فضولی : غزلیات
شماره ۱۶۵ - دوشم انیس خلوت گرمابه یار شد
دوشم انیس خلوت گرمابه یار شد
جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۳۵ - رسیدن عزیز مصر در همان دم و سال از یوسف و زلیخا
چنین زد خامه نقش این فسانه
نهج البلاغه : خطبه ها
در تفسیر آیه يسبح له فيها بالغدو و الأصال
و من كلام له عليه‌السلام قاله عند تلاوته يُسَبِّحُ لَهُ فِيهٰا بِالْغُدُوِّ وَ اَلْآصٰالِ رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِيهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اَللّٰهِ
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۳۷ - قطعهٔ الحاقی در پاسخ فانی سمنانی
فانی‌، کز زادن چنو سخن آرای
نهج البلاغه : خطبه ها
روانشناسى اجتماعى مردم بصره
و من كلام له عليه‌السلام في ذم أهل البصرة بعد وقعة الجمل كُنْتُمْ جُنْدَ اَلْمَرْأَةِ
سعدی : ملحقات و مفردات
تکه ۱۸ - من از تو هیچ نبریدم که هستی یار دلبندم
من از تو هیچ نبریدم که هستی یار دلبندم
ملک‌الشعرای بهار : غزلیات
شماره ۸۹ - در ده شراب کهنه که آمد بهار نو
در ده شراب کهنه که آمد بهار نو
نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۲۰ - مقالت اول در آفرینش آدم
اول کاین عشق پرستی نبود
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۶۵۱ - عاشقم بر روی نورالله خود
عاشقم بر روی نورالله خود
ملک‌الشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۱۴، ۱۵
بیگاه مخند. پیش و پس پاسخ به پیمانه گیر (‌پیمان - انداز)
فریدون مشیری : مروارید مهر
سه آفتاب ...
آیینه بود آب.
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۱ - ای که بی خاک درت در دیده من نور نیست
ای که بی خاک درت در دیده من نور نیست
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۶۷ - عقد بیستم در شوق که کمندیست برازنده کنگره وصال و زمامیست رساننده به سر منزل اتصال
ای دلت را به کف شوق زمام
سعدی : قطعات
شماره ۵۳ - در جهان با مردمان دانی که چون باید گذاشت
در جهان با مردمان دانی که چون باید گذاشت
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۸۲۴ - هر شبم سرمست در کوی افکنی
هر شبم سرمست در کوی افکنی
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۱ - چون برآمد از دل جام آفتاب
چون برآمد از دل جام آفتاب
ترانه های کودکانه : بخش اول
دختر ما مثل گله
دختر ما مثل گله، گله و گله
سعدی : غزلیات
غزل ۸۲ - هزار سختی اگر بر من آید آسان است
هزار سختی اگر بر من آید آسان است
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۴۶ - مقاله سیزدهم در مخاطبه سلاطین که اگر بر دیگران می تابند آسمان عدل را چشمه آفتابند و اگر همه گرد خود می گردند طوفان ظلم را گرداب
ای به سرت افسر فرماندهی
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۵۸ - حالیا دور قمر دوران ماست
حالیا دور قمر دوران ماست