فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۴۷ - از نسیم خط دلم را بیقراری بیش‌تر
از نسیم خط دلم را بیقراری بیش‌تر
امیر پازواری : چهاربیتی‌ها
شماره ۱۳۱ - اندی که خُوره، تهْ دلْ به مهْ کنار بو!
اندی که خُوره، تهْ دلْ به مهْ کنار بو!
اوحدی مراغه‌ای : جام جم
دور سوم در شرح معاد خلایق و احوال آخرت
مرکب راه را فرو کش تنگ
ترانه های کودکانه : بخش اول
دنیای عروسک
خدای خوب و مهربون تو خیلی مهربونی
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۲۷ - از دل نرود آه غم‌آلود برون
از دل نرود آه غم‌آلود برون
امیر پازواری : چهاربیتی‌ها
شماره ۱۲۳ - تَرْسونْ، لَرْزونْ، ته مهرورزمْ، مه چشمِ سو!
تَرْسونْ، لَرْزونْ، ته مهرورزمْ، مه چشمِ سو!
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۴۰ - کسی کو چشم دل بیدار دارد
کسی کو چشم دل بیدار دارد
نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۱۸ - حکایت
کبکی به دهن گرفت موری
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۷۴ - منم امروز حدیث تو و مهمانی چند
منم امروز حدیث تو و مهمانی چند
بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۲۳
به روی مادر نظر می‌کردم، می‌دیدم که اللّه مرا چگونه رحم داده است و او را با من. و هرچه در جهان غم است، آن از رحمت اللّه است، زیرا که غم از نقصان حال باشد. تا مهر نباشد به کمال، غم نباشد به نقصان حال. اکنون مهربانی اللّه از این محسوس‌تر چگونه باشد؟
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۹۵ - یک نظر کرد و از آن صد گونه استغفار داشت
یک نظر کرد و از آن صد گونه استغفار داشت
اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۱ - چه خرمی است که امروز نیست زنگان را
چه خرمی است که امروز نیست زنگان را
اقبال لاهوری : جاویدنامه
فلک قمر
این زمین و آسمان ملک خداست
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۵۵۵ - جنون داغی ز سودای تو باشد
جنون داغی ز سودای تو باشد
صوفی محمد هروی : غزلیات
شماره ۳۰ - خواهم نظری در رخ خوب تو دگر بار
خواهم نظری در رخ خوب تو دگر بار
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۱۰ - بر جانان فشان جان را اگر هستی دلا عاشق
بر جانان فشان جان را اگر هستی دلا عاشق
مولوی : دفتر پنجم
بخش ۸۸ - حکایت در بیان توبهٔ نصوح کی چنانک شیر از پستان بیرون آید باز در پستان نرود آنک توبه نصوحی کرد هرگز از آن گناه یاد نکند به طریق رغبت بلک هر دم نفرتش افزون باشد و آن نفرت دلیل آن بود کی لذت قبول یافت آن شهوت اول بی‌لذت شد این به جای آن نشست نبرد عشق را جز عشق دیگر چرا یاری نجویی زو نکوتر وانک دلش باز بدان گناه رغبت می‌کند علامت آنست کی لذت قبول نیافته است و لذت قبول به جای آن لذت گناه ننشسته است سنیسره للیسری نشده است لذت و نیسره للعسری باقیست بر وی
بود مَردی پیش ازین نامَش نَصوح
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۴۲ - نه تنها در چمن از زوی گل گل می‌توان چیدن
نه تنها در چمن از زوی گل گل می‌توان چیدن
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۳۹۲ - چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردی
چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردی
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۹۱ - دل سودازده داغ تو به افسر ندهد
دل سودازده داغ تو به افسر ندهد