ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۶۱ - رستم نامه
شنیدهام که یلی بود پهلوان رستم ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۰ - منقبت
دی دیدم آن نگار سهی قد را سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۱۹ - چرم گر
آن نگار چه مگر را دوش کردم میهمان ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۸ - تابستان
ای آفتاب مشکو زی باغ کن شتاب ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۱۰ - چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب
چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۴۸ - اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد
اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۸۴ - با دو سه بوسه رها کن این دل از درد خناک
با دو سه بوسه رها کن این دل از درد خناک ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۴ - گلستان
نوبهار آمد و شدگیتی دیگرگونا ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۹ - گله از وزیر فرهنگ
وزیر فرهنگ ای جسم فضل و جان ادب ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۵۰ - یا مرگ یا تجدد
هرکو در اضطراب وطن نیست ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۶۸ - نیست کسی را نظر به حال کس امروز
نیست کسی را نظر به حال کس امروز ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۴۰ - ملک جهان چون سویس باغ ندارد
ملک جهان چون سویس باغ ندارد ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۷۹ - بود آیا که دگرباره به شیراز رسم
بود آیا که دگرباره به شیراز رسم ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۴۷ - مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد
مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۱۵ - همین نه از ستم چرخ شهر آمل سوخت
همین نه از ستم چرخ شهر آمل سوخت طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۳۳ - جور کنی، وفا کنم، زخم زنی، دعا کنم
جور کنی، وفا کنم، زخم زنی، دعا کنم خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۲۱۶ - الهی بقدر تو نادانم و سزای تو را ناتوانم در بیچارگی خود سرگردانم، روز بروز بر زی
الهی بقدر تو نادانم و سزای تو را ناتوانم در بیچارگی خود سرگردانم، روز بروز بر زیانم، چون منی چون بود چنانم، و از نگریستن در تاریکی بفغانم که بر هیچ چیز هست ما ندانند چشم بر روزی دارم که تو بمانی و من نمانم پس چون من کیست که آنروز به بینم پس ور به بینم فدایی آنم. رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۴۱ - به تو بازگردد غم عاشقی
به تو بازگردد غم عاشقی جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۳۳ - نور عرفان در دل صافی ضمیران برده راه
نور عرفان در دل صافی ضمیران برده راه مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۳۱ - چشم مستت ز عادت خماری
چشم مستت ز عادت خماری
شمارهٔ ۱۶۱ - رستم نامه
شنیدهام که یلی بود پهلوان رستم ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۰ - منقبت
دی دیدم آن نگار سهی قد را سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۱۹ - چرم گر
آن نگار چه مگر را دوش کردم میهمان ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۸ - تابستان
ای آفتاب مشکو زی باغ کن شتاب ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۱۰ - چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب
چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۴۸ - اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد
اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۸۴ - با دو سه بوسه رها کن این دل از درد خناک
با دو سه بوسه رها کن این دل از درد خناک ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۴ - گلستان
نوبهار آمد و شدگیتی دیگرگونا ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۹ - گله از وزیر فرهنگ
وزیر فرهنگ ای جسم فضل و جان ادب ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۵۰ - یا مرگ یا تجدد
هرکو در اضطراب وطن نیست ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۶۸ - نیست کسی را نظر به حال کس امروز
نیست کسی را نظر به حال کس امروز ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۴۰ - ملک جهان چون سویس باغ ندارد
ملک جهان چون سویس باغ ندارد ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۷۹ - بود آیا که دگرباره به شیراز رسم
بود آیا که دگرباره به شیراز رسم ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۴۷ - مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد
مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۱۵ - همین نه از ستم چرخ شهر آمل سوخت
همین نه از ستم چرخ شهر آمل سوخت طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۳۳ - جور کنی، وفا کنم، زخم زنی، دعا کنم
جور کنی، وفا کنم، زخم زنی، دعا کنم خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۲۱۶ - الهی بقدر تو نادانم و سزای تو را ناتوانم در بیچارگی خود سرگردانم، روز بروز بر زی
الهی بقدر تو نادانم و سزای تو را ناتوانم در بیچارگی خود سرگردانم، روز بروز بر زیانم، چون منی چون بود چنانم، و از نگریستن در تاریکی بفغانم که بر هیچ چیز هست ما ندانند چشم بر روزی دارم که تو بمانی و من نمانم پس چون من کیست که آنروز به بینم پس ور به بینم فدایی آنم. رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۴۱ - به تو بازگردد غم عاشقی
به تو بازگردد غم عاشقی جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۳۳ - نور عرفان در دل صافی ضمیران برده راه
نور عرفان در دل صافی ضمیران برده راه مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۳۱ - چشم مستت ز عادت خماری
چشم مستت ز عادت خماری