جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۴۰۳
توصیف تو از بشر نیاید
رشیدالدین میبدی : ۸۶- سورة الطارق- مکیة
النوبة الثانیة
این سوره هفده آیتست، شصت و یک کلمه، دویست و چهل و پنج حرف، جمله به مکه فرو آمد و درین سوره یک آیه منسوخ است: فَمَهِّلِ الْکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً نسخت بآیة السّیف. و در فضیلت سوره ابى بن کعب روایت کند از مصطفى (ص) گفت: «هر که این سوره برخواند، حقّ جلّ جلاله بعدد هر ستاره‏اى که در آسمانست او را ده نیکى در دیوان بنویسد». روایت کنند از عبد الرحمن بن خالد. و قیل: عبد اللَّه بن عبد الرحمن بن یحیى بن کعب، گفتا: رسول خدا را (ص) دیدم در قبیله ثقیف در مشرقه‏اى فرو آمده و این سوره وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ میخواند، و من هنوز در جاهلیّت بودم در اسلام نیامده، و این سوره از لفظ رسول (ص) یاد گرفتم. پس در انجمن ثقیف بگذشتم و قومى از قریش در میان ایشان بودند، عتبه و شیبه پسران ربیعه با ایشان، قوم از من درخواستند تا این سوره برخواندم. هر چه ثقفیان بودند گفتند: ما نرى هذا الّا حقّا، سخنى است راست و درست. قرشیان گفتند: نحن اعلم بصاحبنا لو علمنا انّه حقّ لتبعناه. ما محمد را به شناسیم و حال وى از شما بهتر دانیم که او مرد ما است و از قبیله ما. اگر ما دانستمانى که او بر حقّست و سخن او راست، ما خود بر پى وى رفتمانى و او را راستگوى داشتیمى. قوله: وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ‏
نشاط اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۱
عشق است کاگهان را غافل همی پسندد
نیر تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۲۱
هر شکاری شود از جنگل شهباز گرفت
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۱۱۶
چشمم ار بی‌تو جهان بیند بگیرش عیب ازانک
سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل شمارهٔ ۲۰
چون تو را میل و مرا از تو شکیبایی نیست؟!
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۷۹
باز برافراختیم رایت سلطان عشق
صفای اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۵۶
آمد و رفت ز سودائی خود یاد نکرد
حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۵۰۴
به لطف تو نبود گر بسی نکو باشد
اقبال لاهوری : پیام مشرق
تو خورشیدی و من سیارهٔ تو
تو خورشیدی و من سیارهٔ تو
واعظ قزوینی : رباعیات
شمارهٔ ۱۰
نبود چون نام، دشمنی انسان را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۳۲۳
زکات صحت جسم است خسته پرسیدن
جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۲۰۳
هر کس محروم از جوانی است
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۵
کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را
جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۴۰۶
چو دست جرأتش طرح شکار شیر می ریزد
طبیب اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۳
چو خنجر ستم آن ترک لشگری برداشت
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۲۸۸
مست ترا به هیچ میی احتیاج نیست
نظیری نیشابوری : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۴
چه خوست کاین دل کافر نهاد من دارد
قاسم انوار : غزلیات
شمارهٔ ۱۱
خدا را، ای مذکر، رحم فرما
نجم‌الدین رازی : رباعیات
شمارهٔ ۴۷
این هفت سپهر در نوشتیم آخر