ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۳۷ - اندر همه دشت خاوران گر خاریست
اندر همه دشت خاوران گر خاریست
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۳۵۱ - تا تو به گلشن آمدی، با همه در کشاکشم
تا تو به گلشن آمدی، با همه در کشاکشم
همام تبریزی : غزلیات
شماره ۱۵۲ - ای پیش نقش روی تو صاحب دلان بی خویشتن
ای پیش نقش روی تو صاحب دلان بی خویشتن
کمال‌الدین اسماعیل : قصاید
شمارهٔ ۱۰۲ - وقال ایضاً یمدح الصّاحب الکبیر نظام الملک
چوبخت تیرۀ من روشنی نهاد آغاز
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۴۵ - صبا برون نرود از غبار خاطر من
صبا برون نرود از غبار خاطر من
فضولی : مقطعات
شماره ۲۹ - میانه سگ و گربه شبی نزاع افتاد
میانه سگ و گربه شبی نزاع افتاد
فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پاسخ دادن رامین ویس را
به پاسخ گفت رامین دلازار
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۶۵ - خوش آن رندی که مینا را به ساغر می کند خالی
خوش آن رندی که مینا را به ساغر می کند خالی
وفایی شوشتری : چند مرثیهٔ دیگر
بند ششم - بیا به دانه ی اشک این زمان معامله کن
بیا به دانه ی اشک این زمان معامله کن
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۳۰ - عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون
عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۲۹۲ - گفتند که خرمی در افاق نماند
گفتند که خرمی در افاق نماند
سعدی : غزلیات
غزل ۴۷۱ - وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من
وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۲۴ - آن شیخ که دم ز علم اخفش می زد
آن شیخ که دم ز علم اخفش می زد
عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۲۶ - در مدح سلطان محمود غزنوی
مراد عالم و شاه زمین و گنج هنر
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح جناب میرزا آقاسی گوید
پیک دلارام دی درآمدم از در
فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
آغاز داستان ویس و رامین
نوشته یافتم اندر سمرها
انوری : غزلیات
غزل ۶۳ - یار دل در میان نمی‌آرد
یار دل در میان نمی‌آرد
عین‌القضات همدانی : لوایح
فصل ۹۶
اگر کار باختیار عاشق بود اتحاد بود و جمع زیرا که او را احتراق در پرتو انوار جمال خوشتر از بقا بود در تفرقه و دوئی و اگر باختیار معشوق بود فراق بود و هجر زیرا که او را از کمال جلال پروای یگانگی نبود با کس لَاحْتَرقَتُ سُبُحاتُ وَجْهِهِ عبارت از آنست غیرت میگوید:
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح حاجی اسدالله خان شیرازی
دوشینه چون‌کشید شه زنگ لشکرا
هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی ۱۷ - یار آمد و یار دل‌نواز آمد باز
یار آمد و یار دل‌نواز آمد باز