شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۶۳۳ - یاری که خیال دوست دارد
یاری که خیال دوست دارد امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۲۷ - هر شب غم تو به مه اشارتکُنَدَم
هر شب غم تو به مه اشارتکُنَدَم امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - هر شب ز غم تو دل ز جان برگیرم
هر شب ز غم تو دل ز جان برگیرم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۵۲۶ - گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی میرود
گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی میرود صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۱۶ - نه از حکمت توانم سر کشیدن
نه از حکمت توانم سر کشیدن غروی اصفهانی : مدایح و مراثی ابی الفضل العباس سلام الله علیه
شمارهٔ ۳ - فی رثاء ابی الفضل العباس سلام الله علیه
تا که شد سرو سهی سای ابی الفضل قلم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۹۹ - خیال زلف که واکرد راه در زنجیر
خیال زلف که واکرد راه در زنجیر شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۱۴ - خوش در میخانهای بگشادهایم
خوش در میخانهای بگشادهایم اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۶۶۸ - ای نور چشم من ز رخ لالهرنگ تو
ای نور چشم من ز رخ لالهرنگ تو مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۱۰۴ - از بس که کند زلف تو با روی تو ناز
از بس که کند زلف تو با روی تو ناز بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۶۰ - یک آه سرد نیم شبی ازجگربرآ
یک آه سرد نیم شبی ازجگربرآ حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۶۶ - بار ستم یار، گران است و گران نیست
بار ستم یار، گران است و گران نیست افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۷۶ - تو را با لعل خندان آفریدند
تو را با لعل خندان آفریدند طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۰۶ - در کار معنی پروری کافتاده ناحق بر سرم
در کار معنی پروری کافتاده ناحق بر سرم رشیدالدین میبدی : ۴- سورة النساء- مدنیة
۱۱ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها سبب نزول این آیت آن بود که عباس بن عبد المطلب عمّ رسول خدا صاحب سقایه زمزم بود، میراث برده از پدر عبد المطلب. چون روز فتح مکه بود رسول خدا (ص) بر منبر خطبه فتح میکرد. عباس وى را گفت: یا رسول اللَّه باید که تو سدانت، یعنى خدمت و کلید دارى کعبه با سقایه زمزم ما را بهم کنى. رسول خدا عثمان طلحه حجبى را بخواند، و کلید از وى خواست. عثمان شد، و کلید از مادر بستد، و برسول خدا داد. رسول خدا (ص) قصد کرد که کلید فرا عباس دهد، جبرئیل آمد و آیت آورد: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها. رسول خدا (ص) عثمان طلحه را برخواند، و کلید بوى باز داد، و گفت: «هاک خالدة تالدة لا ینزعها منکم الّا ظالم». واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۱۸ - کو بخت حرف پیش تو ای نازنین زدن؟
کو بخت حرف پیش تو ای نازنین زدن؟ رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۴۱
به خنیاگری نغز آورد روی عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۹۱ - نامه فرستادن زال زر به نزد وزیر ارجاسب شاه گوید
یکی نامه دیگر هم اندر شتاب رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۶۱ - باغ ملک آمد طری از رشحهٔ کلک وزیر
باغ ملک آمد طری از رشحهٔ کلک وزیر محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۲۲ - ای همچو آهوان دلم دم شکار تو
ای همچو آهوان دلم دم شکار تو
غزل ۶۳۳ - یاری که خیال دوست دارد
یاری که خیال دوست دارد امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۲۷ - هر شب غم تو به مه اشارتکُنَدَم
هر شب غم تو به مه اشارتکُنَدَم امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - هر شب ز غم تو دل ز جان برگیرم
هر شب ز غم تو دل ز جان برگیرم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۵۲۶ - گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی میرود
گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی میرود صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۱۶ - نه از حکمت توانم سر کشیدن
نه از حکمت توانم سر کشیدن غروی اصفهانی : مدایح و مراثی ابی الفضل العباس سلام الله علیه
شمارهٔ ۳ - فی رثاء ابی الفضل العباس سلام الله علیه
تا که شد سرو سهی سای ابی الفضل قلم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۹۹ - خیال زلف که واکرد راه در زنجیر
خیال زلف که واکرد راه در زنجیر شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۱۴ - خوش در میخانهای بگشادهایم
خوش در میخانهای بگشادهایم اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۶۶۸ - ای نور چشم من ز رخ لالهرنگ تو
ای نور چشم من ز رخ لالهرنگ تو مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۱۰۴ - از بس که کند زلف تو با روی تو ناز
از بس که کند زلف تو با روی تو ناز بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۶۰ - یک آه سرد نیم شبی ازجگربرآ
یک آه سرد نیم شبی ازجگربرآ حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۶۶ - بار ستم یار، گران است و گران نیست
بار ستم یار، گران است و گران نیست افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۷۶ - تو را با لعل خندان آفریدند
تو را با لعل خندان آفریدند طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۰۶ - در کار معنی پروری کافتاده ناحق بر سرم
در کار معنی پروری کافتاده ناحق بر سرم رشیدالدین میبدی : ۴- سورة النساء- مدنیة
۱۱ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها سبب نزول این آیت آن بود که عباس بن عبد المطلب عمّ رسول خدا صاحب سقایه زمزم بود، میراث برده از پدر عبد المطلب. چون روز فتح مکه بود رسول خدا (ص) بر منبر خطبه فتح میکرد. عباس وى را گفت: یا رسول اللَّه باید که تو سدانت، یعنى خدمت و کلید دارى کعبه با سقایه زمزم ما را بهم کنى. رسول خدا عثمان طلحه حجبى را بخواند، و کلید از وى خواست. عثمان شد، و کلید از مادر بستد، و برسول خدا داد. رسول خدا (ص) قصد کرد که کلید فرا عباس دهد، جبرئیل آمد و آیت آورد: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها. رسول خدا (ص) عثمان طلحه را برخواند، و کلید بوى باز داد، و گفت: «هاک خالدة تالدة لا ینزعها منکم الّا ظالم». واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۱۸ - کو بخت حرف پیش تو ای نازنین زدن؟
کو بخت حرف پیش تو ای نازنین زدن؟ رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۴۱
به خنیاگری نغز آورد روی عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۹۱ - نامه فرستادن زال زر به نزد وزیر ارجاسب شاه گوید
یکی نامه دیگر هم اندر شتاب رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۶۱ - باغ ملک آمد طری از رشحهٔ کلک وزیر
باغ ملک آمد طری از رشحهٔ کلک وزیر محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۲۲ - ای همچو آهوان دلم دم شکار تو
ای همچو آهوان دلم دم شکار تو