صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۶۲ - ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن
ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن فردوسی : داستان سیاوش
بخش ۱۴ - چو آگاهی آمد به کاووس شاه
چو آگاهی آمد به کاووس شاه صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۸۶۳ - دور نشاط زود به انجام میرسد
دور نشاط زود به انجام میرسد فردوسی : رزم کاووس با شاه هاماوران
بخش ۴ - یکی مرد بیدار جوینده راه
یکی مرد بیدار جوینده راه جامی : دفتر سوم
بخش ۴۹ - مقاوله شاعر مادح با خواجه ممدوح
شاعری را به خواجه ممدوح مولوی : ترجیعات
پانزدهم
ای یار گرم دار، و دلارام گرم دار فردوسی : داستان سیاوش
بخش ۴ - بدین داستان نیز شب برگذشت
بدین داستان نیز شب برگذشت عطار نیشابوری : باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
شماره ۱۲ - گر نام و نشان من توانستی بود
گر نام و نشان من توانستی بود محتشم کاشانی : غزلیات از رسالهٔ جلالیه
شماره ۱۴ - مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد
مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۷۴ - نیستی عیش و طرب، بیگانگی کم یاد گیر
نیستی عیش و طرب، بیگانگی کم یاد گیر باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۲۲ - دل مو دایم اندر ماتم ته
دل مو دایم اندر ماتم ته رشیدالدین میبدی : ۱۳- سورة الرعد- مکیة
۵ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: «یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ» بدانک شاه راه دین حق سه چیزست: اسلام و سنّت و اخلاص. در اسلام خائف باش و در سنت راجى و در اخلاص محبّ، اسلام از خوف چاره نیست و سنّت بى رجا نیست و اخلاص جز مایه محبّ نیست، خائف را گویند مىترس، راجى را گویند همىجوى، محبّ را گویند همىسوز، تا هنگامى آید که خائف را خطاب این بود که لا تخف مترس که روز ترس بسر آمد، و راجى را گویند لا تحزن اندوه مدار که امیدت بر آمد و درخت شادى ببرآمد، و محبّ را گویند ابشر شاد باش که شب هجر بپایان رسید و صبح وصل برآمد، این هر یکى را در عالم روش خویش محو و اثباتست، از دل خائف ریا مىسترد و یقین مىنهد، بخل مىسترد جود مىنهد، شره مىسترد قناعت مىنهد، حسد مى سترد شفقت مىنهد، بدعت مىسترد سنّت مىنهد، بم مىسترد امن مىنهد. از دل راجى اختیار مىسترد تسلیم مىنهد، تفرقت مىسترد جمع مىنهد، سرگردانى بنده مىسترد نور سبق مىنهد. از دل محبّ رسوم انسانیّت مىسترد شواهد حقیقت مىنهد، یمحو النّعوت الانسانیّة و یثبت النّعوت الرّبّانیة، یمحو شواهد کم و یثبت شاهده، از شاهد بنده مىکاهد و از شاهد خود مىفزاید تا چنانک باوّل خود بود بآخر هم خود باشد. میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۷۶ - چندان شب غم آه دل تنگ برآورد
چندان شب غم آه دل تنگ برآورد شمس مغربی : رباعیات
شماره ۱۶ - آن کس که بدو میشنوم میگویم
آن کس که بدو میشنوم میگویم مولوی : غزلیات
غزل ۸۶ - ای گشته ز تو خندان، بستان و گل رعنا
ای گشته زِ تو خَندان، بُستان و گُلِ رَعنا مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۱۰ - بانگ برآمد ز خرابات من
بانگ بَرآمَد زِ خَراباتِ من صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۵۲ - به آه سرد دل خود دو نیم باید کرد
به آه سرد دل خود دو نیم باید کرد مولوی : دفتر چهارم
بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن
بازِ اِسْپیدی به کَمْپیری دَهی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۲۱ - ای زلفت از کمند تمنابلند تر
ای زلفت از کمند تمنابلند تر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۸۱ - حسرت عمر، مرا در دل افگار بماند
حسرت عمر، مرا در دل افگار بماند
شماره ۵۶۲ - ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن
ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن فردوسی : داستان سیاوش
بخش ۱۴ - چو آگاهی آمد به کاووس شاه
چو آگاهی آمد به کاووس شاه صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۸۶۳ - دور نشاط زود به انجام میرسد
دور نشاط زود به انجام میرسد فردوسی : رزم کاووس با شاه هاماوران
بخش ۴ - یکی مرد بیدار جوینده راه
یکی مرد بیدار جوینده راه جامی : دفتر سوم
بخش ۴۹ - مقاوله شاعر مادح با خواجه ممدوح
شاعری را به خواجه ممدوح مولوی : ترجیعات
پانزدهم
ای یار گرم دار، و دلارام گرم دار فردوسی : داستان سیاوش
بخش ۴ - بدین داستان نیز شب برگذشت
بدین داستان نیز شب برگذشت عطار نیشابوری : باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن
شماره ۱۲ - گر نام و نشان من توانستی بود
گر نام و نشان من توانستی بود محتشم کاشانی : غزلیات از رسالهٔ جلالیه
شماره ۱۴ - مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد
مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۷۴ - نیستی عیش و طرب، بیگانگی کم یاد گیر
نیستی عیش و طرب، بیگانگی کم یاد گیر باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۲۲ - دل مو دایم اندر ماتم ته
دل مو دایم اندر ماتم ته رشیدالدین میبدی : ۱۳- سورة الرعد- مکیة
۵ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: «یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ» بدانک شاه راه دین حق سه چیزست: اسلام و سنّت و اخلاص. در اسلام خائف باش و در سنت راجى و در اخلاص محبّ، اسلام از خوف چاره نیست و سنّت بى رجا نیست و اخلاص جز مایه محبّ نیست، خائف را گویند مىترس، راجى را گویند همىجوى، محبّ را گویند همىسوز، تا هنگامى آید که خائف را خطاب این بود که لا تخف مترس که روز ترس بسر آمد، و راجى را گویند لا تحزن اندوه مدار که امیدت بر آمد و درخت شادى ببرآمد، و محبّ را گویند ابشر شاد باش که شب هجر بپایان رسید و صبح وصل برآمد، این هر یکى را در عالم روش خویش محو و اثباتست، از دل خائف ریا مىسترد و یقین مىنهد، بخل مىسترد جود مىنهد، شره مىسترد قناعت مىنهد، حسد مى سترد شفقت مىنهد، بدعت مىسترد سنّت مىنهد، بم مىسترد امن مىنهد. از دل راجى اختیار مىسترد تسلیم مىنهد، تفرقت مىسترد جمع مىنهد، سرگردانى بنده مىسترد نور سبق مىنهد. از دل محبّ رسوم انسانیّت مىسترد شواهد حقیقت مىنهد، یمحو النّعوت الانسانیّة و یثبت النّعوت الرّبّانیة، یمحو شواهد کم و یثبت شاهده، از شاهد بنده مىکاهد و از شاهد خود مىفزاید تا چنانک باوّل خود بود بآخر هم خود باشد. میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۷۶ - چندان شب غم آه دل تنگ برآورد
چندان شب غم آه دل تنگ برآورد شمس مغربی : رباعیات
شماره ۱۶ - آن کس که بدو میشنوم میگویم
آن کس که بدو میشنوم میگویم مولوی : غزلیات
غزل ۸۶ - ای گشته ز تو خندان، بستان و گل رعنا
ای گشته زِ تو خَندان، بُستان و گُلِ رَعنا مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۱۰ - بانگ برآمد ز خرابات من
بانگ بَرآمَد زِ خَراباتِ من صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۵۲ - به آه سرد دل خود دو نیم باید کرد
به آه سرد دل خود دو نیم باید کرد مولوی : دفتر چهارم
بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن
بازِ اِسْپیدی به کَمْپیری دَهی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۲۱ - ای زلفت از کمند تمنابلند تر
ای زلفت از کمند تمنابلند تر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۸۱ - حسرت عمر، مرا در دل افگار بماند
حسرت عمر، مرا در دل افگار بماند