وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۱۵ - غمزهٔ او حشر فتنه به هر جا ببرد
غمزهٔ او حشر فتنه به هر جا ببرد اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۰ - ای پرتو جمال تو نورالیقین ما
ای پرتو جمال تو نورالیقین ما ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۵۷ - اگر زگردش جافی فلک همی ترسی
اگر زگردش جافی فلک همی ترسی سعدی : مفردات
بیت ۳۸
سفله را قوت مده چندانکه مستولی شود هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۱۴ - افروخت رنگت از می و دلها کباب شد
افروخت رنگت از می و دلها کباب شد انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح صدر کمالالدین عارض
ای عاقلهٔ چرخ به نام تو مباهی جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۰۵ - خون گشت مرا از غم هجران دیده
خون گشت مرا از غم هجران دیده خاقانی : غزلیات
غزل ۲۲۹ - ما از عراق جان غم آلود میبریم
ما از عراق جان غم آلود میبریم رشیدالدین میبدی : ۸- سورة الانفال- مدنیة
۱ - النوبة الثانیة
بدان که سورة الانفال مدنى است مگر هفت آیت که به مکه فرو آمد وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا الى قوله ثُمَّ یُغْلَبُونَ. جمله سورة پنج هزار و هشتاد حرف است و هزار و نود و پنج کلمة است. در فضیلت این سورة ابىّ کعب روایت کند از مصطفى ص قال قال رسول اللَّه: «من قرأ سورة الانفال و براءة، فانا شفیع له و شاهد یوم القیمة، انّه برىء من النفاق و اعطى من الاجر بعدد کل منافق و منافقة فى دار الدّنیا عشر حسنات و محى عنه عشر سیّئات و رفع له عشر درجات، و کان العرش و حملته یصلّون علیه ایام حیاته فى الدّنیا». خاقانی : غزلیات
غزل ۳۱۹ - زین تنگنای وحشت اگر باز رستمی
زین تنگنای وحشت اگر باز رستمی فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۲ - عشق تو ز دست ساقیان باده بریخت
عشق تو ز دست ساقیان باده بریخت صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۲ - چشم ترا به سرمه کشیدن چه حاجت است؟
چشم ترا به سرمه کشیدن چه حاجت است؟ سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۹۶ - ای آنکه به دو لب سبب آب حیاتی
ای آنکه به دو لب سبب آب حیاتی وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۳۷۳ - سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهای
سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهای فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۱۴۵ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین غزنوی
مکن ای دوست بما بدنتوان کرد چنین سعدی : مفردات
بیت ۵۴
هر که آمد بر خدای قبول بلند اقبال : غزلیات
شماره ۷ - دیده در آینه گویا خط وخال خود را
دیده در آینه گویا خط وخال خود را سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۳۴ - نور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بود
نور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بود خاقانی : غزلیات
غزل ۱۹۰ - دل پردهٔ عشق توست برگیر
دل پردهٔ عشق توست برگیر صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۸ - مدام غیر غمم کس انیس و همدم نیست
مدام غیر غمم کس انیس و همدم نیست
غزل ۱۱۵ - غمزهٔ او حشر فتنه به هر جا ببرد
غمزهٔ او حشر فتنه به هر جا ببرد اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۰ - ای پرتو جمال تو نورالیقین ما
ای پرتو جمال تو نورالیقین ما ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۵۷ - اگر زگردش جافی فلک همی ترسی
اگر زگردش جافی فلک همی ترسی سعدی : مفردات
بیت ۳۸
سفله را قوت مده چندانکه مستولی شود هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۱۴ - افروخت رنگت از می و دلها کباب شد
افروخت رنگت از می و دلها کباب شد انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح صدر کمالالدین عارض
ای عاقلهٔ چرخ به نام تو مباهی جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۰۵ - خون گشت مرا از غم هجران دیده
خون گشت مرا از غم هجران دیده خاقانی : غزلیات
غزل ۲۲۹ - ما از عراق جان غم آلود میبریم
ما از عراق جان غم آلود میبریم رشیدالدین میبدی : ۸- سورة الانفال- مدنیة
۱ - النوبة الثانیة
بدان که سورة الانفال مدنى است مگر هفت آیت که به مکه فرو آمد وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا الى قوله ثُمَّ یُغْلَبُونَ. جمله سورة پنج هزار و هشتاد حرف است و هزار و نود و پنج کلمة است. در فضیلت این سورة ابىّ کعب روایت کند از مصطفى ص قال قال رسول اللَّه: «من قرأ سورة الانفال و براءة، فانا شفیع له و شاهد یوم القیمة، انّه برىء من النفاق و اعطى من الاجر بعدد کل منافق و منافقة فى دار الدّنیا عشر حسنات و محى عنه عشر سیّئات و رفع له عشر درجات، و کان العرش و حملته یصلّون علیه ایام حیاته فى الدّنیا». خاقانی : غزلیات
غزل ۳۱۹ - زین تنگنای وحشت اگر باز رستمی
زین تنگنای وحشت اگر باز رستمی فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۲ - عشق تو ز دست ساقیان باده بریخت
عشق تو ز دست ساقیان باده بریخت صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۲ - چشم ترا به سرمه کشیدن چه حاجت است؟
چشم ترا به سرمه کشیدن چه حاجت است؟ سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۹۶ - ای آنکه به دو لب سبب آب حیاتی
ای آنکه به دو لب سبب آب حیاتی وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۳۷۳ - سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهای
سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهای فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۱۴۵ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین غزنوی
مکن ای دوست بما بدنتوان کرد چنین سعدی : مفردات
بیت ۵۴
هر که آمد بر خدای قبول بلند اقبال : غزلیات
شماره ۷ - دیده در آینه گویا خط وخال خود را
دیده در آینه گویا خط وخال خود را سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۳۴ - نور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بود
نور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بود خاقانی : غزلیات
غزل ۱۹۰ - دل پردهٔ عشق توست برگیر
دل پردهٔ عشق توست برگیر صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۸ - مدام غیر غمم کس انیس و همدم نیست
مدام غیر غمم کس انیس و همدم نیست