صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۴ - طالعی کو، که کشم مست در آغوش ترا؟
طالعی کو، که کشم مست در آغوش ترا؟ نظامی عروضی : مقالت اول: در ماهیت دبیری و کیفیت دبیر کامل و آنچه تعلق بدین دارد
بخش ۸ - حکایت هفت - خلیفهٔ عباسی در ذم سلجوقیان
اما در روزگار ما هم از خلفاء بنی عباس ابن المستظهر المسترشد بالله امیرالمؤمنین طیب الله تربته و رفع فی الجنان رتبته از شهر بغداد خروج کرد با لشکری آراسته و تجملی پیراسته و خزینهٔ بیشمار و سلاحی بسیار متوجها الی خراسان بسبب استزادتی که از سلطان عالم سنجر داشت و آن صناعت اصحاب اغراض بود و تمویه و تزویر اهل شر که بدانجا رسانیده بودند چون به کرمانشاهان رسید روز آدینه خطبهٔ کرد که در فصاحت از ذروهٔ اوج آفتاب درگذشته بود و بمنتهای عرش و علیین رسیده در اثناء این خطبه از بس دلتنگی و غایت ناامیدی شکایتی کرد از آل سلجوق که فصحاء عرب و بلغاء عجم انصاف بدادند که بعد از صحابهٔ نبی رضوان الله علیهم اجمعین که تلامذهٔ نقطهٔ نبوت بودند و شارح کلمات جوامع الکلم هیچ کس فصلی بدین جزالت و فصاحت نظم نداده بود قال امیر المؤمنین المسترشد بالله فوضنا امورنا الی آل سلجوق فبرزوا علینا فطال علیهم الامد فقست قلوبهم و کثیر منهم فاسقون میگوید کار های خویش بآل سلجوق باز گذاشتیم پس بر ما بیرون آمدند و روزگار بر ایشان برآمد و سیاه و سخت شد دلهای ایشان و از ایشان بیشتر فاسقانند یعنی گردن کشیدند از فرمانهای ما در دین و مسلمانی. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱ - نیست از سنگ ملامت غم سر پر شور را
نیست از سنگ ملامت غم سر پر شور را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۷ - گداخت دیدن آن روی بی نقاب مرا
گداخت دیدن آن روی بی نقاب مرا فضولی : مقطعات
شماره ۸ - ای دل ملال گوشه عزلت هزار بار
ای دل ملال گوشه عزلت هزار بار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۵۰ - از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست
از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
ز شام ما برونور سحر را
ز شام ما برونور سحر را نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۴ - برخیز که عشق از گرانان سیرست
برخیز که عشق از گرانان سیرست ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٨٣ - در قصه شنیده ام که ابلیس
در قصه شنیده ام که ابلیس صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳ - چشم روشن می دهد از کف دل بی تاب را
چشم روشن می دهد از کف دل بی تاب را اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۵۶ - خوش وقت شهیدی که بخون خفت و برفت
خوش وقت شهیدی که بخون خفت و برفت رشیدالدین میبدی : ۷۱- سورة نوح - مکیة
النوبة الثانیة
این سوره مکّى است به مکه فرو آمده باجماع مفسّران و بعدد کوفیان بیست و هشت آیت است، دویست و بیست و چهار کلمه، نهصد و بیست و نه حرف و درین سوره نه ناسخ است و نه منسوخ. و در فضیلت سوره ابى بن کعب روایت کند از مصطفى (ص) گفت: هر که این سوره برخواند، خداى عزّ و جلّ او را از آن مؤمنان کند که نوح پیغمبر ایشان را دعا کرد و دعاى وى اندرو رساند. قوله إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ قال النّبی (ص): «هو اوّل نبىّ بعث» فرخی سیستانی : رباعیات
شماره ۲۷ - آن روز چه بد که با قضا یار شدم
آن روز چه بد که با قضا یار شدم ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۴ - و حاجب بزرگ علی بدین اخبار سخت شادمانه شد و نامه نبشت بامیر مسعود و بر دست دو خیلتاش بفرستاد و آن حالها بشرح بازنمود و نامهها که از غزنین رسیده بود
و حاجب بزرگ علی بدین اخبار سخت شادمانه شد و نامه نبشت بامیر مسعود و بر دست دو خیلتاش بفرستاد و آن حالها بشرح بازنمود و نامهها که از غزنین رسیده بود بجمله گسیل کرد . فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۹۹ - بهر آزادی هر آنکس استقامت می کند
بهر آزادی هر آنکس استقامت می کند مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۲۴ - حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق
شیخ میشُد با مُریدی بیدِرَنگ مسعود سعد سلمان : غزلیات
شماره ۱۶ - به چشم دل همی بینم غم و تیمار جان ای جان
به چشم دل همی بینم غم و تیمار جان ای جان جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۱۰ - مرا وصال رخت ای نگار می باید
مرا وصال رخت ای نگار می باید کلیم کاشانی : رباعیات
شماره ۴۳ - با آنکه پیاله گیر این بزم منم
با آنکه پیاله گیر این بزم منم امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴۹۶ - ماهی رود و من همه شب خواب ندانم
ماهی رود و من همه شب خواب ندانم
غزل ۴۹۴ - طالعی کو، که کشم مست در آغوش ترا؟
طالعی کو، که کشم مست در آغوش ترا؟ نظامی عروضی : مقالت اول: در ماهیت دبیری و کیفیت دبیر کامل و آنچه تعلق بدین دارد
بخش ۸ - حکایت هفت - خلیفهٔ عباسی در ذم سلجوقیان
اما در روزگار ما هم از خلفاء بنی عباس ابن المستظهر المسترشد بالله امیرالمؤمنین طیب الله تربته و رفع فی الجنان رتبته از شهر بغداد خروج کرد با لشکری آراسته و تجملی پیراسته و خزینهٔ بیشمار و سلاحی بسیار متوجها الی خراسان بسبب استزادتی که از سلطان عالم سنجر داشت و آن صناعت اصحاب اغراض بود و تمویه و تزویر اهل شر که بدانجا رسانیده بودند چون به کرمانشاهان رسید روز آدینه خطبهٔ کرد که در فصاحت از ذروهٔ اوج آفتاب درگذشته بود و بمنتهای عرش و علیین رسیده در اثناء این خطبه از بس دلتنگی و غایت ناامیدی شکایتی کرد از آل سلجوق که فصحاء عرب و بلغاء عجم انصاف بدادند که بعد از صحابهٔ نبی رضوان الله علیهم اجمعین که تلامذهٔ نقطهٔ نبوت بودند و شارح کلمات جوامع الکلم هیچ کس فصلی بدین جزالت و فصاحت نظم نداده بود قال امیر المؤمنین المسترشد بالله فوضنا امورنا الی آل سلجوق فبرزوا علینا فطال علیهم الامد فقست قلوبهم و کثیر منهم فاسقون میگوید کار های خویش بآل سلجوق باز گذاشتیم پس بر ما بیرون آمدند و روزگار بر ایشان برآمد و سیاه و سخت شد دلهای ایشان و از ایشان بیشتر فاسقانند یعنی گردن کشیدند از فرمانهای ما در دین و مسلمانی. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱ - نیست از سنگ ملامت غم سر پر شور را
نیست از سنگ ملامت غم سر پر شور را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۷ - گداخت دیدن آن روی بی نقاب مرا
گداخت دیدن آن روی بی نقاب مرا فضولی : مقطعات
شماره ۸ - ای دل ملال گوشه عزلت هزار بار
ای دل ملال گوشه عزلت هزار بار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۵۰ - از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست
از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
ز شام ما برونور سحر را
ز شام ما برونور سحر را نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۴ - برخیز که عشق از گرانان سیرست
برخیز که عشق از گرانان سیرست ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٨٣ - در قصه شنیده ام که ابلیس
در قصه شنیده ام که ابلیس صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳ - چشم روشن می دهد از کف دل بی تاب را
چشم روشن می دهد از کف دل بی تاب را اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۵۶ - خوش وقت شهیدی که بخون خفت و برفت
خوش وقت شهیدی که بخون خفت و برفت رشیدالدین میبدی : ۷۱- سورة نوح - مکیة
النوبة الثانیة
این سوره مکّى است به مکه فرو آمده باجماع مفسّران و بعدد کوفیان بیست و هشت آیت است، دویست و بیست و چهار کلمه، نهصد و بیست و نه حرف و درین سوره نه ناسخ است و نه منسوخ. و در فضیلت سوره ابى بن کعب روایت کند از مصطفى (ص) گفت: هر که این سوره برخواند، خداى عزّ و جلّ او را از آن مؤمنان کند که نوح پیغمبر ایشان را دعا کرد و دعاى وى اندرو رساند. قوله إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ قال النّبی (ص): «هو اوّل نبىّ بعث» فرخی سیستانی : رباعیات
شماره ۲۷ - آن روز چه بد که با قضا یار شدم
آن روز چه بد که با قضا یار شدم ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۴ - و حاجب بزرگ علی بدین اخبار سخت شادمانه شد و نامه نبشت بامیر مسعود و بر دست دو خیلتاش بفرستاد و آن حالها بشرح بازنمود و نامهها که از غزنین رسیده بود
و حاجب بزرگ علی بدین اخبار سخت شادمانه شد و نامه نبشت بامیر مسعود و بر دست دو خیلتاش بفرستاد و آن حالها بشرح بازنمود و نامهها که از غزنین رسیده بود بجمله گسیل کرد . فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۹۹ - بهر آزادی هر آنکس استقامت می کند
بهر آزادی هر آنکس استقامت می کند مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۲۴ - حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق
شیخ میشُد با مُریدی بیدِرَنگ مسعود سعد سلمان : غزلیات
شماره ۱۶ - به چشم دل همی بینم غم و تیمار جان ای جان
به چشم دل همی بینم غم و تیمار جان ای جان جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۱۰ - مرا وصال رخت ای نگار می باید
مرا وصال رخت ای نگار می باید کلیم کاشانی : رباعیات
شماره ۴۳ - با آنکه پیاله گیر این بزم منم
با آنکه پیاله گیر این بزم منم امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴۹۶ - ماهی رود و من همه شب خواب ندانم
ماهی رود و من همه شب خواب ندانم