شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۸۶ - عاشقی دریادلی از ما طلب
عاشقی دریادلی از ما طلب
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۲ - موسی، عَلَیهِ السَّلام‌، قارون را نصیحت کرد
موسی، عَلَیهِ السَّلام‌، قارون را نصیحت کرد که: «اَحْسِن کَما اَحسَنَ اللهُ الیک». نشنید و عاقبتش شنیدی.
جامی : دفتر دوم
بخش ۴۰ - قصه آن گلخنی که در مشاهده جمال شاهزاده آتش در ژنده اش گرفت و از ژنده به تنش رسید و وی از همه بی خبر بود
از رخ شاهزاده گلخنیی
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۶۲ - کسی به زیر فلک دست بر قضا دارد
کسی به زیر فلک دست بر قضا دارد
جامی : دفتر دوم
بخش ۶۸ - به بام برآمدن وی قدس سره هر آخر روز و با آفتاب خطاب کردن
هم ز وی آورند کآخر کار
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۸۲ - مرا کام دل گر زیاری برآید
مرا کام دل گر زیاری برآید
مولوی : غزلیات
غزل ۵۴۳ - یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خود
یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خود
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۳ - از تست فتاده در خلایق شر و شور
از تست فتاده در خلایق شر و شور
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۴۱ - حکایت آن خفته چشم بیدار دل که روح الله به سر وقت وی رسید و عذر خواب کردن وی را از وی پسندید
عیسی آن روح که این صورت جسم
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۵۲ - پایتخت گل
در پایتخت ما بگشادند بخت گِل
مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۷۶ - ما زنده به نور کبریاییم
ما زنده به نور کبریاییم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۴ - آتش نزند در دل ما الّا او
آتش نزند در دل ما الّا او
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۹۱ - با علم اگر عمل برابر گردد
با علم اگر عمل برابر گردد
نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتاب
در آن مدت که من در بسته بودم
مفاتیح الجنان : تعیین اسامى نبى و ائمه (ع) به روزهاى هفته و زیارت ایشان در هر روز
زیارت حضرت صاحب الزمان (ع) در روز جمعه
جمعه روز حضرت صاحب الزمان (عج) و بنام آن حضرت است و همان روزی است که ایشان در آن روز ظهور خواهد کرد؛ در زیارت آن حضرت بگو:
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۵۷ - بر درگه خود پلنگ دربان کردن
بر درگه خود پلنگ دربان کردن
فضولی : غزلیات
شماره ۳۲۷ - ما ترک دیدن رخ زیبا نمی کنیم
ما ترک دیدن رخ زیبا نمی کنیم
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۴۳ - جمعی که مرهم جگر خستهٔ منند
جمعی که مرهم جگر خستهٔ منند
سعدی : رباعیات
رباعی ۹۴ - خود را به مقام شیر می‌دانستم
خود را به مقام شیر می‌دانستم
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۲۳ - حکایت آن پادشاه مریض که از دست دو طبیب نبض او به اعتدال نمی جست و تا قاروره وجود یکی نشکست مزاج وی از علاج دیگری به صحت نپیوست
داشت آن شاه به بالین دو حکیم