امیر معزی : قصاید
شماره ۱۷۶ - ای ز روی تو جهان را همه فیروزی و فر
ای ز روی تو جهان را همه فیروزی و فر
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۶۱ - نی از پی کسب سوی بازار شویم
نی از پی کسب سوی بازار شویم
نظامی گنجوی : شرف نامه
بخش ۷ - در شرف این نامه بر دیگر نامه‌ها
بیا ساقی از سر بنه خواب را
امیرشاهی سبزواری : قطعات
شماره ۴ - دلا زین پس چو عنقا عزلتی جوی
دلا زین پس چو عنقا عزلتی جوی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۵۹ - ای جهانی محو رویت، محو سیمای که ای؟
ای جهانی محو رویت، محو سیمای که ای؟
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۰۸ - برخیز که وصل ساقی از کف برود
برخیز که وصل ساقی از کف برود
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١۴٩ - کسی کو طریق تواضع رود
کسی کو طریق تواضع رود
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۴۱ - چون شمع می‌روم ز خود و شعله قامتم
چون شمع می‌روم ز خود و شعله قامتم
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۵۳۰ - چه خواهی دید جز خود را گرت در پیش بنشاند
چه خواهی دید جز خود را گرت در پیش بنشاند
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۴۷۵ - به خوان لذت دنیاگزند بسیار است
به خوان لذت دنیاگزند بسیار است
عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۴۱ - صف کشیدن لشکر با همدیگر در برابر همدیگر گوید
دلیران ببستند ساز نبرد
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۷۴ - من صید زخم‌خورده از پا فتاده‌ام
من صید زخم‌خورده از پا فتاده‌ام
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۴۱۵ - در کوه و دشت، پهن شود تا نشان من
در کوه و دشت، پهن شود تا نشان من
عطار نیشابوری : باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
شماره ۲۸ - مائیم به امر، پای ناآورده
مائیم به امر، پای ناآورده
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۰۶ - تا بکی چون سگ بنالد عاشق شبگرد او
تا بکی چون سگ بنالد عاشق شبگرد او
عنصری بلخی : رباعیات
شماره ۵ - ابروت به زه کرده کمان آمد راست
ابروت به زه کرده کمان آمد راست
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۴ - هر چند که روشنی فزاید خورشید
هر چند که روشنی فزاید خورشید
نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۳۳ - هان ای معلم تا کی باکراه
هان ای معلم تا کی باکراه
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۶۰ - اگر با ماه کنعان در ته یک پیرهن باشم
اگر با ماه کنعان در ته یک پیرهن باشم
رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۱۵ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتابَ الآیة... جلیل و جبّار، خداوند بزرگوار، کردگار نام‏دار، جلّ جلاله، و عظم شأنه پیش از ایجاد عالم، و پیش از خلق آدم، بعلم قدیم خود دانست که از فرزندان آدم سزاوار نبوت و ولایت کیست؟ و اهل محبت و شایسته رسالت کیست؟ اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ.