مولوی : دفتر چهارم
بخش ۸۷ - چاره اندیشیدن آن ماهی نیمعاقل و خود را مرده کردن
گفت ماهی دگر وقت بلا عطار نیشابوری : باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن
شمارهٔ ۳
چون مرگ در افکند به غرقاب ترا مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۰۷۹
مقام ناز نداری، برو تو ناز مکن مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۳۴۰
چنین میزن دو دستک تا سحرگاه عطار نیشابوری : بخش سی و یکم
الحكایة و التمثیل
کرد آن دیوانه رامردی سؤال مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۹۹ - تمثیل صابر شدن ممن چون بر شر و خیر بلا واقف شود
سگ شکاری نیست او را طوق نیست عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شمارهٔ ۷۱
گفتم: شمعا! چند گدازی مگداز مولوی : دفتر دوم
بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد
آن غزان ترک خونریز آمدند صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۸۴۳
زگریه آینه هر دلی که روشن شد عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شمارهٔ ۱۰۶
دی میگفتم دستِ من و دامنِ او محتشم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۶۵
به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار میآید فریدون مشیری : بهار را باورکن
بگو کجاست مرغ آفتاب
زندانی دیار شب جاودانیم مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۵۴
من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح عصمت الدین خواهر منوچهر و شفیع آوردن برای اجزاهٔ سفر
حضرت ستر معلا دیدهام مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۷۶۱
در خون دلم رسید فتوی صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۸۵
با حجاب جسم خاکی جان روشن دشمن است مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۶
ما باده ز یار دلفروز آوردیم عطار نیشابوری : باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن
شمارهٔ ۳
پیوسته دلم به جانت میخواهد جُست عطار نیشابوری : بخش نهم
(۳) حکایت پادشاه که علم نجوم دانست
نجومی نیک میدانست آن شاه مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۵۷۲
جانا به غریبستان چندین به چه میمانی؟
بخش ۸۷ - چاره اندیشیدن آن ماهی نیمعاقل و خود را مرده کردن
گفت ماهی دگر وقت بلا عطار نیشابوری : باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن
شمارهٔ ۳
چون مرگ در افکند به غرقاب ترا مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۰۷۹
مقام ناز نداری، برو تو ناز مکن مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۳۴۰
چنین میزن دو دستک تا سحرگاه عطار نیشابوری : بخش سی و یکم
الحكایة و التمثیل
کرد آن دیوانه رامردی سؤال مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۹۹ - تمثیل صابر شدن ممن چون بر شر و خیر بلا واقف شود
سگ شکاری نیست او را طوق نیست عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شمارهٔ ۷۱
گفتم: شمعا! چند گدازی مگداز مولوی : دفتر دوم
بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد
آن غزان ترک خونریز آمدند صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۸۴۳
زگریه آینه هر دلی که روشن شد عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شمارهٔ ۱۰۶
دی میگفتم دستِ من و دامنِ او محتشم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۶۵
به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار میآید فریدون مشیری : بهار را باورکن
بگو کجاست مرغ آفتاب
زندانی دیار شب جاودانیم مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۵۴
من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح عصمت الدین خواهر منوچهر و شفیع آوردن برای اجزاهٔ سفر
حضرت ستر معلا دیدهام مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۷۶۱
در خون دلم رسید فتوی صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۸۵
با حجاب جسم خاکی جان روشن دشمن است مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۳۰۶
ما باده ز یار دلفروز آوردیم عطار نیشابوری : باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن
شمارهٔ ۳
پیوسته دلم به جانت میخواهد جُست عطار نیشابوری : بخش نهم
(۳) حکایت پادشاه که علم نجوم دانست
نجومی نیک میدانست آن شاه مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۵۷۲
جانا به غریبستان چندین به چه میمانی؟