فریدون مشیری : گناه دریا
شب های شاعر
می وزد باد سردی از توچال غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۴۹ - اصل ششم
بدان که شاخه های دنیا بسیار است و یکی از شاخه های وی مال و نعمت هاست و یکی جاه و حشمت و هم شاخه های دیگر دارد، اما فتنه مال عظیم است و عظیم ترین فتنه وی است و خدای سبحانه و تعالی وی را عقبه خوانده است و گفته است، «فلا اقتحم العقب و ما ادریک ما العقبه؛ فک رقبه او اطعام فی یوم ذی مسغبه» و هیچ عقبه سخت تر از این نیست از آن که از وی چاره نیست که وی با آن که سبب قضای شهوت است زاد آخرت است که از قوت و لباس و مسکن چاره نیست و این عین مال است و به مال به دست توان آورد، پس اندر نایافت وی صبر نیست و اندر وی سلامت نیست. اگر نباشد درویشی بود که از وی به وی بیم کفر است و. اگر باشد توانگری باشد که اندر وی خطر بطر است و درویش را دو حالت است یکی حرص و یکی قناعت. و قناعت محمود است و حریص را دو حالت است یکی طمع به مردمان و یکی کسب به دست خویش این محمود است و توانگر را نیز دو حالت است یکی بخل و امساک و دیگر دادن و سخاوت کردن و دهنده را دو حالت است یکی اسراف و دیگر اقتصار. و از این دو حالت یکی مذموم است و بدان دیگر آمیخته است و شناختن این هم مهم است. اندر جمله، مال از فایده و از آفات خالی نیست و فریضه است هردو را به شناختن تا از آفات وی حذر کنند و طلب وی به قدر فایده وی کنند. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۰۷ - تا سوخت به داغ تو محبت جگرم را
تا سوخت به داغ تو محبت جگرم را آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۹۲۵ - گوش بر افسانه اغیار سنگین دل مکن
گوش بر افسانه اغیار سنگین دل مکن عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۳۳۹ - به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد
به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پاسخ دادن رامین ویس را
جطابی داد رامین دلازار حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۰۵ - در دل سخت تو هر چند که جا نتوان کرد
در دل سخت تو هر چند که جا نتوان کرد فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۱۵۷ - باز در دام بلا افتادهام
باز در دام بلا افتادهام حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۰۴ - من شعله ام، به پیرهنم هر که خار کرد
من شعله ام، به پیرهنم هر که خار کرد حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۰۶ - طرّهٔ ناز را دو تا کرد که کرد؟ یار کرد
طرّهٔ ناز را دو تا کرد که کرد؟ یار کرد سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۷۴ - صحبت جانان بر اهل دل از جان خوشترست
صحبت جانان بر اهل دل از جان خوشترست سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۲۲ - دارم عیشی به وصل ماهی
دارم عیشی به وصل ماهی سعدی : غزلیات
غزل ۳۹۷ - از تو با مصلحت خویش نمیپردازم
از تو با مصلحت خویش نمیپردازم مولوی : رباعیات
رباعی ۹۲۴ - هر دم دل خستهام برنجاند یار
هر دم دل خستهام برنجاند یار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۸۱ - نالان مباد هر که به فریاد من رسد
نالان مباد هر که به فریاد من رسد سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۷۰ - ای دل از دوست جان دریغ مدار
ای دل از دوست جان دریغ مدار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۸۸ - قامت ز آه شرط بود در نماز عشق
قامت ز آه شرط بود در نماز عشق صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۷۱ - دخل ناقص بر سخن سنجان گرانی می کند
دخل ناقص بر سخن سنجان گرانی می کند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۱۰ - ز گل محافظت رنگ وبو نمی آید
ز گل محافظت رنگ وبو نمی آید بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۰ - نباشدگرکمند موج تردستی حجابش را
نباشدگرکمند موج تردستی حجابش را
شب های شاعر
می وزد باد سردی از توچال غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۴۹ - اصل ششم
بدان که شاخه های دنیا بسیار است و یکی از شاخه های وی مال و نعمت هاست و یکی جاه و حشمت و هم شاخه های دیگر دارد، اما فتنه مال عظیم است و عظیم ترین فتنه وی است و خدای سبحانه و تعالی وی را عقبه خوانده است و گفته است، «فلا اقتحم العقب و ما ادریک ما العقبه؛ فک رقبه او اطعام فی یوم ذی مسغبه» و هیچ عقبه سخت تر از این نیست از آن که از وی چاره نیست که وی با آن که سبب قضای شهوت است زاد آخرت است که از قوت و لباس و مسکن چاره نیست و این عین مال است و به مال به دست توان آورد، پس اندر نایافت وی صبر نیست و اندر وی سلامت نیست. اگر نباشد درویشی بود که از وی به وی بیم کفر است و. اگر باشد توانگری باشد که اندر وی خطر بطر است و درویش را دو حالت است یکی حرص و یکی قناعت. و قناعت محمود است و حریص را دو حالت است یکی طمع به مردمان و یکی کسب به دست خویش این محمود است و توانگر را نیز دو حالت است یکی بخل و امساک و دیگر دادن و سخاوت کردن و دهنده را دو حالت است یکی اسراف و دیگر اقتصار. و از این دو حالت یکی مذموم است و بدان دیگر آمیخته است و شناختن این هم مهم است. اندر جمله، مال از فایده و از آفات خالی نیست و فریضه است هردو را به شناختن تا از آفات وی حذر کنند و طلب وی به قدر فایده وی کنند. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۰۷ - تا سوخت به داغ تو محبت جگرم را
تا سوخت به داغ تو محبت جگرم را آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۹۲۵ - گوش بر افسانه اغیار سنگین دل مکن
گوش بر افسانه اغیار سنگین دل مکن عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۳۳۹ - به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد
به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پاسخ دادن رامین ویس را
جطابی داد رامین دلازار حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۰۵ - در دل سخت تو هر چند که جا نتوان کرد
در دل سخت تو هر چند که جا نتوان کرد فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۱۵۷ - باز در دام بلا افتادهام
باز در دام بلا افتادهام حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۰۴ - من شعله ام، به پیرهنم هر که خار کرد
من شعله ام، به پیرهنم هر که خار کرد حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۰۶ - طرّهٔ ناز را دو تا کرد که کرد؟ یار کرد
طرّهٔ ناز را دو تا کرد که کرد؟ یار کرد سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۷۴ - صحبت جانان بر اهل دل از جان خوشترست
صحبت جانان بر اهل دل از جان خوشترست سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۲۲ - دارم عیشی به وصل ماهی
دارم عیشی به وصل ماهی سعدی : غزلیات
غزل ۳۹۷ - از تو با مصلحت خویش نمیپردازم
از تو با مصلحت خویش نمیپردازم مولوی : رباعیات
رباعی ۹۲۴ - هر دم دل خستهام برنجاند یار
هر دم دل خستهام برنجاند یار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۸۱ - نالان مباد هر که به فریاد من رسد
نالان مباد هر که به فریاد من رسد سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۷۰ - ای دل از دوست جان دریغ مدار
ای دل از دوست جان دریغ مدار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۸۸ - قامت ز آه شرط بود در نماز عشق
قامت ز آه شرط بود در نماز عشق صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۷۱ - دخل ناقص بر سخن سنجان گرانی می کند
دخل ناقص بر سخن سنجان گرانی می کند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۱۰ - ز گل محافظت رنگ وبو نمی آید
ز گل محافظت رنگ وبو نمی آید بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۰ - نباشدگرکمند موج تردستی حجابش را
نباشدگرکمند موج تردستی حجابش را