سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۱۵۱ - روی نیکوی ترا تندی خو در کار است
روی نیکوی ترا تندی خو در کار است
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶۵٩ - بر تو پاشم ز بحر دانش خویش
بر تو پاشم ز بحر دانش خویش
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۰۱ - با شکوه همزبان نشود گفتگوی ما
با شکوه همزبان نشود گفتگوی ما
انوری : غزلیات
غزل ۲۱۴ - کار جهان نگر که جفای که می‌کشم
کار جهان نگر که جفای که می‌کشم
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۶ - این تیغ که شیر فلکش نخجیر است
این تیغ که شیر فلکش نخجیر است
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۷۳ - آنرا که شرف ز صحبت همنفسی است
آنرا که شرف ز صحبت همنفسی است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۶۳ - از شراب لعل تا رخسار را افروختی
از شراب لعل تا رخسار را افروختی
عطار نیشابوری : باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن
شماره ۷ - دانی تو که هر که زادناچار بمرد
دانی تو که هر که زادناچار بمرد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۲۰ - در پاس نفس می گذرد عمر عزیزش
در پاس نفس می گذرد عمر عزیزش
فریدون مشیری : تا صبح تابناک اهورایی
باغ در پنجره
چه غم که در دل این برج‌های سیمانی
واعظ قزوینی : ماده تاریخ
شمارهٔ ۳۴ - در سوگ و تاریخ مرگ میرباقر
چراغ دلم «میرباقر» که داشت
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۰۴۵ - گر باد سوی خاک من آرد ز تو بویی
گر باد سوی خاک من آرد ز تو بویی
ابوالفضل بیهقی : مجلد هشتم
بخش ۵۲ - محضر فرستادن سباشی
و روز سه شنبه چهار روز باقی مانده از جمادی الاولی امیر بجشن نوروز نشست، و داد این روز بدادند کهتران بآوردن هدیه‌ها. و امیر هم داد بنگاهداشت رسم. و نشاط شراب رفت سخت بسزا، که از توبه جیلم تا این روز نخورده بود.
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۰۷ - هر که با او آشنا شد خود ز خود بیگانه کرد
هر که با او آشنا شد خود ز خود بیگانه کرد
حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۳۳ - جواب
ای آنکه ندانی که وفاداری با ما چیست
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۰۸ - رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل
رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۹۹ - مرهم زخم مرا شور محبت دارد
مرهم زخم مرا شور محبت دارد
ابراهیم شاهدی دده مغلوی : غزلیات
شماره ۲۸ - دلم را جز غمت سودی نماندست
دلم را جز غمت سودی نماندست
سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۷۷ - ای سعادت مددی کن که بدان یار رسم
ای سعادت مددی کن که بدان یار رسم
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۴۳ - مدحی دیگر از آن پادشاه
ای آذر تو بافته از غالیه چادر