شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۶۳۸ - خوش بود گر او به حالم بنگرد
خوش بود گر او به حالم بنگرد
افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۱۰۷ - ای پناه هر فقیر و هر اسیر
ای پناه هر فقیر و هر اسیر
سنایی غزنوی : الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب
التمثیل
از پی نای و چنگ بوالخداش
کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۱۰۰ - وله ایضا
گل باز طراوتی دگر دارد
انوری : رباعیات
رباعی ۲۶۴ - یک چند نهان از دل بی‌حاصل خویش
یک چند نهان از دل بی‌حاصل خویش
کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۲۵۲ - وله ایضا
من بر آن بودم کزین پس منصب صدر کبیر
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۱۱ - رخ تو رونق گل در نقاب خواهد کرد
رخ تو رونق گل در نقاب خواهد کرد
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۴۹۵ - گفتی از چیست که شیرین سخنی
گفتی از چیست که شیرین سخنی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۵ - اثنی عشری ز زاده بوطالب
اثنی عشری ز زاده بوطالب
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۰۲ - شوربختم، دل به آن کنج دهانم می کشد
شوربختم، دل به آن کنج دهانم می کشد
ترکی شیرازی : فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها
شمارهٔ ۵۵ - شور عشق
ز چین زلف پر چینت دلم بیرون نخواهد شد
نیر تبریزی : رباعیات
شماره ۷ - ای باذر قول نیرّ این طرفه پیام
ای باذر قول نیرّ این طرفه پیام
شیخ بهایی : رباعیات
رباعی ۴ - دوش از درم آمد آن مه لاله نقاب
دوش از درم آمد آن مه لاله نقاب
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴٩١ - خسروا بنده را اجازت ده
خسروا بنده را اجازت ده
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۳۰ - تا در دل من پیام تو خواهد بود
تا در دل من پیام تو خواهد بود
یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۱۸ - به حاجی محمد اسمعیل طهرانی نگاشته
سرکار حاجی را از همه چیز رستگانیم و بی همه چیز از بستگان، روز گذشته شامگه راهنمای راستین رازگشای راستان استادی شباهنگم مژده داد که پیش پوی جویندگان و پیش جوی پویندگان با همه بی نشانی از تو نامی بر زبان رانده و از در مهربانی نه اندیشه کاری با خویشتن خوانده. اختر بختم از این خوش نوید با همه مهر سوزی و تیره روزی تاب رخشندگی افزود، و مشت خاکم بدین فرخ امید با همه نیستی آب چشمه زندگی پرداخت. اگر اندیشه این بنده به خواست بار خدا بر خواست بار خدا پیشی نجست و نیروی مرگ پولاد پنجه بر بازوی آبگینه گوهر جان دستی پیشی نیافت، روز آدینه که نوبت آزادی است همراه بزرگ استاد خویش یا خود تنها سیم سیاه جان و خاک تباه تن را به فر زمین بوس فرگاه درویشانه شرم توده کیمیا و داغ سوده توتیا خواهم ساخت. چون خانه تاریک است و هنگام دریافت همایون دیدار نزدیک، دراز درائی را که جز زیان رامش و انگیز تیمار سودی نیست بر کران مانده، اگر رازی و نیازی هست هم در بزم بار دل به زبان بی زبانی راز خواهد گشود و باز خواهد نمود. مصرع: من چگویم یک رگم هشیار نیست. جاودان جان را از آن در دیری و دوری مباد، و دیده و گوش را از آن گفت شیوا و روی زیبا کری و کور.
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۶۴ - بی وفا یارا، چنین هم بی وفاداری مکن
بی وفا یارا، چنین هم بی وفاداری مکن
کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۲۶۳ - وله ایضا
ای که در خانۀ تو بیگه و گاه
شاه نعمت‌الله ولی : قصاید
قصیده ۱۵ - چو تو به ما نرسیدی تو را ز ما چه خبر
چو تو به ما نرسیدی تو را ز ما چه خبر
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۵۲ - وقت مجنون خوش که پا در دامن صحرا کشید
وقت مجنون خوش که پا در دامن صحرا کشید