اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۳۰ - سوز حدیث شمع زبان را خبر نکرد
سوز حدیث شمع زبان را خبر نکرد
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۳۸ - گرمی کوثر بدان لبهای خندان داده اند
گرمی کوثر بدان لبهای خندان داده اند
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۷۰ - تو در چمن چو نباشی گل و سمن چکنم
تو در چمن چو نباشی گل و سمن چکنم
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۲ - آن شاخ گل که رونق سرو و سمن ازوست
آن شاخ گل که رونق سرو و سمن ازوست
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴۶۵ - گر که سیم و زر بسیار بود نادانرا
گر که سیم و زر بسیار بود نادانرا
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۱۱۷ - در برم دل عندلیب بوستان گم کرده است
در برم دل عندلیب بوستان گم کرده است
ظهیرالدین فاریابی : قصاید
شماره ۳۱ - شرح غم تو لذت شادی به جان دهد
شرح غم تو لذت شادی به جان دهد
سعیدا : غزلیات
شماره ۲۰۳ - شکست رونق آیینه را صفای قدح
شکست رونق آیینه را صفای قدح
ظهیرالدین فاریابی : قطعات
شماره ۲۷ - سپهر فضل و جهان هنر رضی الدین
سپهر فضل و جهان هنر رضی الدین
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۵۴ - کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی
کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی
اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۱۸ - تاریخ وفات احمد آقا
ز عالم گر برون شد احمد آقا
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۷۳ - بت، اگرچه لطیف دارد نقش
بت، اگرچه لطیف دارد نقش
امام خمینی : رباعیات
بیگانه خویش
تا روی تو را دیدم و دیوانه شدم
اسیری لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۵ - تاجی ز خیال وصل تو در سرماست
تاجی ز خیال وصل تو در سرماست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۶۳۶ - شب رسید آن شمع کو عمری درون سینه بود
شب رسید آن شمع کو عمری درون سینه بود
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۷۰ - گرد باد دامن صحرای بی سامانیم
گرد باد دامن صحرای بی سامانیم
فخرالدین عراقی : فصل دهم
مثنوی
جز حدیث تو من نمی‌دانم
رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۲۶ - ساغر شیرازی
و هُوَ زبدة العلما و قدوة الفضلا تاج الحرمین الشریفین حاج شیخ محمد. اجداد و اعمام آن جناب همگی از مشایخ و ائمهٔ آن ولایت و کُلاًّ سلسله‌ای نیک و طایفه‌ای به دل نزدیک. همیشه بین الخواص و العوام معزز و مکرم و به فضل و صلاح وعلم و عمل همگنان را مسلم.بذله‌های لطیف و نکته‌های شریف از آن جناب سرزده و لطایف سخنان آن عالم سخندان گوشزد خلایق آمده با آنکه امامت می‌فرمود در قید این اسم و رسم نبود. همواره به مقدار روزی مقدّر قانع و خاطر را از پیروی اهل طمع مانع. واقعاً شیخی خوشحال و عالمی صاحب کمال و امامی نیکو خصال بود. قصیده و غزل خوب بیان می‌نمود و خدمتش مکرر اتفاق افتاد. از غزلیات او چند بیتی تیمنّاً نوشته می‌شود:
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۵۶ - در صدف چون قطره افتد گردد او را دل ز سنگ
در صدف چون قطره افتد گردد او را دل ز سنگ
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۸۶ - شیوه کان ترک ماهرو داند
شیوه کان ترک ماهرو داند