رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۸ - تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟
تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۳۷ - کاکل شکست و شد گره کار بسته تر
کاکل شکست و شد گره کار بسته تر
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۱ - پیریم ولی چو عشق را ساز آید
پیریم ولی چو عشق را ساز آید
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۶۲ - بستهٔ خود بودم از فیض ریاضت وا شدم
بستهٔ خود بودم از فیض ریاضت وا شدم
امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شماره ۱۲۱ - چیست دانی ناله مرغ سحر هنگام صبح
چیست دانی ناله مرغ سحر هنگام صبح
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۷۴ - می رود ظلمت چو خورشید از کمین پیدا شود
می رود ظلمت چو خورشید از کمین پیدا شود
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۴۱ - دلخوشی هرگز نمی افتد شگون بر اهل عشق
دلخوشی هرگز نمی افتد شگون بر اهل عشق
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۳۱ - قصاب
دلبر قصاب من آمد دکان خود گشاد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۱۳ - در غریبی دلم از یاد وطن خالی نیست
در غریبی دلم از یاد وطن خالی نیست
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۸۸ - ای غنچه خندان من از بوستان کیستی؟!
ای غنچه خندان من از بوستان کیستی؟!
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۶۷ - مرحبا ای دلبر سیمین تن سیمین بدن
مرحبا ای دلبر سیمین تن سیمین بدن
فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۲۹ - در سرم عشق تو سودایی خوش است
در سرم عشق تو سودایی خوش است
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۴۰ - خرکار
دلبر خر کار اسباب سفر تیار کرد
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۲ - هر آن چه مدح تو گویم درست باشد و راست
هر آن چه مدح تو گویم درست باشد و راست
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۱۴ - ای لعل لب تو جان عاشق
ای لعل لب تو جان عاشق
محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۴۴ - و قال من حدث فی نفسه غاب عن مولاه و رده اللّه الی نفسه لان اول جنایة الصدیقین حد
و قال من حدث فی نفسه غاب عن مولاه و رده اللّه الی نفسه لان اول جنایة الصدیقین حدیثهم مع انفسهم.
مجد همگر : معمیات
شماره ۱۴ - چیست آن عاشقی به فرهنگی
چیست آن عاشقی به فرهنگی
اوحدالدین کرمانی : الباب التاسع: فی السفر و الوداع
شماره ۲ - جز دُرد سفر دلم نمی آشامد
جز دُرد سفر دلم نمی آشامد
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۷۳ - بت، اگرچه لطیف دارد نقش
بت، اگرچه لطیف دارد نقش
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۲۵ - که می تواند ازان چشم چشم بردارد؟
که می تواند ازان چشم چشم بردارد؟