آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۸۲ - اهل وفا، بآرزوی دل نمیرسند؛
اهل وفا، بآرزوی دل نمیرسند؛ آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۶۵ - نه روی گله دارم و نه رای گله
نه روی گله دارم و نه رای گله اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۴۵ - بی هوش تر ز خوابم و خوابم نمی برد
بی هوش تر ز خوابم و خوابم نمی برد عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۱۹۶ - گره در کام دل از بخت زبون نگشاید
گره در کام دل از بخت زبون نگشاید اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۴۶ - ندیدنی است بساط جهان قدم بردار
ندیدنی است بساط جهان قدم بردار اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۰۱ - ز خاک اهل دل بوی وفایی می توان بردن
ز خاک اهل دل بوی وفایی می توان بردن جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۰۰ - تا هوای شمع رویت در سر پروانه است
تا هوای شمع رویت در سر پروانه است ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۲۰ - خدمت استاد
هرکه خواهدکه ادیبی کند از روی کتاب ملا احمد نراقی : باب چهارم
احتراز از معاصی سبب اعتقاد جازم
پس در اثبات صانع، فطرت هر کسی کفایت می کند و چنانکه ضمیمه کند به فطرت خود بعضی از مقدمات بدیهیه عقلیه، و ضروریات حدسیه، و شواهد خارجیه را، و احتراز کند از معاصی ای که باعث سیاهی دل و تسلط جنود شیاطین است، و مواظبت کند بر وظایف طاعات بقدر امکان، اگر چه ابتدا در کیفیات طاعات و عبادات و معاصی و سیئات، بیش از مظنه ای از برای او حاصل نباشد البته اطمینان و اعتقاد جازم از برای او به جمیع عقاید مذکوره حاصل می شود، بنوعی که هیچ شبهه ای در آن رخنه نکند، اگر چه مطلقا ملتفت دلیل نشود، و طریقه استدلال را نداند. صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۶ - جز صلح و صفا نباشدم کرداری
جز صلح و صفا نباشدم کرداری صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخها
۲۰- تاریخ وفات پیر جوان بخت مرحوم مبرور میرزا عبدالحسین طاب ثراه
پیر پاکیزه رای پاک ضمیر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۱۶ - چشم تو عجب نیست اگر مست و خراب است
چشم تو عجب نیست اگر مست و خراب است ادیب صابر : رباعیات
شماره ۵۱ - تا کرد مرا گذر سماع تو به سمع
تا کرد مرا گذر سماع تو به سمع مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۶۹ - آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی
آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۲۶
اگر خطاب شود عاشق را در هنگام طلب دیدار که برو دیدهای که شایستۀ دیدار ما باشد بیار تا پرده برداریم و دیده تو را بر جمال خود گماریم چه گوید همانا که لَنْ تَرانی مراد از چنین جوابیست عزیزی گفته است: صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۴۷ - ای آنکه بجز تو هرگزم یا نبود
ای آنکه بجز تو هرگزم یا نبود قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۷۸ - نی شکر ز جان، نه شکوه از تن دارم
نی شکر ز جان، نه شکوه از تن دارم مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۰۳ - رهبر باوست هر نقش از کارگاه هستی
رهبر باوست هر نقش از کارگاه هستی یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۸۳ - به یکی از دوستان نگاشته
دیشب اقبال الدوله با دو انگریز و سه شاهزاده در کوی آزاده راستان مهمان بودند، و رهی به خواهش خود و فرمایش خداوند خوان و خانه، ایشان را میزبان، نه شما را سرافرازی من دسترس شد، نه مرا دریافت دیدار شما و پرداز پیمان والی گام زدای بویه و هوس گشت. چنان پنداشتم تو تنها رفتی و در بزم بهشت سورش داد خرام و رامش دادی. گرفتاری های رهی را به زبانی خوش و سرودی نغز لابه راندی و پوزش نهادی. امروز به اندیشه آنکه اگر نیز پیمان شما در پای رفت و جان مهر پروردت دریافت این نای و نوش را با ما خواست. رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۸۱ - فیضی تربتی
از سیاحان بوده و در زمان اکبرشاه درهندوستان توقف نموده. شیخ فیضی دکنی به استادی وی معترف بوده و به کمالات عقلی متصف است. از اشعار او نوشته میشود:
شماره ۸۲ - اهل وفا، بآرزوی دل نمیرسند؛
اهل وفا، بآرزوی دل نمیرسند؛ آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۶۵ - نه روی گله دارم و نه رای گله
نه روی گله دارم و نه رای گله اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۴۵ - بی هوش تر ز خوابم و خوابم نمی برد
بی هوش تر ز خوابم و خوابم نمی برد عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۱۹۶ - گره در کام دل از بخت زبون نگشاید
گره در کام دل از بخت زبون نگشاید اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۴۶ - ندیدنی است بساط جهان قدم بردار
ندیدنی است بساط جهان قدم بردار اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۰۱ - ز خاک اهل دل بوی وفایی می توان بردن
ز خاک اهل دل بوی وفایی می توان بردن جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۰۰ - تا هوای شمع رویت در سر پروانه است
تا هوای شمع رویت در سر پروانه است ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۲۰ - خدمت استاد
هرکه خواهدکه ادیبی کند از روی کتاب ملا احمد نراقی : باب چهارم
احتراز از معاصی سبب اعتقاد جازم
پس در اثبات صانع، فطرت هر کسی کفایت می کند و چنانکه ضمیمه کند به فطرت خود بعضی از مقدمات بدیهیه عقلیه، و ضروریات حدسیه، و شواهد خارجیه را، و احتراز کند از معاصی ای که باعث سیاهی دل و تسلط جنود شیاطین است، و مواظبت کند بر وظایف طاعات بقدر امکان، اگر چه ابتدا در کیفیات طاعات و عبادات و معاصی و سیئات، بیش از مظنه ای از برای او حاصل نباشد البته اطمینان و اعتقاد جازم از برای او به جمیع عقاید مذکوره حاصل می شود، بنوعی که هیچ شبهه ای در آن رخنه نکند، اگر چه مطلقا ملتفت دلیل نشود، و طریقه استدلال را نداند. صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۶ - جز صلح و صفا نباشدم کرداری
جز صلح و صفا نباشدم کرداری صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخها
۲۰- تاریخ وفات پیر جوان بخت مرحوم مبرور میرزا عبدالحسین طاب ثراه
پیر پاکیزه رای پاک ضمیر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۱۶ - چشم تو عجب نیست اگر مست و خراب است
چشم تو عجب نیست اگر مست و خراب است ادیب صابر : رباعیات
شماره ۵۱ - تا کرد مرا گذر سماع تو به سمع
تا کرد مرا گذر سماع تو به سمع مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۶۹ - آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی
آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۲۶
اگر خطاب شود عاشق را در هنگام طلب دیدار که برو دیدهای که شایستۀ دیدار ما باشد بیار تا پرده برداریم و دیده تو را بر جمال خود گماریم چه گوید همانا که لَنْ تَرانی مراد از چنین جوابیست عزیزی گفته است: صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۴۷ - ای آنکه بجز تو هرگزم یا نبود
ای آنکه بجز تو هرگزم یا نبود قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۷۸ - نی شکر ز جان، نه شکوه از تن دارم
نی شکر ز جان، نه شکوه از تن دارم مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۰۳ - رهبر باوست هر نقش از کارگاه هستی
رهبر باوست هر نقش از کارگاه هستی یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۸۳ - به یکی از دوستان نگاشته
دیشب اقبال الدوله با دو انگریز و سه شاهزاده در کوی آزاده راستان مهمان بودند، و رهی به خواهش خود و فرمایش خداوند خوان و خانه، ایشان را میزبان، نه شما را سرافرازی من دسترس شد، نه مرا دریافت دیدار شما و پرداز پیمان والی گام زدای بویه و هوس گشت. چنان پنداشتم تو تنها رفتی و در بزم بهشت سورش داد خرام و رامش دادی. گرفتاری های رهی را به زبانی خوش و سرودی نغز لابه راندی و پوزش نهادی. امروز به اندیشه آنکه اگر نیز پیمان شما در پای رفت و جان مهر پروردت دریافت این نای و نوش را با ما خواست. رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۸۱ - فیضی تربتی
از سیاحان بوده و در زمان اکبرشاه درهندوستان توقف نموده. شیخ فیضی دکنی به استادی وی معترف بوده و به کمالات عقلی متصف است. از اشعار او نوشته میشود: