سعدی : باب پنجم در رضا
حکایت تیرانداز اردبیلی
یکی آهنین پنجه در اردبیل صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۷ - جز مقام نیستی چون مأمنی در کار نیست
جز مقام نیستی چون مأمنی در کار نیست هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
- بدان که اتفاق است میان اهل سنت و جماعت و اهل تحقیق و معرفت که: ایمان را اصلی و ف
بدان که اتفاق است میان اهل سنت و جماعت و اهل تحقیق و معرفت که: ایمان را اصلی و فرعی است، اصل آن تصدیق به دل باشد و فرع آن مراعات امر و اندر عادت عرب است که فرع چیزی را، بر وجه استعارت به نام اصل آن باز خوانند؛ چنانکه نور آفتاب را آفتاب خوانند به همه لغات. و هم بدان معنی گروهی طاعت را ایمان خوانند؛ که بنده جز بدان ایمن نشود از عقوبت، و تصدیق مجرد امن اقتضا نکند تا احکام فرمان به جای نیارد. پس هرکه را طاعت بیشتر بود، امن وی از عقوبت زیادت بود چون آن علت امن آمد به تصدیق و قول مر آن را ایمان گفتند. آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۴۲ - چند مسافرت دلا سوی حجاز میکنی
چند مسافرت دلا سوی حجاز میکنی ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۹ - قدرت روح
رفیقی داشتم بل اوستادی سعدی : باب دوم در احسان
حکایت - شنیدم که پیری به راه حجاز
شنیدم که پیری به راه حجاز ملکالشعرای بهار : تصنیفها
غزل ضربی (در ماهور)
ز من نگارم خبر ندارد کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۷۲ - زلف تو از غالیه مشکین ترست
زلف تو از غالیه مشکین ترست سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۵۷ - جوانمرد که بخورد و بدهد، به از عابدی که روزه دارد و بنهد
جوانمرد که بخورد و بدهد، به از عابدی که روزه دارد و بنهد. هر که ترک شهوات از بهر قبول خلق داده است، از شهوتی حلال در شهوتی حرام افتاده است. فریدون مشیری : آواز آن پرنده غمگین
رخش سپید خورشید
ناگاه، شیههای سرخ شیخ بهایی : نان و پنیر
بخش ۹ - فیالفطره
ای لوای اجتهاد افراشته امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۲ - شاخ نرگس را ببرد اینک صبا
شاخ نرگس را ببرد اینک صبا سعدی : قطعات
شماره ۱۱۱ - هر که بر روی زمین مهلت عیشی دارد
هر که بر روی زمین مهلت عیشی دارد فضولی : غزلیات
شماره ۲۶۳ - بعزم طوف خاک درگهت از دیده پا کردم
بعزم طوف خاک درگهت از دیده پا کردم ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
آخر سال
ماه اسفند نیز شد گذری رشیدالدین وطواط : رباعیات
شمارهٔ ۳۰ - در تغزل
بس شب بدعا دو دست برداشتم طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۶ - اگر از حال ما پرسی بپرس از طره ی جانان
اگر از حال ما پرسی بپرس از طره ی جانان ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۲۴
بر ارشکین (حسود) مرد خواسته منمای. نهج البلاغه : حکمت ها
کم ارزش بودن دنیا
وَ مِنْ خَبَرِ ضِرَارِ بْنِ حَمْزَةَ اَلضَّبَائِيِّ عِنْدَ دُخُولِهِ عَلَى مُعَاوِيَةَ وَ مَسْأَلَتِهِ لَهُ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ قَالَ فَأَشْهَدُ لَقَدْ رَأَيْتُهُ فِي بَعْضِ مَوَاقِفِهِ وَ قَدْ أَرْخَى اَللَّيْلُ سُدُولَهُ وَ هُوَ قَائِمٌ فِي مِحْرَابِهِ قَابِضٌ عَلَى لِحْيَتِهِ يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ اَلسَّلِيمِ وَ يَبْكِي بُكَاءَ اَلْحَزِينِ وَ يَقُولُ اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۸۰ - الاسرار
آن دم که بهم زدیم تنها من و تو
حکایت تیرانداز اردبیلی
یکی آهنین پنجه در اردبیل صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۷ - جز مقام نیستی چون مأمنی در کار نیست
جز مقام نیستی چون مأمنی در کار نیست هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
- بدان که اتفاق است میان اهل سنت و جماعت و اهل تحقیق و معرفت که: ایمان را اصلی و ف
بدان که اتفاق است میان اهل سنت و جماعت و اهل تحقیق و معرفت که: ایمان را اصلی و فرعی است، اصل آن تصدیق به دل باشد و فرع آن مراعات امر و اندر عادت عرب است که فرع چیزی را، بر وجه استعارت به نام اصل آن باز خوانند؛ چنانکه نور آفتاب را آفتاب خوانند به همه لغات. و هم بدان معنی گروهی طاعت را ایمان خوانند؛ که بنده جز بدان ایمن نشود از عقوبت، و تصدیق مجرد امن اقتضا نکند تا احکام فرمان به جای نیارد. پس هرکه را طاعت بیشتر بود، امن وی از عقوبت زیادت بود چون آن علت امن آمد به تصدیق و قول مر آن را ایمان گفتند. آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۴۲ - چند مسافرت دلا سوی حجاز میکنی
چند مسافرت دلا سوی حجاز میکنی ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۹ - قدرت روح
رفیقی داشتم بل اوستادی سعدی : باب دوم در احسان
حکایت - شنیدم که پیری به راه حجاز
شنیدم که پیری به راه حجاز ملکالشعرای بهار : تصنیفها
غزل ضربی (در ماهور)
ز من نگارم خبر ندارد کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۷۲ - زلف تو از غالیه مشکین ترست
زلف تو از غالیه مشکین ترست سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۵۷ - جوانمرد که بخورد و بدهد، به از عابدی که روزه دارد و بنهد
جوانمرد که بخورد و بدهد، به از عابدی که روزه دارد و بنهد. هر که ترک شهوات از بهر قبول خلق داده است، از شهوتی حلال در شهوتی حرام افتاده است. فریدون مشیری : آواز آن پرنده غمگین
رخش سپید خورشید
ناگاه، شیههای سرخ شیخ بهایی : نان و پنیر
بخش ۹ - فیالفطره
ای لوای اجتهاد افراشته امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۲ - شاخ نرگس را ببرد اینک صبا
شاخ نرگس را ببرد اینک صبا سعدی : قطعات
شماره ۱۱۱ - هر که بر روی زمین مهلت عیشی دارد
هر که بر روی زمین مهلت عیشی دارد فضولی : غزلیات
شماره ۲۶۳ - بعزم طوف خاک درگهت از دیده پا کردم
بعزم طوف خاک درگهت از دیده پا کردم ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
آخر سال
ماه اسفند نیز شد گذری رشیدالدین وطواط : رباعیات
شمارهٔ ۳۰ - در تغزل
بس شب بدعا دو دست برداشتم طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۶ - اگر از حال ما پرسی بپرس از طره ی جانان
اگر از حال ما پرسی بپرس از طره ی جانان ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۲۴
بر ارشکین (حسود) مرد خواسته منمای. نهج البلاغه : حکمت ها
کم ارزش بودن دنیا
وَ مِنْ خَبَرِ ضِرَارِ بْنِ حَمْزَةَ اَلضَّبَائِيِّ عِنْدَ دُخُولِهِ عَلَى مُعَاوِيَةَ وَ مَسْأَلَتِهِ لَهُ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ قَالَ فَأَشْهَدُ لَقَدْ رَأَيْتُهُ فِي بَعْضِ مَوَاقِفِهِ وَ قَدْ أَرْخَى اَللَّيْلُ سُدُولَهُ وَ هُوَ قَائِمٌ فِي مِحْرَابِهِ قَابِضٌ عَلَى لِحْيَتِهِ يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ اَلسَّلِيمِ وَ يَبْكِي بُكَاءَ اَلْحَزِينِ وَ يَقُولُ اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۸۰ - الاسرار
آن دم که بهم زدیم تنها من و تو