سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
در کاهلی گوید
بشنو از بارگاه مصطفوی محمد بن منور : فصل اول - حکایات کرامات شیخ
حکایت ۹۹ - آوردهاند کی وقتی در میهنه جماعت صوفیان را چند روز بود کی گوشت نبود کی در مطبخ بکار برند و حسن ترتیب آن نداشت وجمع را تقاضای گوشت میبود. روزی شیخ برخ
آوردهاند کی وقتی در میهنه جماعت صوفیان را چند روز بود کی گوشت نبود کی در مطبخ بکار برند و حسن ترتیب آن نداشت وجمع را تقاضای گوشت میبود. روزی شیخ برخاست و جمع در خدمت شیخ برفتند تا از دروازۀ راه مرو بیرون شد و بر بالای زعقل شد که بر سر بیابان مرو هست و بیستاد و توقف کرد آهویی از صحرا پیدا شد و میآمد تا پیش شیخ و در زمین میگشت. شیخ را آب در چشم میآمد و میگفت نباید نباید!. پس شیخ روی بجمع آورد و گفت دانید کی این آهو چه میگوید؟ میگوید آمدهام تا خودفدای اصحابنا کنم تا فراغت دل شما حاصل گردد و ما میگوییم نباید کی بچگان داری و او الحاح میکند. پس شیخ و اصحابنا بگریستند و نعرها زدند و حالتها رفت. پس شیخ آهو را بدکان قصاب فرستاد و حسن را گفت بگو تا بکارد تیز او را بسمل کند تا امشب صوفیان را مرادی حاصل شود حسن بحکم اشارت برفت و کار ساخته گردانید و جماعت بیاسودند از آن گوشت آهو. مولوی : غزلیات
غزل ۲۴ - چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را ؟
چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را ؟ وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۲ - یا صاحب ننگ و نام میباید بود
یا صاحب ننگ و نام میباید بود فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۶۵ - دل به حسرت ز سر کوی کسی میآید
دل به حسرت ز سر کوی کسی میآید سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۹۵ - ایا سحاب نوالی که از صریر قلم
ایا سحاب نوالی که از صریر قلم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۰۲ - عشق را خود حجاب باشد نه
عشق را خود حجاب باشد نه قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۷ - قائم مقام میرزا بزرگ قبل از مصالحه روس نوشته است
مخدوم من. مکتوب جاخالی منظومی است که بعد از مهاجرت مهربان انفاد ایروان شده بود البته بنظر رسیده است. اولش این بود که: ملا احمد نراقی : باب چهارم
مقام اول -
بدان که عدالت، افضل فضایل و اشرف کمالات است، زیرا که دانستی که آن مستلزم جمیع صفات کمالیه است، بلکه عین آنهاست همچنان که جور که ضد آن است، مستلزم جمیع رذایل، بلکه خود آنهاست و چگونه چنین نباشد، و حال آنکه شناختی که عدالت ملکه ای است حاصل در نفس انسان که به سبب آن قادر می شود بر تعدیل جمیع صفات و افعال، و نگاهداشتن در وسط، و رفع مخالفت و نزاع فیما بین قوای مخالفه انسانیه، به نحوی که اتحاد و مناسبت و یگانگی و الفت میان همه حاصل شود . امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۷۲۶ - گر کنی گشت چمن با شوخ و با شنگی دو سه
گر کنی گشت چمن با شوخ و با شنگی دو سه جمالالدین عبدالرزاق : قصاید
شمارهٔ ۷۸ - خطاب بموفق الدین
اجل موفق دین آن خلاصه تحقیق رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۴۹ - النوبة الاولى: قوله تعالى: اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا اللَّه یار ایشانست که بگرویدند یُخ
قوله تعالى: اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا اللَّه یار ایشانست که بگرویدند یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ایشان را مىبیرون آرد از تاریکیها بروشنایى وَ الَّذِینَ کَفَرُوا و ایشان که کافر شدند أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یاران ایشان معبودان باطل یُخْرِجُونَهُمْ ایشان را مىبیرون آرند مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ از روشنایى بتاریکیها أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ ایشان اند که آتشباناند هُمْ فِیها خالِدُونَ (۲۵۷) ایشان در آن دوزخ جاویدانند. کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۳۸۵ - و قال ایضاً فی مرثیة ابنه لماهلک بالغرق
آنرا که بوصل تو پناهی نبود امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۸۱ - آنجاست دل من و هم آنجاست
آنجاست دل من و هم آنجاست صفای اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۱ - ای نور سما و جلوه طور از تو
ای نور سما و جلوه طور از تو صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۷۲۰ - تیرهروزان جهان را به چراغی دریاب
تیرهروزان جهان را به چراغی دریاب اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۴۱ - عشّاق دمی زقید هجران نرهند
عشّاق دمی زقید هجران نرهند صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۵۱ - به پای تا سر تسلیم سودمت برخاک
به پای تا سر تسلیم سودمت برخاک عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۵۸ - ناگاه هوش و صبر من آن دلربا ببرد
ناگاه هوش و صبر من آن دلربا ببرد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۹۵۹ - ساقیم می رفت و رندان در پیش
ساقیم می رفت و رندان در پیش
در کاهلی گوید
بشنو از بارگاه مصطفوی محمد بن منور : فصل اول - حکایات کرامات شیخ
حکایت ۹۹ - آوردهاند کی وقتی در میهنه جماعت صوفیان را چند روز بود کی گوشت نبود کی در مطبخ بکار برند و حسن ترتیب آن نداشت وجمع را تقاضای گوشت میبود. روزی شیخ برخ
آوردهاند کی وقتی در میهنه جماعت صوفیان را چند روز بود کی گوشت نبود کی در مطبخ بکار برند و حسن ترتیب آن نداشت وجمع را تقاضای گوشت میبود. روزی شیخ برخاست و جمع در خدمت شیخ برفتند تا از دروازۀ راه مرو بیرون شد و بر بالای زعقل شد که بر سر بیابان مرو هست و بیستاد و توقف کرد آهویی از صحرا پیدا شد و میآمد تا پیش شیخ و در زمین میگشت. شیخ را آب در چشم میآمد و میگفت نباید نباید!. پس شیخ روی بجمع آورد و گفت دانید کی این آهو چه میگوید؟ میگوید آمدهام تا خودفدای اصحابنا کنم تا فراغت دل شما حاصل گردد و ما میگوییم نباید کی بچگان داری و او الحاح میکند. پس شیخ و اصحابنا بگریستند و نعرها زدند و حالتها رفت. پس شیخ آهو را بدکان قصاب فرستاد و حسن را گفت بگو تا بکارد تیز او را بسمل کند تا امشب صوفیان را مرادی حاصل شود حسن بحکم اشارت برفت و کار ساخته گردانید و جماعت بیاسودند از آن گوشت آهو. مولوی : غزلیات
غزل ۲۴ - چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را ؟
چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را ؟ وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۲ - یا صاحب ننگ و نام میباید بود
یا صاحب ننگ و نام میباید بود فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۶۵ - دل به حسرت ز سر کوی کسی میآید
دل به حسرت ز سر کوی کسی میآید سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۹۵ - ایا سحاب نوالی که از صریر قلم
ایا سحاب نوالی که از صریر قلم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۰۲ - عشق را خود حجاب باشد نه
عشق را خود حجاب باشد نه قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۷ - قائم مقام میرزا بزرگ قبل از مصالحه روس نوشته است
مخدوم من. مکتوب جاخالی منظومی است که بعد از مهاجرت مهربان انفاد ایروان شده بود البته بنظر رسیده است. اولش این بود که: ملا احمد نراقی : باب چهارم
مقام اول -
بدان که عدالت، افضل فضایل و اشرف کمالات است، زیرا که دانستی که آن مستلزم جمیع صفات کمالیه است، بلکه عین آنهاست همچنان که جور که ضد آن است، مستلزم جمیع رذایل، بلکه خود آنهاست و چگونه چنین نباشد، و حال آنکه شناختی که عدالت ملکه ای است حاصل در نفس انسان که به سبب آن قادر می شود بر تعدیل جمیع صفات و افعال، و نگاهداشتن در وسط، و رفع مخالفت و نزاع فیما بین قوای مخالفه انسانیه، به نحوی که اتحاد و مناسبت و یگانگی و الفت میان همه حاصل شود . امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۷۲۶ - گر کنی گشت چمن با شوخ و با شنگی دو سه
گر کنی گشت چمن با شوخ و با شنگی دو سه جمالالدین عبدالرزاق : قصاید
شمارهٔ ۷۸ - خطاب بموفق الدین
اجل موفق دین آن خلاصه تحقیق رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۴۹ - النوبة الاولى: قوله تعالى: اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا اللَّه یار ایشانست که بگرویدند یُخ
قوله تعالى: اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا اللَّه یار ایشانست که بگرویدند یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ایشان را مىبیرون آرد از تاریکیها بروشنایى وَ الَّذِینَ کَفَرُوا و ایشان که کافر شدند أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یاران ایشان معبودان باطل یُخْرِجُونَهُمْ ایشان را مىبیرون آرند مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ از روشنایى بتاریکیها أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ ایشان اند که آتشباناند هُمْ فِیها خالِدُونَ (۲۵۷) ایشان در آن دوزخ جاویدانند. کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۳۸۵ - و قال ایضاً فی مرثیة ابنه لماهلک بالغرق
آنرا که بوصل تو پناهی نبود امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۸۱ - آنجاست دل من و هم آنجاست
آنجاست دل من و هم آنجاست صفای اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۱ - ای نور سما و جلوه طور از تو
ای نور سما و جلوه طور از تو صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۷۲۰ - تیرهروزان جهان را به چراغی دریاب
تیرهروزان جهان را به چراغی دریاب اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۴۱ - عشّاق دمی زقید هجران نرهند
عشّاق دمی زقید هجران نرهند صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۵۱ - به پای تا سر تسلیم سودمت برخاک
به پای تا سر تسلیم سودمت برخاک عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۵۸ - ناگاه هوش و صبر من آن دلربا ببرد
ناگاه هوش و صبر من آن دلربا ببرد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۹۵۹ - ساقیم می رفت و رندان در پیش
ساقیم می رفت و رندان در پیش