مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۷۸۲
گر در طلبی ز چشمه در بر ناید ظهیرالدین فاریابی : قطعات
شمارهٔ ۷۷
بزرگوارا من در میان اهل عراق سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۵۲ - غزل
شوق می ام نیمه شب بر در خمار برد صفایی جندقی : غزلیات
شمارهٔ ۷۶
گرنه در خورد یار دیرین است عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شمارهٔ ۴۳
مائیم ز غم سوخته خوش خوش چون شمع سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۷۱
من هر چه دیدهام ز دل و دیده دیدهام ظهیرالدین فاریابی : قطعات
شمارهٔ ۷۹
خسروا!ابر رحمت تو کجاست صفایی جندقی : غزلیات
شمارهٔ ۷۸
خون به رخسارم از جهان بین است مولوی : دفتر اول
بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه باو آنچ هاتف آواز داد
باز گرد و حال مطرب گوشدار صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۹
چرب نرمی می کند کوته زبان شمشیر را اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۷۰
گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟ مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۸۹
دل دل دلی تو دل مرا مرنجان مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۹۹
تا ظن نبری که من دوئی میبینم عطار نیشابوری : وصلت نامه
وله ایضاً
کاری که ورای کفر و دین میدانم سعدی : غزلیات
غزل ۴۵۷
چند بشاید به صبر دیده فرو دوختن سعدی : باب دوم در اخلاق درویشان
حکایت شمارهٔ ۲۸
یکی را از ملوک مدّت عمر سپری شد قایم مقامی نداشت وصیت کرد که بامدادان نخستین کسی که از در شهر اندر آید تاج شاهی بر سر وی نهند و تفویض مملکت بدو کنند اتفاقاً اول کسی که در آمد گدایی بود همه عمر لقمه اندوخته و رقعه دوخته ارکان دولت و اعیان حضرت وصیت ملک به جای آوردند و تسلیم مفاتیح قلاع و خزاین بدو کردند و مدّتی ملک راند تا بعضی امرای دولت گردن از طاعت او بپیچانیدند و ملوک از هر طرف به منازعت خاستن گرفتند و به مقاومت لشکر آراستن فی الجمله سپاه و رعیت به هم بر آمدند و برخی طرف بلاد از قبض تصرف او رفت. درویش ازین واقعه خسته خاطر همیبود تا یکی از دوستان قدیمش که در حالت درویشی قرین بود از سفری باز آمدو در چنان مرتبه دیدش گفت منت خدای را عزّوجل که گلت از خار بر آمد و خار از پای بدر آمد و بخت بلندت رهبری کرد و اقبال و سعادت یاوری تا بدین پایه رسیدی مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۰۰۰
ای ز هجران تو مردن، طرب و راحت من خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۶۳ - مطلع دوم
از همه عالم شدهام بر کران مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۱۹
کافرم ار در دو جهان عشق بود خوش تر ازین مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۶۷۶
سبک بنواز ای مطرب ربایی
رباعی شمارهٔ ۷۸۲
گر در طلبی ز چشمه در بر ناید ظهیرالدین فاریابی : قطعات
شمارهٔ ۷۷
بزرگوارا من در میان اهل عراق سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۵۲ - غزل
شوق می ام نیمه شب بر در خمار برد صفایی جندقی : غزلیات
شمارهٔ ۷۶
گرنه در خورد یار دیرین است عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شمارهٔ ۴۳
مائیم ز غم سوخته خوش خوش چون شمع سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۷۱
من هر چه دیدهام ز دل و دیده دیدهام ظهیرالدین فاریابی : قطعات
شمارهٔ ۷۹
خسروا!ابر رحمت تو کجاست صفایی جندقی : غزلیات
شمارهٔ ۷۸
خون به رخسارم از جهان بین است مولوی : دفتر اول
بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه باو آنچ هاتف آواز داد
باز گرد و حال مطرب گوشدار صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۹
چرب نرمی می کند کوته زبان شمشیر را اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۷۰
گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟ مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۸۹
دل دل دلی تو دل مرا مرنجان مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۹۹
تا ظن نبری که من دوئی میبینم عطار نیشابوری : وصلت نامه
وله ایضاً
کاری که ورای کفر و دین میدانم سعدی : غزلیات
غزل ۴۵۷
چند بشاید به صبر دیده فرو دوختن سعدی : باب دوم در اخلاق درویشان
حکایت شمارهٔ ۲۸
یکی را از ملوک مدّت عمر سپری شد قایم مقامی نداشت وصیت کرد که بامدادان نخستین کسی که از در شهر اندر آید تاج شاهی بر سر وی نهند و تفویض مملکت بدو کنند اتفاقاً اول کسی که در آمد گدایی بود همه عمر لقمه اندوخته و رقعه دوخته ارکان دولت و اعیان حضرت وصیت ملک به جای آوردند و تسلیم مفاتیح قلاع و خزاین بدو کردند و مدّتی ملک راند تا بعضی امرای دولت گردن از طاعت او بپیچانیدند و ملوک از هر طرف به منازعت خاستن گرفتند و به مقاومت لشکر آراستن فی الجمله سپاه و رعیت به هم بر آمدند و برخی طرف بلاد از قبض تصرف او رفت. درویش ازین واقعه خسته خاطر همیبود تا یکی از دوستان قدیمش که در حالت درویشی قرین بود از سفری باز آمدو در چنان مرتبه دیدش گفت منت خدای را عزّوجل که گلت از خار بر آمد و خار از پای بدر آمد و بخت بلندت رهبری کرد و اقبال و سعادت یاوری تا بدین پایه رسیدی مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۰۰۰
ای ز هجران تو مردن، طرب و راحت من خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۶۳ - مطلع دوم
از همه عالم شدهام بر کران مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۱۹
کافرم ار در دو جهان عشق بود خوش تر ازین مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۶۷۶
سبک بنواز ای مطرب ربایی