نهج البلاغه : خطبه ها
روش برخورد با دنيا
و من خطبة له عليهالسلام يحذر من فتنة الدنيا نهج البلاغه : خطبه ها
آموزش تاكتيك هاى نظامى
و من كلام له عليهالسلام في تعليم الحرب و المقاتلة نهج البلاغه : خطبه ها
آمادگى براى سفر آخرت
و من كلام له عليهالسلام كان كثيرا ما ينادي به أصحابه تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اَللَّهُ فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ وَ أَقِلُّوا اَلْعُرْجَةَ عَلَى اَلدُّنْيَا نهج البلاغه : خطبه ها
وصف قربانى
و من خطبة له عليهالسلام في ذكرى يوم النحر و صفة الأضحية صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۰۲ - ازین پس دور من چندی نپاید
ازین پس دور من چندی نپاید عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر شیخ ابوالحسن حصری رحمةالله علیه
آن عالم ربانی آن حاکم حکم روحانی آن قدوهٔ قافلهٔ عصمت آن نقطهٔ دایرهٔ حکمت آن محرم صاحب سری شیخ ابوالحسن حصری رحمةالله علیه شیخ عراق بود و لسان وقت و حالی تمام داشت و عبارتی رفیع بصری بود و به بغداد نشستی و صحبت شبلی داشتی و معبر عظیم بودی و در بغداد با اصحاب خود سماع کردی در پیش خلیفه او را غمز کردند که قومی بهم در شدهاند و سرود میگویند و پای میکوبند و حالت میکنند و در سماع مینشینند مگر روزی خلیفه برنشسته بود در صحرا و حصری باصحاب شدند کسی خلیفه را گفت: آن مرد که دست میزد و پای میکوبد اینست خلیفه عنان بازکشید حصری را گفت: چه مذهب داری گفت مذهب بوحنیفه داشتم به مذهب شافعی باز آمدم و اکنون خود به چیزی مشغولم که از هیچ مذهبم خبر نیست گفت: آنچیست گفت: صوفی گفت: صوفی چه باشد گفت: آنکه از دوجهان بدون او به هیچ چیز نیارآمد و نیاساید گفت: آنکه دیگر گفت: آنکه کار خویش بدو بازگذارد که خداوند اوست تا خود به قضاء خویش تولی میکند گفت: دیگر حصری گفت: فما بعد الحق الاالضلال چون حق را یافتند به چیزی دیگر ننگرند خلیفه گفت: ایشان را مجنبانید که ایشان قومی بزرگاند که حق تعالی را نیابت کار ایشان دارند. مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۵۳ - نزدیک توام مرا مبین دور
نزدیک تواَم مرا مَبین دور الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۷۶ - بیرون آمدن ح – ابوالفضل (ع) با لب تشنه از فرات
تو سیرآب و نوباوه ی مصطفی (ص) نهج البلاغه : خطبه ها
خبر از سلطه معاویه
و من كلام له عليهالسلام في صفة رجل مذموم ثم في فضله هو عليهالسلام عطار نیشابوری : دفتر دوم
بود این آن زمان از خویش پنهان
نه اصل خون ز حیوان و نباتست سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۴۶۳ - چشم پر افسون او سحرآفرینی می کند
چشم پر افسون او سحرآفرینی می کند وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۲۹ - هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد
هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد عطار نیشابوری : عذر آوردن مرغان
حکایت احمد حنبل که پیش بشر حافی میرفت
احمد حنبل امام عصر بود نهج البلاغه : خطبه ها
پيمان شكنى زبير
و من كلام له عليهالسلام يعني به الزبير في حال اقتضت ذلك و يدعوه للدخول في البيعة ثانية يَزْعُمُ أَنَّهُ قَدْ بَايَعَ بِيَدِهِ وَ لَمْ يُبَايِعْ بِقَلْبِهِ نهج البلاغه : خطبه ها
نكوهش نافرمانى عايشه سفارش به ایمان و قرآن خبر از حوادث آینده
و من كلام له عليهالسلام خاطب به أهل البصرة على جهة اقتصاص الملاحم عطار نیشابوری : بخش شانزدهم
(۳) حکایت سلیمان و طلب کردن کوزه
سلیمان کوزهٔ میخواست روزی الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۵۴ - به یاد آمدن ح – قاسم را از وصیتنامه ی پدر بزرگوارش
چو لختی ببودند زین گونه زار فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۱۲۳ - غلام روی توام، ای غلام، باده بیار
غلام روی توام، ای غلام، باده بیار نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۱۲ - این قصیده نیز بعد از معاودت مکه به احمدآباد گجرات در مدح شاهزاده همایون نژاد شاهزاده مراد گفته شده
پس از ادای طواف حج و رسوم عباد احمد شاملو : هوای تازه
برای شما که عشق ِتان زندهگیست
شما که عشقِتان زندگیست
روش برخورد با دنيا
و من خطبة له عليهالسلام يحذر من فتنة الدنيا نهج البلاغه : خطبه ها
آموزش تاكتيك هاى نظامى
و من كلام له عليهالسلام في تعليم الحرب و المقاتلة نهج البلاغه : خطبه ها
آمادگى براى سفر آخرت
و من كلام له عليهالسلام كان كثيرا ما ينادي به أصحابه تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اَللَّهُ فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ وَ أَقِلُّوا اَلْعُرْجَةَ عَلَى اَلدُّنْيَا نهج البلاغه : خطبه ها
وصف قربانى
و من خطبة له عليهالسلام في ذكرى يوم النحر و صفة الأضحية صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۰۲ - ازین پس دور من چندی نپاید
ازین پس دور من چندی نپاید عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر شیخ ابوالحسن حصری رحمةالله علیه
آن عالم ربانی آن حاکم حکم روحانی آن قدوهٔ قافلهٔ عصمت آن نقطهٔ دایرهٔ حکمت آن محرم صاحب سری شیخ ابوالحسن حصری رحمةالله علیه شیخ عراق بود و لسان وقت و حالی تمام داشت و عبارتی رفیع بصری بود و به بغداد نشستی و صحبت شبلی داشتی و معبر عظیم بودی و در بغداد با اصحاب خود سماع کردی در پیش خلیفه او را غمز کردند که قومی بهم در شدهاند و سرود میگویند و پای میکوبند و حالت میکنند و در سماع مینشینند مگر روزی خلیفه برنشسته بود در صحرا و حصری باصحاب شدند کسی خلیفه را گفت: آن مرد که دست میزد و پای میکوبد اینست خلیفه عنان بازکشید حصری را گفت: چه مذهب داری گفت مذهب بوحنیفه داشتم به مذهب شافعی باز آمدم و اکنون خود به چیزی مشغولم که از هیچ مذهبم خبر نیست گفت: آنچیست گفت: صوفی گفت: صوفی چه باشد گفت: آنکه از دوجهان بدون او به هیچ چیز نیارآمد و نیاساید گفت: آنکه دیگر گفت: آنکه کار خویش بدو بازگذارد که خداوند اوست تا خود به قضاء خویش تولی میکند گفت: دیگر حصری گفت: فما بعد الحق الاالضلال چون حق را یافتند به چیزی دیگر ننگرند خلیفه گفت: ایشان را مجنبانید که ایشان قومی بزرگاند که حق تعالی را نیابت کار ایشان دارند. مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۵۳ - نزدیک توام مرا مبین دور
نزدیک تواَم مرا مَبین دور الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۷۶ - بیرون آمدن ح – ابوالفضل (ع) با لب تشنه از فرات
تو سیرآب و نوباوه ی مصطفی (ص) نهج البلاغه : خطبه ها
خبر از سلطه معاویه
و من كلام له عليهالسلام في صفة رجل مذموم ثم في فضله هو عليهالسلام عطار نیشابوری : دفتر دوم
بود این آن زمان از خویش پنهان
نه اصل خون ز حیوان و نباتست سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۴۶۳ - چشم پر افسون او سحرآفرینی می کند
چشم پر افسون او سحرآفرینی می کند وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۲۹ - هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد
هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد عطار نیشابوری : عذر آوردن مرغان
حکایت احمد حنبل که پیش بشر حافی میرفت
احمد حنبل امام عصر بود نهج البلاغه : خطبه ها
پيمان شكنى زبير
و من كلام له عليهالسلام يعني به الزبير في حال اقتضت ذلك و يدعوه للدخول في البيعة ثانية يَزْعُمُ أَنَّهُ قَدْ بَايَعَ بِيَدِهِ وَ لَمْ يُبَايِعْ بِقَلْبِهِ نهج البلاغه : خطبه ها
نكوهش نافرمانى عايشه سفارش به ایمان و قرآن خبر از حوادث آینده
و من كلام له عليهالسلام خاطب به أهل البصرة على جهة اقتصاص الملاحم عطار نیشابوری : بخش شانزدهم
(۳) حکایت سلیمان و طلب کردن کوزه
سلیمان کوزهٔ میخواست روزی الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۵۴ - به یاد آمدن ح – قاسم را از وصیتنامه ی پدر بزرگوارش
چو لختی ببودند زین گونه زار فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۱۲۳ - غلام روی توام، ای غلام، باده بیار
غلام روی توام، ای غلام، باده بیار نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۱۲ - این قصیده نیز بعد از معاودت مکه به احمدآباد گجرات در مدح شاهزاده همایون نژاد شاهزاده مراد گفته شده
پس از ادای طواف حج و رسوم عباد احمد شاملو : هوای تازه
برای شما که عشق ِتان زندهگیست
شما که عشقِتان زندگیست