مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۶۴ - بیش از مه رخسار تو پرتو نخرند
بیش از مه رخسار تو پرتو نخرند واعظ قزوینی : ماده تاریخ
شمارهٔ ۲۷ - درتاریخ ساختمان طاقی
کرد، دل تاریخ اتمامش ز من روزی سئوال یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۸۸ - مرد و زن آفاق سپردم پس و پیش
مرد و زن آفاق سپردم پس و پیش افسر کرمانی : قصاید
شمارهٔ ۱۹ - مظهر اوصاف حقّ
دیری است که جان در قفس جسم اسیر است مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۱۱ - تا کی غم وصل تو پر آوازه خورم
تا کی غم وصل تو پر آوازه خورم آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۱۰ - صبحدم، در باغ هر کو خنده ی گل بایدش
صبحدم، در باغ هر کو خنده ی گل بایدش ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٠٩ - خدائی که بنیاد هستیت را
خدائی که بنیاد هستیت را فضولی : غزلیات
شماره ۸۹ - دل الفت تمام بآن خاک در گرفت
دل الفت تمام بآن خاک در گرفت ابوالفضل بیهقی : مجلد دهم
بخش ۲ - حکایت خوارزمشاه ابوالعبّاس
چنین نبشت بو ریحان در مشاهیر خوارزم که «خوارزمشاه بو العبّاس مأمون بن مأمون، رحمة اللّه علیه، بازپسین امیری بود که خاندان پس از گذشتن او برافتاد و دولت مأمونیان بپایان رسید. و او مردی بود فاضل و شهم و کاری و در کارها سخت مثبت . و چنانکه وی را اخلاق ستوده بود ناستوده نیز بود، و این از آن میگویم تا مقرّر گردد که میل و محابا نمیکنم، که گفتهاند: انّما الحکم فی امثال هذه الأمور علی الاغلب الأکثر، فالأفضل من اذا عدّت فضائله استخفت فی خلال مناقبه مساویه، و لو عدّت محامده تلاشت فیما بینهما مثالبه . و هنر بزرگتر امیر ابو العبّاس را آن بود که زبان او بسته بود از دشنام و فحش و خرافات. من که بو ریحانم و مر او را هفت سال خدمت کردم، نشنودم که بر زبان وی هیچ دشنام رفت، و غایت دشنام او آن بود که چون سخت در خشم شدی گفتی ای سگ. نجمالدین رازی : رباعیات
شماره ۶۲ - ماییم ز خود وجود پرداختگان
ماییم ز خود وجود پرداختگان شاطرعباس صبوحی : غزلیات
چشم نرگس
غم درآمد ز درم چون ز برم یار برفت اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۹۰۳ - ره ز مستی بزنم باز به ویرانه خویش
ره ز مستی بزنم باز به ویرانه خویش جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۲۸ - عشقت ایدوست مرا همنفسست
عشقت ایدوست مرا همنفسست یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۳۴ - از قول علی اکبر خان دامغانی به نامزد نگاشته
قربانت شوم؛ ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۵٧۴ - هر چه آن آشکار نتوان کرد
هر چه آن آشکار نتوان کرد فضولی : غزلیات
شماره ۷۴ - در هجر یار حال دل زار مشکل است
در هجر یار حال دل زار مشکل است امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۳۷ - امروز نسیم سحری بوی دگر داشت
امروز نسیم سحری بوی دگر داشت مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۶۶ - هر سحر غلطم در خون از نسیم کوی تو
هر سحر غلطم در خون از نسیم کوی تو واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۵۸ - ز عکست آینه، چون آب در خروش آید
ز عکست آینه، چون آب در خروش آید الهامی کرمانشاهی : خیابان سوم
بخش ۳۲ - حمله ی ششم شاه دین بر سپاه مشرکین
یکی نقطه شد میمنه و میسره
شماره ۶۴ - بیش از مه رخسار تو پرتو نخرند
بیش از مه رخسار تو پرتو نخرند واعظ قزوینی : ماده تاریخ
شمارهٔ ۲۷ - درتاریخ ساختمان طاقی
کرد، دل تاریخ اتمامش ز من روزی سئوال یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۸۸ - مرد و زن آفاق سپردم پس و پیش
مرد و زن آفاق سپردم پس و پیش افسر کرمانی : قصاید
شمارهٔ ۱۹ - مظهر اوصاف حقّ
دیری است که جان در قفس جسم اسیر است مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۱۱ - تا کی غم وصل تو پر آوازه خورم
تا کی غم وصل تو پر آوازه خورم آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۱۰ - صبحدم، در باغ هر کو خنده ی گل بایدش
صبحدم، در باغ هر کو خنده ی گل بایدش ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٠٩ - خدائی که بنیاد هستیت را
خدائی که بنیاد هستیت را فضولی : غزلیات
شماره ۸۹ - دل الفت تمام بآن خاک در گرفت
دل الفت تمام بآن خاک در گرفت ابوالفضل بیهقی : مجلد دهم
بخش ۲ - حکایت خوارزمشاه ابوالعبّاس
چنین نبشت بو ریحان در مشاهیر خوارزم که «خوارزمشاه بو العبّاس مأمون بن مأمون، رحمة اللّه علیه، بازپسین امیری بود که خاندان پس از گذشتن او برافتاد و دولت مأمونیان بپایان رسید. و او مردی بود فاضل و شهم و کاری و در کارها سخت مثبت . و چنانکه وی را اخلاق ستوده بود ناستوده نیز بود، و این از آن میگویم تا مقرّر گردد که میل و محابا نمیکنم، که گفتهاند: انّما الحکم فی امثال هذه الأمور علی الاغلب الأکثر، فالأفضل من اذا عدّت فضائله استخفت فی خلال مناقبه مساویه، و لو عدّت محامده تلاشت فیما بینهما مثالبه . و هنر بزرگتر امیر ابو العبّاس را آن بود که زبان او بسته بود از دشنام و فحش و خرافات. من که بو ریحانم و مر او را هفت سال خدمت کردم، نشنودم که بر زبان وی هیچ دشنام رفت، و غایت دشنام او آن بود که چون سخت در خشم شدی گفتی ای سگ. نجمالدین رازی : رباعیات
شماره ۶۲ - ماییم ز خود وجود پرداختگان
ماییم ز خود وجود پرداختگان شاطرعباس صبوحی : غزلیات
چشم نرگس
غم درآمد ز درم چون ز برم یار برفت اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۹۰۳ - ره ز مستی بزنم باز به ویرانه خویش
ره ز مستی بزنم باز به ویرانه خویش جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۲۸ - عشقت ایدوست مرا همنفسست
عشقت ایدوست مرا همنفسست یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۳۴ - از قول علی اکبر خان دامغانی به نامزد نگاشته
قربانت شوم؛ ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۵٧۴ - هر چه آن آشکار نتوان کرد
هر چه آن آشکار نتوان کرد فضولی : غزلیات
شماره ۷۴ - در هجر یار حال دل زار مشکل است
در هجر یار حال دل زار مشکل است امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۳۷ - امروز نسیم سحری بوی دگر داشت
امروز نسیم سحری بوی دگر داشت مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۶۶ - هر سحر غلطم در خون از نسیم کوی تو
هر سحر غلطم در خون از نسیم کوی تو واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۵۸ - ز عکست آینه، چون آب در خروش آید
ز عکست آینه، چون آب در خروش آید الهامی کرمانشاهی : خیابان سوم
بخش ۳۲ - حمله ی ششم شاه دین بر سپاه مشرکین
یکی نقطه شد میمنه و میسره