عمان سامانی : گنجینة الاسرار
بخش ۴ - در بیان اینکه هر رازی را پرده داری انبازاست و هر سری را غیرتی غیر پرداز، از آنجاست که گوید:
در بیان اینکه هر رازی را پرده داری انبازاست و هر سری را غیرتی غیر پرداز، از آنجاست که گوید: ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۴۶ - بدان و بگوی
سخن چوگویی سنجیده گوی در مجلس غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۷۶ - پیدا کردن علاج بیماری دل به ریا
بدان که این بیماری و علاج این واجب است و جز به جدی تمام علاج نپذیرد که این علتی است با مزاج دل آدمی آمیخته و اندر وی راسخ شده. علاج دشوار پذیرد و سبب صعوبت این بیماری آن است که آدمی از کودکی باز مردمان را می بیند که رو و ریا با یکدیگر نگاه می دارند و خود را اندر چشم یکدیگر همی آرایند و همه شغل ایشان یا بیشتر آن باشد و این طبع اندر دل کودک رستن گیرد و هر روز زیادت همی شود تا آنگاه که عاقلی تمام شود و بداند که این کار زیانکاران است و آن عادت غالب شده باشد و محو کردن آن دشوار گشته باشد. و هیچ کس از این بیماری خالی نباشد و این مجاهدت فرض عین همه خلق است و اندر معالجت دو مقام است: یکی طلب مسهل که مادت این از باطن ببرد و قلع کند و این مرکب است از علم و عمل: ادیب الممالک : قصاید
شمارهٔ ۶۶ - انتهی
چو بی وجود خداوندگار آسایش سوزنی سمرقندی : غزلیات
شمارهٔ ۲۸ - ای سنائی بیا
ای سنائی بیا و قد خم کن رشیدالدین میبدی : ۴- سورة النساء- مدنیة
۱۷ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِناً الآیة خداوند بزرگوار، جبّار کردگار، کارساز بنده نواز، کارران نگهبان، پوشنده عیب عذر خواهان، درگذارنده جرم اوّاهان، درین آیت اظهار کرم خویش میکند، و فضل و لطف خود به بندگان مىنماید، فعل خطا که بر ایشان رود کار آن آسان فرا میگیرد، و ایشان را عذر مىنهد، و نیز ایشان را عاقله پذیر میکند، تا اگر جنایتى بر سبیل خطا افتد عاقله از ایشان تحمل کنند، و ایشان را در آن ورطه بنگذارند. و چنان که در شریعت عاقله هر کس پدید است در حقیقت هر قومى را عاقلهاى است، و مهینه همه خلق و گزیده هر دو کون مصطفى (ص) است که عاقله مؤمنان است، تیمار بر ایشان، و عذر خواه ایشان، و فردا شفیع ایشان، و به قال اللَّه عزّ و جلّ: النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، و هو المشار الیه زرتشت : ویسپرد
کرده هفدهم
« آشم وهو . . . » ما اندیشه های نیک ، گفتارهای نیک و کردارهای نیک «یسنه» ( هفت هات )را می پذیریم . ما «اَشم وهو . . . .» را می پذیریم .« این کرده کوتاه را در نیایش ها سه بار می خوانند » جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۵۹۲ - نسیم باد صبا از دیار ما آمد
نسیم باد صبا از دیار ما آمد ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۳۴ - وزرا پاسبان پادشهند
وزرا پاسبان پادشهند یغمای جندقی : سایر اشعار
رباعی در وصف حاج میرزا آقاسی
نگذاشت به ملک شاه حاجی درمی مجیرالدین بیلقانی : قصاید
شماره ۴۶ - دوش که شد ماه نهان در غبار
دوش که شد ماه نهان در غبار ادیب صابر : مقطعات
شماره ۷۵ - زحد گذشت و به غایت رسید و بی مر شد
زحد گذشت و به غایت رسید و بی مر شد وفایی شوشتری : غزلیات
شماره ۱۰ - کسی گوی سعادت از میان بُرد
کسی گوی سعادت از میان بُرد سلطان باهو : غزلیات
غزل ۳۲ - عمریست در طریق تو جان را که دم زدیم
عمریست در طریق تو جان را که دم زدیم ایرج میرزا : مثنوی ها
شکوۀ شاگرد
چنین می گفت شاگردی به مَکتَب فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۸۶ - به این شوخی که دارد پی بهار جلوه رنگینش
به این شوخی که دارد پی بهار جلوه رنگینش لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۸۴ - به شاهد لغت فرخو، بمعنی پاک کردن کشت و باغ، پیراستن تاک رز و گزین کردن کشت
گر نیستت ستورچه باشد فریدون مشیری : ریشه در خاک
در آیینه اشک...
بی تو، سی سال، نفس آمد و رفت، غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۵۳ - حقوق همسایگان
این است تفصیل جمله حقوق مسلمانان که نگاه باید داشت به مجرد مسلمانی. اما حقوق همسایگان در وی زیادتها است. و رسول (ص) گفته که همسایه است که وی را یک حق است و آن همسایه کافر است و همسایه هست که وی را دو حق است و آن همسایه مسلمان است و همسایه هست وی را سه حق است و آن همسایه مسلمان و خویشاوند است». و گفت، «جبرییل مرا همیشه به حق همسایه و صیت می کرد تا پنداشتم که وی را میراث خواهد افتاد از من» و گفت، «هر که به خدای و قیامت ایمان دارد، گو همسایه خویش را گرامی دار». و گفت، «مومن نبود کسی که همسایه وی از رنج وی ایمن نبود». و گفت، «هر که سنگی در سگ همسایه انداخت وی را برنجاند». مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۰ - از دم باد صبا بوی کسی میآید
از دم باد صبا بوی کسی میآید
بخش ۴ - در بیان اینکه هر رازی را پرده داری انبازاست و هر سری را غیرتی غیر پرداز، از آنجاست که گوید:
در بیان اینکه هر رازی را پرده داری انبازاست و هر سری را غیرتی غیر پرداز، از آنجاست که گوید: ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۴۶ - بدان و بگوی
سخن چوگویی سنجیده گوی در مجلس غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۷۶ - پیدا کردن علاج بیماری دل به ریا
بدان که این بیماری و علاج این واجب است و جز به جدی تمام علاج نپذیرد که این علتی است با مزاج دل آدمی آمیخته و اندر وی راسخ شده. علاج دشوار پذیرد و سبب صعوبت این بیماری آن است که آدمی از کودکی باز مردمان را می بیند که رو و ریا با یکدیگر نگاه می دارند و خود را اندر چشم یکدیگر همی آرایند و همه شغل ایشان یا بیشتر آن باشد و این طبع اندر دل کودک رستن گیرد و هر روز زیادت همی شود تا آنگاه که عاقلی تمام شود و بداند که این کار زیانکاران است و آن عادت غالب شده باشد و محو کردن آن دشوار گشته باشد. و هیچ کس از این بیماری خالی نباشد و این مجاهدت فرض عین همه خلق است و اندر معالجت دو مقام است: یکی طلب مسهل که مادت این از باطن ببرد و قلع کند و این مرکب است از علم و عمل: ادیب الممالک : قصاید
شمارهٔ ۶۶ - انتهی
چو بی وجود خداوندگار آسایش سوزنی سمرقندی : غزلیات
شمارهٔ ۲۸ - ای سنائی بیا
ای سنائی بیا و قد خم کن رشیدالدین میبدی : ۴- سورة النساء- مدنیة
۱۷ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِناً الآیة خداوند بزرگوار، جبّار کردگار، کارساز بنده نواز، کارران نگهبان، پوشنده عیب عذر خواهان، درگذارنده جرم اوّاهان، درین آیت اظهار کرم خویش میکند، و فضل و لطف خود به بندگان مىنماید، فعل خطا که بر ایشان رود کار آن آسان فرا میگیرد، و ایشان را عذر مىنهد، و نیز ایشان را عاقله پذیر میکند، تا اگر جنایتى بر سبیل خطا افتد عاقله از ایشان تحمل کنند، و ایشان را در آن ورطه بنگذارند. و چنان که در شریعت عاقله هر کس پدید است در حقیقت هر قومى را عاقلهاى است، و مهینه همه خلق و گزیده هر دو کون مصطفى (ص) است که عاقله مؤمنان است، تیمار بر ایشان، و عذر خواه ایشان، و فردا شفیع ایشان، و به قال اللَّه عزّ و جلّ: النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، و هو المشار الیه زرتشت : ویسپرد
کرده هفدهم
« آشم وهو . . . » ما اندیشه های نیک ، گفتارهای نیک و کردارهای نیک «یسنه» ( هفت هات )را می پذیریم . ما «اَشم وهو . . . .» را می پذیریم .« این کرده کوتاه را در نیایش ها سه بار می خوانند » جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۵۹۲ - نسیم باد صبا از دیار ما آمد
نسیم باد صبا از دیار ما آمد ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۳۴ - وزرا پاسبان پادشهند
وزرا پاسبان پادشهند یغمای جندقی : سایر اشعار
رباعی در وصف حاج میرزا آقاسی
نگذاشت به ملک شاه حاجی درمی مجیرالدین بیلقانی : قصاید
شماره ۴۶ - دوش که شد ماه نهان در غبار
دوش که شد ماه نهان در غبار ادیب صابر : مقطعات
شماره ۷۵ - زحد گذشت و به غایت رسید و بی مر شد
زحد گذشت و به غایت رسید و بی مر شد وفایی شوشتری : غزلیات
شماره ۱۰ - کسی گوی سعادت از میان بُرد
کسی گوی سعادت از میان بُرد سلطان باهو : غزلیات
غزل ۳۲ - عمریست در طریق تو جان را که دم زدیم
عمریست در طریق تو جان را که دم زدیم ایرج میرزا : مثنوی ها
شکوۀ شاگرد
چنین می گفت شاگردی به مَکتَب فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۸۶ - به این شوخی که دارد پی بهار جلوه رنگینش
به این شوخی که دارد پی بهار جلوه رنگینش لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۸۴ - به شاهد لغت فرخو، بمعنی پاک کردن کشت و باغ، پیراستن تاک رز و گزین کردن کشت
گر نیستت ستورچه باشد فریدون مشیری : ریشه در خاک
در آیینه اشک...
بی تو، سی سال، نفس آمد و رفت، غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۵۳ - حقوق همسایگان
این است تفصیل جمله حقوق مسلمانان که نگاه باید داشت به مجرد مسلمانی. اما حقوق همسایگان در وی زیادتها است. و رسول (ص) گفته که همسایه است که وی را یک حق است و آن همسایه کافر است و همسایه هست که وی را دو حق است و آن همسایه مسلمان است و همسایه هست وی را سه حق است و آن همسایه مسلمان و خویشاوند است». و گفت، «جبرییل مرا همیشه به حق همسایه و صیت می کرد تا پنداشتم که وی را میراث خواهد افتاد از من» و گفت، «هر که به خدای و قیامت ایمان دارد، گو همسایه خویش را گرامی دار». و گفت، «مومن نبود کسی که همسایه وی از رنج وی ایمن نبود». و گفت، «هر که سنگی در سگ همسایه انداخت وی را برنجاند». مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۰ - از دم باد صبا بوی کسی میآید
از دم باد صبا بوی کسی میآید