست جز داغ عزیزان حاصل پایندگی
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۸۴
چه شکر گویمت ای بخت کارساز امشب
دقیقی : ابیات پراکنده
شمارهٔ ۱
من جاه دوست دارم کآزاده زاده ام
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۶۳ - در تفسیر و هو معکم اینما کنتم و نحن اقرب الیه من حبل الورید و فی انفسکم افلا تبصرون و من عرف نفسه فقد عرف ربه و قلوب العارفین خزائن اللّه.
جوی در خود ورا چو جویانی
مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۰۹۰
پر از عیسی است این جهان مالامال
سعدی : باب دوم در اخلاق درویشان
حکایت شمارهٔ ۲
درويشی را ديدم سر بر آستان کعبه همی‌ماليد و می‌گفت يا غفور يا رحيم تو داني که از ظلوم و جهول چه آيد
ملا احمد نراقی : باب چهارم
صفت پانزدهم - کبر و تفاوت آن با عجب
و آن عبارت است از حالتی که آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و اعتقاد برتری خود را بر غیر داشته باشد و فرق این با عجب، آن است که آدمی خود را شخصی داند، و خود پسند باشد، اگر چه پای کسی دیگر در میان نباشد، ولی در کبر، باید پای غیر نیز در میان آید تا خود را از آن برتر داند و بالاتر بیند و این کبر، صفتی است در نفس و باطن و از برای این صفت، در ظاهر، آثار و ثمرات چندی است که اظهار آن آثار را تکبر گویند .
عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۵۷۳
َبه امید عذر خواهان ز نیاز عذر خواهی
فریدون مشیری : تا صبح تابناک اهورایی
ستاره و ...
تا سحر از پشت دیوار شب،
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۵۰۲ - الوفاء بالعهد
وفا بالعهد آن باشد که عاشق
احمد شاملو : مدایح بی‌صله
پیغام
پسرِ خوبم، ماهان
ازرقی هروی : قصاید
شمارهٔ ۳۸
دوش در گردن شب عقد ثریا دیدم
مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۷۷ - تفسیر گفتن ساحران فرعون را در وقت سیاست با او کی لا ضیر انا الی ربنا منقلبون
نعرهٔ لا ضیر بشنید آسمان
سیدای نسفی : غزلیات
شمارهٔ ۴۸۹
شبها چو شمع دارم حال خراب بی تو
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۳۳۷
درین دریا درآ با ما و عین ما به ما میجو
امیر پازواری : چهاربیتی‌ها
شمارهٔ ۷۲
چَنگی که نه شه چنگ ره نَواوَرِهْ چنگْ