محمد بن منور : منقولات
شماره ۷۶ - شیخ را پرسیدند کی اگر کسی خواهد کی راه بیپیری برود تواند؟ شیخ گفت نتواند از آنک
شیخ را پرسیدند کی اگر کسی خواهد کی راه بیپیری برود تواند؟ شیخ گفت نتواند از آنکه کسی باید کی بدان راه رسیده تا او را بدان دلالت کند و در هر منزل میگوید این فلان منزلست، اینجا زیادت مقام باید کرد و اگر مهلکه جایی باشد بگوید کی حذر باید کرد و او را برفق دل میدهد تا او بقوّت دل آن راه میرود تا به مقصود رسد. و آنکس کی تنها رود چون دیوی باشد در میان بیابانی فرو مانده، نداند کی راه ازکدام جانب است چنانک حقّ عزّ و جلّ میفرماید کَالَّذِی اِستَهْوَتْه الشَّیاطِینُ فِی الَاْرضِ حَیرانَ و اصل این راه فرمان بردن پیر بود فان تطیعوه تهتدوا چون مرید پیر را فرمان بردار باشد همچنان بود کی خدای را طاعت دارد وَمَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَد اَطاعَ اللّه، و الشیخ فی قومه کالنبی فی امته. رشیدالدین وطواط : مقطعات
شمارهٔ ۴۷ - در حق ضیاء الدین عراق وزیر
ایا خوب سیرت وزیری ، که ملک مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۳۰۳ - چون دانش بود مهربان دایه من
چون دانش بود مهربان دایه من ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۸۱ - ز نادرستی اهل زمان شکسته شدیم
ز نادرستی اهل زمان شکسته شدیم آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۷۸۷ - دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم
دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۱۹۲ - مرغ دل از قید غم های جهان آزاد بود
مرغ دل از قید غم های جهان آزاد بود قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۵۰ - فکنده زخم دلم را به حالت بهبود
فکنده زخم دلم را به حالت بهبود ترانه های کودکانه : بخش اول
باز باران با ترانه
باز باران با ترانه مجد همگر : رباعیات
شماره ۵۵۱ - جانکاه منی و دل فزای همه ای
جانکاه منی و دل فزای همه ای لبیبی : قطعات و قصاید به جا مانده
شمارهٔ ۳ - دو بیت منقول در ترجمان البلاغه
گر فرخی بمرد چرا عنصری نمرد سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۵۲۴ - ای زآفتاب رویت مه برده شرمساری
ای زآفتاب رویت مه برده شرمساری سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
التمثّل فیالرؤیاء و تعبیره و هو ثمانون رؤیا عجیبة
خلق تا در جهانِ اسبابند اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
شنیدن عاشق سخن معشوق را
چو آمد نامهٔ معشوق چالاک کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۲۴ - ما حالی از نشاط کناری گرفته ایم
ما حالی از نشاط کناری گرفته ایم اسدی توسی : گرشاسپنامه
جنگ گرشاسب با ببر ژیان
خور از کُه چو بفراخت زرین کلاه ملا مسیح پانی پتی : رام و سیتا
بخش ۹۴ - آمدن هنونت به کوه شمالی و جنگ کردن او با دیوان و کشته شدن سیصد هزار دیوان از دست هنونت
شنید این حرف هنونت نکونام مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۵۱ - ای برادر تو چه مرغی؟ خویشتن را بازبین
ای برادر تو چه مرغی؟ خویشتن را بازبین جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۸۹ - بگو تا کی دلم را تنگ داری
بگو تا کی دلم را تنگ داری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۵۴ - زخاکساری دل برقرار خودباشد
زخاکساری دل برقرار خودباشد خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۵۴ - دلا بنیاد جان را محکمی نیست
دلا بنیاد جان را محکمی نیست
شماره ۷۶ - شیخ را پرسیدند کی اگر کسی خواهد کی راه بیپیری برود تواند؟ شیخ گفت نتواند از آنک
شیخ را پرسیدند کی اگر کسی خواهد کی راه بیپیری برود تواند؟ شیخ گفت نتواند از آنکه کسی باید کی بدان راه رسیده تا او را بدان دلالت کند و در هر منزل میگوید این فلان منزلست، اینجا زیادت مقام باید کرد و اگر مهلکه جایی باشد بگوید کی حذر باید کرد و او را برفق دل میدهد تا او بقوّت دل آن راه میرود تا به مقصود رسد. و آنکس کی تنها رود چون دیوی باشد در میان بیابانی فرو مانده، نداند کی راه ازکدام جانب است چنانک حقّ عزّ و جلّ میفرماید کَالَّذِی اِستَهْوَتْه الشَّیاطِینُ فِی الَاْرضِ حَیرانَ و اصل این راه فرمان بردن پیر بود فان تطیعوه تهتدوا چون مرید پیر را فرمان بردار باشد همچنان بود کی خدای را طاعت دارد وَمَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَد اَطاعَ اللّه، و الشیخ فی قومه کالنبی فی امته. رشیدالدین وطواط : مقطعات
شمارهٔ ۴۷ - در حق ضیاء الدین عراق وزیر
ایا خوب سیرت وزیری ، که ملک مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۳۰۳ - چون دانش بود مهربان دایه من
چون دانش بود مهربان دایه من ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۸۱ - ز نادرستی اهل زمان شکسته شدیم
ز نادرستی اهل زمان شکسته شدیم آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۷۸۷ - دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم
دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۱۹۲ - مرغ دل از قید غم های جهان آزاد بود
مرغ دل از قید غم های جهان آزاد بود قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۵۰ - فکنده زخم دلم را به حالت بهبود
فکنده زخم دلم را به حالت بهبود ترانه های کودکانه : بخش اول
باز باران با ترانه
باز باران با ترانه مجد همگر : رباعیات
شماره ۵۵۱ - جانکاه منی و دل فزای همه ای
جانکاه منی و دل فزای همه ای لبیبی : قطعات و قصاید به جا مانده
شمارهٔ ۳ - دو بیت منقول در ترجمان البلاغه
گر فرخی بمرد چرا عنصری نمرد سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۵۲۴ - ای زآفتاب رویت مه برده شرمساری
ای زآفتاب رویت مه برده شرمساری سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
التمثّل فیالرؤیاء و تعبیره و هو ثمانون رؤیا عجیبة
خلق تا در جهانِ اسبابند اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
شنیدن عاشق سخن معشوق را
چو آمد نامهٔ معشوق چالاک کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۲۴ - ما حالی از نشاط کناری گرفته ایم
ما حالی از نشاط کناری گرفته ایم اسدی توسی : گرشاسپنامه
جنگ گرشاسب با ببر ژیان
خور از کُه چو بفراخت زرین کلاه ملا مسیح پانی پتی : رام و سیتا
بخش ۹۴ - آمدن هنونت به کوه شمالی و جنگ کردن او با دیوان و کشته شدن سیصد هزار دیوان از دست هنونت
شنید این حرف هنونت نکونام مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۵۱ - ای برادر تو چه مرغی؟ خویشتن را بازبین
ای برادر تو چه مرغی؟ خویشتن را بازبین جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۸۹ - بگو تا کی دلم را تنگ داری
بگو تا کی دلم را تنگ داری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۵۴ - زخاکساری دل برقرار خودباشد
زخاکساری دل برقرار خودباشد خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۵۴ - دلا بنیاد جان را محکمی نیست
دلا بنیاد جان را محکمی نیست