صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۶۰ - چه ضرورست که آلوده تعمیر شوم؟
چه ضرورست که آلوده تعمیر شوم؟ اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۳۲ - سر بجای پای در میخانه میباید نهاد
سر بجای پای در میخانه میباید نهاد الهامی کرمانشاهی : خیابان سوم
بخش ۷۱ - به خانه بردن خولی
گرفتند با آن اسیران سپاه جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۴۸۸ - امشب زمی چو مجلس دلدار گرم شد
امشب زمی چو مجلس دلدار گرم شد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۷۴ - سلام و خدمت ما، ای صبا، به یار بگوی
سلام و خدمت ما، ای صبا، به یار بگوی سعیدا : غزلیات
شماره ۵۷۱ - شد زمین تکیه گاه درویشی
شد زمین تکیه گاه درویشی افسر کرمانی : رباعیات
شماره ۱۴ - سرو آمده یا به گل ز رفتار خوشت
سرو آمده یا به گل ز رفتار خوشت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۸۱ - آرزو بسیار و آهم در دل درویش نیست
آرزو بسیار و آهم در دل درویش نیست نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۴ - ما بندگان نه در خور این پایه بوده ایم
ما بندگان نه در خور این پایه بوده ایم جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۵۸ - دل من زان کسی بیغم نیابد
دل من زان کسی بیغم نیابد بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۲۹ - چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاست
چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاست یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۳ - به آقا محمد رضای عطار نراقی نگاشته
فرزندی میراز حسن را رنج افزای فیروز فرگاهم و با پیکر شمشاد هنجار و دیدار خورشید رخسارش آزاد و آسوده از سرو و ماه، پیر راهرو آگاه شیخ حسن از کاشان به ری فرمود و یاران را به رامش چهر و گوارش گفت بی نیاز از بانگ چنگ و مستی می ساخت، برگ و ساز انجمنی از دیدار پیر کهن سال روز جوانی تازه کرد و سرود رود نوازان که چون پایان مستی سر در پستی داشت، دیگر بار بلند آوازه خاست، سرکار میرزا اینک زخم اندیش ساز است و تنگ شکر خیزش نمک پریش این آغاز، شعر: حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۴۳ - شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون
شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون عطار نیشابوری : بخش سی و هفتم
الحكایة و التمثیل
یوسف صدیق در زندان شاه مولوی : رباعیات
رباعی ۳۸ - تا کی باشی ز دور نظارهٔ ما
تا کی باشی ز دور نظارهٔ ما صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۰۷ - هر که بست از گفتگو لب جنت دربسته است
هر که بست از گفتگو لب جنت دربسته است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۸ - نه دل ز عالم پر وحشت آرمیده مرا
نه دل ز عالم پر وحشت آرمیده مرا مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۸۶ - بود از لیلی بسکه جگر خون مجنون
بود از لیلی بسکه جگر خون مجنون صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۵۵ - زنهار دل خویش به عالم نگذاری
زنهار دل خویش به عالم نگذاری کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۳۳ - تا ظن نبری که در نکوئیت شکیست
تا ظن نبری که در نکوئیت شکیست
غزل ۵۶۶۰ - چه ضرورست که آلوده تعمیر شوم؟
چه ضرورست که آلوده تعمیر شوم؟ اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۳۲ - سر بجای پای در میخانه میباید نهاد
سر بجای پای در میخانه میباید نهاد الهامی کرمانشاهی : خیابان سوم
بخش ۷۱ - به خانه بردن خولی
گرفتند با آن اسیران سپاه جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۴۸۸ - امشب زمی چو مجلس دلدار گرم شد
امشب زمی چو مجلس دلدار گرم شد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۷۴ - سلام و خدمت ما، ای صبا، به یار بگوی
سلام و خدمت ما، ای صبا، به یار بگوی سعیدا : غزلیات
شماره ۵۷۱ - شد زمین تکیه گاه درویشی
شد زمین تکیه گاه درویشی افسر کرمانی : رباعیات
شماره ۱۴ - سرو آمده یا به گل ز رفتار خوشت
سرو آمده یا به گل ز رفتار خوشت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۸۱ - آرزو بسیار و آهم در دل درویش نیست
آرزو بسیار و آهم در دل درویش نیست نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۴ - ما بندگان نه در خور این پایه بوده ایم
ما بندگان نه در خور این پایه بوده ایم جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۵۸ - دل من زان کسی بیغم نیابد
دل من زان کسی بیغم نیابد بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۲۹ - چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاست
چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاست یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۳ - به آقا محمد رضای عطار نراقی نگاشته
فرزندی میراز حسن را رنج افزای فیروز فرگاهم و با پیکر شمشاد هنجار و دیدار خورشید رخسارش آزاد و آسوده از سرو و ماه، پیر راهرو آگاه شیخ حسن از کاشان به ری فرمود و یاران را به رامش چهر و گوارش گفت بی نیاز از بانگ چنگ و مستی می ساخت، برگ و ساز انجمنی از دیدار پیر کهن سال روز جوانی تازه کرد و سرود رود نوازان که چون پایان مستی سر در پستی داشت، دیگر بار بلند آوازه خاست، سرکار میرزا اینک زخم اندیش ساز است و تنگ شکر خیزش نمک پریش این آغاز، شعر: حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۴۳ - شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون
شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون عطار نیشابوری : بخش سی و هفتم
الحكایة و التمثیل
یوسف صدیق در زندان شاه مولوی : رباعیات
رباعی ۳۸ - تا کی باشی ز دور نظارهٔ ما
تا کی باشی ز دور نظارهٔ ما صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۰۷ - هر که بست از گفتگو لب جنت دربسته است
هر که بست از گفتگو لب جنت دربسته است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۸ - نه دل ز عالم پر وحشت آرمیده مرا
نه دل ز عالم پر وحشت آرمیده مرا مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۸۶ - بود از لیلی بسکه جگر خون مجنون
بود از لیلی بسکه جگر خون مجنون صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۵۵ - زنهار دل خویش به عالم نگذاری
زنهار دل خویش به عالم نگذاری کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۳۳ - تا ظن نبری که در نکوئیت شکیست
تا ظن نبری که در نکوئیت شکیست