حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۲۷۵
تو را نمودم و گفتم به دل، که یار این است
فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۲۱۰ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گوید
خوشا عاشقی خاصه وقت جوانی
سیدای نسفی : مسمطات
شمارهٔ ۳۶
از شوق تو افتادم در بادیه پیمایی
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شمارهٔ ۲
بر کار به جز زبان نمانده ست مرا
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۱
همه نیکند هیچ خود بد نیست
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۱۴
درین راه به دل نزدیک، گمراهی نمی‌باشد
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۷۴۹
گره چو غنچه نباید زدن به تار نفس
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۴۲
نسیم صبح، کرم باشد آن چنان که تو دانی
ترانه های کودکانه : بخش اول
سلام (خاله شادونه)
سلام سلام کی ماهه کی ستاره؟
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۶۴
دلم را جز سر زلفت، دگر جایی نمی‌باشد
محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت شمارهٔ ۷۰
خواجه بوالفتح شیخ گفت رحمةاللّه علیه کی در آن وقت کی شیخ به نشابور بود، سیف الدوله والی نشابور بود و از جملۀ سلاطین بزرگ بود، یک روز به زیارت شیخ آمد در خانقاه، و بسیار بگریست و خدمتها کرد و گفت می‌باید کی مرا به فرزندی قبول کنی. شیخ گفت ای ابرهیم درجۀ بزرگ آوردی نباید کی بحقّ این قیام نتوانی نمود. گفت به برکات همت شیخ ان شاء اللّه کی قیام نمایم. شیخ گفت از ما پذیرفتی کی ظلم نکنی و لشکر را دست کوتاه داری تا بر رعیت ظلم نکنند؟ گفت کردم. شیخ گفت ترا به فرزندی قبول کردیم. سیف الدوله خدمت کرد و بیرون آمد و عدل و نیکو سیرتی آغاز نهاد تا چنان شد کی بعدل و انصاف در خراسان و عراق مشهور شد و بجوامردی بدو مثل زدندی، از برکۀ نظر شیخ.
سنایی غزنوی : الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب
اندر افتخار خویش فرماید
ذم شنیدی ز مرغ عیسی‌رو
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۳۵
بی تو مشکل ‌کنم از خلق نهان جوهر خویش
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۹۹
خادم او را سزد اقلیم شاهی یافتن
هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۳۵- ابومحمد رُوَیم بن احمد، رضی اللّه عنه
و منهم: وحید عصر و امام دهر، ابومحمد رُوَیم بن احمد، رضی اللّه عنه
اهلی شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۹۴۰
ما شیشه ناموس به میخانه شکستیم
کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۸۲۶
با درد تو آرمید نتوان
انوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۸
ز هجران تو جانم می‌برآید
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۹۴
نقش نقاش است نقش این خیال
فیاض لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۴۵۷
ویران دل و تو در دل ویرانه‌ای هنوز