حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۹۲۱
عیش ما داریم کز شادی و شیون فارغیم
فصیحی هروی : غزلیات
شمارهٔ ۶۷
چنان که باغ در آغوش گل نمی‌گنجد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شمارهٔ ۶۷۰
تو خود مهری، ولیکن با سیه روز غم عشقت
غزالی : عنوان چهارم - در معرفت آخرت
فصل هشتم
چنان که اصل عذاب القبر بشناختی که سبب وی دوستی دنیاست، بدان که این عذاب متفاوت است بعضی را بیش بود و بعضی را کم بود بر قدر آن که شهوت دنیا باشد پس عذاب آن که در همه دنیا بیشتر از یک چیز ندارد که دل در آن بسته است، نه چنان باشد که عذاب کسی که ضیاع و اسباب و بنده و ستور و جاه و حشمت و همه نعمتهای دنیا دارد و دل در همه بسته باشد بلکه اگر در این جهان کسی را خبر آورند که اسبی از آن وی بردند، عذاب و رنج بر دل وی کمتر از آن باشد که گویند ده اسب بردند و اگر همه مال وی بستانی، رنج بیشتر از آن بود که یک نیم و کمتر از آن بود که با مال به هم، زن و فرزند را به غارت برند و از ولایت معزول کنند و وی را تنها بگذارند و مرگ آن است که مال و زن و فرزند و هر چه در دنیاست همه راه غارت و وی را تنها بگذارد و معنی مرگ این بود.
حاجب شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۹۳
چه باشد تن گر او را جان نباشد
نسیمی : رباعیات
شمارهٔ ۵۱
ذاتی که عبارت است از سی و دو حرف
مجد همگر : غزلیات
شمارهٔ ۷۴
ای چون دل و جان بر من گرامی
صفایی جندقی : رباعیات
شمارهٔ ۳۲
تا کی به امید وصل آن حور وشم
امیر پازواری : چهاربیتی‌ها
شمارهٔ ۱۳۹
کی دیه ورف سر گُل‌گون آتش بوئه؟
حاجب شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۶۲
چند بباید زدن از داد، داد
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۰۰
گدایی از در می‌خانه باید دم به دم کردن
میرداماد : رباعیات
شمارهٔ ۱۰۱
از هر بن موی بی تو پیکان روید
مجد همگر : غزلیات
شمارهٔ ۷۱
چو تو دلبر به زیبائی به عالم در که دید ای جان
واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۱۷۱
لوح دنیا از خط مهر و محبت ساده است
واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۲۳۲
بکش تیغ ای ستمگر تا جهانی جان بکف گردد
یغمای جندقی : غزلیات ناتمام
شمارهٔ ۱۷
سوی غیری چو خدنگش ز کمان می‌گذرد
ابوالحسن فراهانی : مفردات
شمارهٔ ۱۳
می توانستم به کویش با صبا رفتن، ولی
سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۲۰۳
چو دید جسم مرا جای آرمیدن، روح
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۱ - سر تراش
تیغ بر کف سرتراشم قصد کشتن کرده است
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۲۲۵
از بهر جهان غم مخور ای نادان مرد