صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۴۹ - راز عاشق از لب خاموش می آید برون
راز عاشق از لب خاموش می آید برون سعدی : قصاید و قطعات عربی
وله ایضا
یا ملوک الجمال رفقا باسری مولوی : دفتر اول
بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال بن مرد ده کی در گورستان خفته است
آن زمانْ حَق بر عُمر خوابی گُماشت سعیدا : غزلیات
شماره ۴۵۰ - دارد بت نازک دلم صد جان به قربان در بغل
دارد بت نازک دلم صد جان به قربان در بغل نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۴۲ - آن تار زلف بر دل و آنشانه کردنت
آن تار زلف بر دل و آنشانه کردنت رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۰ - چو گرد آرند کردارت به محشر
چو گرد آرند کردارت به محشر عبادی مروزی : مناقب الصوفیه
بخش ۳ - فصل: در بیان تصوف
مشایخ عصر را کلمات متفاوت است در معنی تصوف و درماهیت او. بر یک حقیقت متفق نشدهاند. از آنکه اتفاق در ماهیت چیزی بعد از اطلاع تواند بود بر حقیقت او که محمود بود یا موصوف. ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۴۹ - دستی نه که از نخل تو چینم ثمری
دستی نه که از نخل تو چینم ثمری ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۳۱ - سهلست مرا بر سر خنجر بودن
سهلست مرا بر سر خنجر بودن رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۱۰ - بسی خسرو نامور پیش ازین
بسی خسرو نامور پیش ازین حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۴۲۰ - جمادست آن که دل داری ندارد
جمادست آن که دل داری ندارد فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۴۷۷ - دیدم جمال قاتل در وقت جان سپاری
دیدم جمال قاتل در وقت جان سپاری طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۴۱ - بنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم
بنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۵ - غمهای فراخ من نه در خورد دلست
غمهای فراخ من نه در خورد دلست هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل ۶۲ - جانا ز ناتوانی از خویشتن به جانم
جانا ز ناتوانی از خویشتن به جانم رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۸ - به جای هر گران مایه فرومایه نشانیده
به جای هر گران مایه فرومایه نشانیده ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۹۹
شبخیز باش که کار روا باشی. حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۷۹۹ - بیا کز تو نمی باشد شکیبم
بیا کز تو نمی باشد شکیبم امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۰۶ - تو گر خویشتن را بخواهی نمود
تو گر خویشتن را بخواهی نمود مفاتیح الجنان : فضیلت و اعمال مسجد کوفه
عمل ستون هفتم مسجد کوفه
این محلّ مقامی است که حق تعالی در آن، توفیق توبه و بازگشت را به آدم (ع) داد، پس به سوی آن برو و جلوی آن رو به قبله بایست و بگو:
غزل ۶۱۴۹ - راز عاشق از لب خاموش می آید برون
راز عاشق از لب خاموش می آید برون سعدی : قصاید و قطعات عربی
وله ایضا
یا ملوک الجمال رفقا باسری مولوی : دفتر اول
بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال بن مرد ده کی در گورستان خفته است
آن زمانْ حَق بر عُمر خوابی گُماشت سعیدا : غزلیات
شماره ۴۵۰ - دارد بت نازک دلم صد جان به قربان در بغل
دارد بت نازک دلم صد جان به قربان در بغل نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۴۲ - آن تار زلف بر دل و آنشانه کردنت
آن تار زلف بر دل و آنشانه کردنت رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۰ - چو گرد آرند کردارت به محشر
چو گرد آرند کردارت به محشر عبادی مروزی : مناقب الصوفیه
بخش ۳ - فصل: در بیان تصوف
مشایخ عصر را کلمات متفاوت است در معنی تصوف و درماهیت او. بر یک حقیقت متفق نشدهاند. از آنکه اتفاق در ماهیت چیزی بعد از اطلاع تواند بود بر حقیقت او که محمود بود یا موصوف. ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۴۹ - دستی نه که از نخل تو چینم ثمری
دستی نه که از نخل تو چینم ثمری ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۳۱ - سهلست مرا بر سر خنجر بودن
سهلست مرا بر سر خنجر بودن رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۱۰ - بسی خسرو نامور پیش ازین
بسی خسرو نامور پیش ازین حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۴۲۰ - جمادست آن که دل داری ندارد
جمادست آن که دل داری ندارد فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۴۷۷ - دیدم جمال قاتل در وقت جان سپاری
دیدم جمال قاتل در وقت جان سپاری طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۴۱ - بنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم
بنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۵ - غمهای فراخ من نه در خورد دلست
غمهای فراخ من نه در خورد دلست هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل ۶۲ - جانا ز ناتوانی از خویشتن به جانم
جانا ز ناتوانی از خویشتن به جانم رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۸ - به جای هر گران مایه فرومایه نشانیده
به جای هر گران مایه فرومایه نشانیده ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۹۹
شبخیز باش که کار روا باشی. حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۷۹۹ - بیا کز تو نمی باشد شکیبم
بیا کز تو نمی باشد شکیبم امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۰۶ - تو گر خویشتن را بخواهی نمود
تو گر خویشتن را بخواهی نمود مفاتیح الجنان : فضیلت و اعمال مسجد کوفه
عمل ستون هفتم مسجد کوفه
این محلّ مقامی است که حق تعالی در آن، توفیق توبه و بازگشت را به آدم (ع) داد، پس به سوی آن برو و جلوی آن رو به قبله بایست و بگو: