سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۷۴ - شاعر
شوخ شاعر مصرع برجستهای باشد به عصر مجد همگر : غزلیات
شماره ۷۷ - دیدی که مهر ما به چسان خوار داشتی
دیدی که مهر ما به چسان خوار داشتی فروغ فرخزاد : عصیان
عصیان ( خدایی )
نیمه شب گهواره ها آرام می جنبند ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۱ - ایدل بدو نیک اینجهانی هیچست
ایدل بدو نیک اینجهانی هیچست صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۱۸۶ - مرا ز سیر چمن غم، ترا نشاط رسد
مرا ز سیر چمن غم، ترا نشاط رسد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۵۳ - رخنه در سنگ اگر از آه سحرگاه کنم
رخنه در سنگ اگر از آه سحرگاه کنم صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۹۴ - تا کی دلا خموشی یکدم برآر زاری
تا کی دلا خموشی یکدم برآر زاری غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۲۷ - فصل (گونه های غیبت)
بدان که غیبت آن بود که حدیث کسی کنی اندر غیبت وی که اگر بشنود وی را کراهیت آید اگرچه راست گفته باشی و اگر دروغ گفته باشی آن را زور و بهتان گویند و هرچه به نقصان کسی بازگردد و آن گویی غیبت است، اگرچه اندر نسبت و جامه و اندر ستور اندر سرای و اندر کردار وی گویی، اما آنچه در تن گویی، چنان که گویی دراز است و سیاه است و در نسب چنان که گویی که وی هندوبچه است و حمامی بچه است و جولاهه بچه است و در خلق گویی بدخوی و متکبر و دراز زبان و بددل و عاجز و امثال این و اندر فعل گویی دزد است و خائن و بی نماز و رکوع و سجود تمام نکند. و قرآن خطا خواند و جامه پاک ندارد و زکوه ندهد و حرام خورد و زبان نگاه ندارد و بسیار خورد و بسیار خسبد و نه به جای خویش نشیند و اندر جامه ای که وی دارد گویی آستین فراخ و دراز دامن است و شوخکن جامه است و اندر جمله رسول (ص) گفت، «هرچه گویند که کسی را کراهیت آید و چون بشنود، آن غیبت است اگرچه راست است». مولوی : غزلیات
غزل ۵۴ - از این اقبالگاه خوش، مشو یک دم دلا تنها
از این اقبالگاه خوش، مشو یک دم دلا تنها حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۵۱ - چو قدر دلبر و آداب عشق ما دانیم
چو قدر دلبر و آداب عشق ما دانیم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۲۸ - عقل افلاطون منش را ریشخندی می زنم
عقل افلاطون منش را ریشخندی می زنم خاقانی : غزلیات
غزل ۲۴ - کار گیتی را نوائی مانده نیست
کار گیتی را نوائی مانده نیست سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۰۳ - ای دوست مطیع دشمن هجران باش
ای دوست مطیع دشمن هجران باش شاه اسماعیل صفوی ( خطایی ) : گزیدهٔ اشعار ترکی
سرسری, گیرمه میدانا
سرسری, گیرمه میدانا, حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۲۴ - و له ایضا
تا به شیراز نگارم ز سفر باز آمد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۵۴۷ - گرد وحشت بسکه بر هم چیده است اجزای من
گرد وحشت بسکه بر هم چیده است اجزای من بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۸۸ - ز صبح طلعتش آیینهٔ دل را صفا بنگر
ز صبح طلعتش آیینهٔ دل را صفا بنگر رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۱۸ - النوبة الثالثة: قوله تعالى: وَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ پاکست و بى عیب و منزه
قوله تعالى: وَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ پاکست و بى عیب و منزه خداوند یگانه، یگانه در حلم یگانه در وفا یگانه در مهر، در آزار از رهى نبرد که در حلم یگانه است، اگر رهى بدیگرى گراید وى نگراید که در وفا یگانه است، اگر رهى عهد بشکند او نشکند که در مهر یگانه است، یگانه در ذات یگانه در صفات، برى از علّات، مقدس از آفات، منزه از مداجات، ستوده بهر عبارات، زیبا در هر اشارات، خالق هنگام و ساعات، مقدّر احیان و اوقات، نه در صنع او خلل، نه در تقدیر او حیل، نه در وصف او مثل، مقدّرى لم یزل. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۳۰ - اگر چه در چمن روزگار خار و خسم
اگر چه در چمن روزگار خار و خسم کمال خجندی : غزلیات
شماره ۴۰۳ - دل ز داروخانه دردت دواه دارد امید
دل ز داروخانه دردت دواه دارد امید
شمارهٔ ۱۷۴ - شاعر
شوخ شاعر مصرع برجستهای باشد به عصر مجد همگر : غزلیات
شماره ۷۷ - دیدی که مهر ما به چسان خوار داشتی
دیدی که مهر ما به چسان خوار داشتی فروغ فرخزاد : عصیان
عصیان ( خدایی )
نیمه شب گهواره ها آرام می جنبند ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۱ - ایدل بدو نیک اینجهانی هیچست
ایدل بدو نیک اینجهانی هیچست صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۱۸۶ - مرا ز سیر چمن غم، ترا نشاط رسد
مرا ز سیر چمن غم، ترا نشاط رسد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۵۳ - رخنه در سنگ اگر از آه سحرگاه کنم
رخنه در سنگ اگر از آه سحرگاه کنم صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۹۴ - تا کی دلا خموشی یکدم برآر زاری
تا کی دلا خموشی یکدم برآر زاری غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۲۷ - فصل (گونه های غیبت)
بدان که غیبت آن بود که حدیث کسی کنی اندر غیبت وی که اگر بشنود وی را کراهیت آید اگرچه راست گفته باشی و اگر دروغ گفته باشی آن را زور و بهتان گویند و هرچه به نقصان کسی بازگردد و آن گویی غیبت است، اگرچه اندر نسبت و جامه و اندر ستور اندر سرای و اندر کردار وی گویی، اما آنچه در تن گویی، چنان که گویی دراز است و سیاه است و در نسب چنان که گویی که وی هندوبچه است و حمامی بچه است و جولاهه بچه است و در خلق گویی بدخوی و متکبر و دراز زبان و بددل و عاجز و امثال این و اندر فعل گویی دزد است و خائن و بی نماز و رکوع و سجود تمام نکند. و قرآن خطا خواند و جامه پاک ندارد و زکوه ندهد و حرام خورد و زبان نگاه ندارد و بسیار خورد و بسیار خسبد و نه به جای خویش نشیند و اندر جامه ای که وی دارد گویی آستین فراخ و دراز دامن است و شوخکن جامه است و اندر جمله رسول (ص) گفت، «هرچه گویند که کسی را کراهیت آید و چون بشنود، آن غیبت است اگرچه راست است». مولوی : غزلیات
غزل ۵۴ - از این اقبالگاه خوش، مشو یک دم دلا تنها
از این اقبالگاه خوش، مشو یک دم دلا تنها حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۵۱ - چو قدر دلبر و آداب عشق ما دانیم
چو قدر دلبر و آداب عشق ما دانیم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۲۸ - عقل افلاطون منش را ریشخندی می زنم
عقل افلاطون منش را ریشخندی می زنم خاقانی : غزلیات
غزل ۲۴ - کار گیتی را نوائی مانده نیست
کار گیتی را نوائی مانده نیست سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۰۳ - ای دوست مطیع دشمن هجران باش
ای دوست مطیع دشمن هجران باش شاه اسماعیل صفوی ( خطایی ) : گزیدهٔ اشعار ترکی
سرسری, گیرمه میدانا
سرسری, گیرمه میدانا, حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۲۴ - و له ایضا
تا به شیراز نگارم ز سفر باز آمد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۵۴۷ - گرد وحشت بسکه بر هم چیده است اجزای من
گرد وحشت بسکه بر هم چیده است اجزای من بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۸۸ - ز صبح طلعتش آیینهٔ دل را صفا بنگر
ز صبح طلعتش آیینهٔ دل را صفا بنگر رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۱۸ - النوبة الثالثة: قوله تعالى: وَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ پاکست و بى عیب و منزه
قوله تعالى: وَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ پاکست و بى عیب و منزه خداوند یگانه، یگانه در حلم یگانه در وفا یگانه در مهر، در آزار از رهى نبرد که در حلم یگانه است، اگر رهى بدیگرى گراید وى نگراید که در وفا یگانه است، اگر رهى عهد بشکند او نشکند که در مهر یگانه است، یگانه در ذات یگانه در صفات، برى از علّات، مقدس از آفات، منزه از مداجات، ستوده بهر عبارات، زیبا در هر اشارات، خالق هنگام و ساعات، مقدّر احیان و اوقات، نه در صنع او خلل، نه در تقدیر او حیل، نه در وصف او مثل، مقدّرى لم یزل. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۳۰ - اگر چه در چمن روزگار خار و خسم
اگر چه در چمن روزگار خار و خسم کمال خجندی : غزلیات
شماره ۴۰۳ - دل ز داروخانه دردت دواه دارد امید
دل ز داروخانه دردت دواه دارد امید