قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۸۳ - ناصح به نصیحت چه پی ما گردی؟
ناصح به نصیحت چه پی ما گردی؟
رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۲۱۰ - خطاب به ملک اتسز
خسروا، از کمال دانایی
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۲۷ - ای آن که به وحدت خردت راهبرست
ای آن که به وحدت خردت راهبرست
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۲۳ - کاش یک نم‌ گردش چشم تری می‌داشتم
کاش یک نم‌ گردش چشم تری می‌داشتم
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۱۸ - بنای رنگ فطرت بر مزاج دون نمی‌باشا
بنای رنگ فطرت بر مزاج دون نمی‌باشا
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۶۴ - مرا چون تو یاری غم گسار است
مرا چون تو یاری غم گسار است
سعدی : غزلیات
غزل ۴۰۰ - وه که در عشق چنان می‌سوزم
وه که در عشق چنان می‌سوزم
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۳۷ - دلا در عشق او رنگ دگر ریز
دلا در عشق او رنگ دگر ریز
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۹۸ - ز نوبهار کجا گل شکفته می گردد؟
ز نوبهار کجا گل شکفته می گردد؟
رشیدالدین میبدی : ۳۵- سورة الملائکة- مکیة
۲ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ ما یَسْتَوِی الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ الفرات اشدّ الماء عذوبة، «سائغ» اى هنى‏ء شهى سهل المرور فى الحلق، «شرابه» اى ماؤه، «وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ، الاجاج اشدّ الماء ملوحة، و من کلّ تأکلون» اى من کلّ بحر من العذب و الملح «تَأْکُلُونَ لَحْماً طَرِیًّا» طعاما شهیّا یعنى السمک، وَ تَسْتَخْرِجُونَ یعنى من الملح دون العذب، «حلیة» یعنى زینة اللؤلؤ و الجوهر، و قیل: فى الملح عیون عذبة و ممّا بینهما یخرج اللؤلؤ، و قیل: ینعقد اللؤلؤ من ماء السماء، تَلْبَسُونَها اى تتخذ نساءکم منها ملابس، وَ تَرَى الْفُلْکَ الفلک واحد و جمع، «فیه» اى فى الکلّ «مواخر» اى جوارى، و المخر قطع السفینة الماء بالجرى. قال مقاتل: هو ان ترى سفینتین احدیهما مقبلة و الأخرى مدبرة هذه تستقبل تلک و تلک تستدبر هذه تجریان بریح واحدة. و فى الخبر: استمخروا الرّیح و اعدّوا النبل‏، یعنى عند الاستنجاء اى اجعلوا ظهورکم ممّا یلى الرّیح و کذلک حالة السفن.
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۶۹ - بی رنج سفر، کس به مقامی نرسید
بی رنج سفر، کس به مقامی نرسید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۱۹ - یاد ایامی که بزم عیش ما معمور بود
یاد ایامی که بزم عیش ما معمور بود
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۹۰ - ای دل امشب چاره هجران به مردن می کنم
ای دل امشب چاره هجران به مردن می کنم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۶۰ - با هر نفسی، فیض دم یاران نیست
با هر نفسی، فیض دم یاران نیست
عطار نیشابوری : بخش چهاردهم
الحکایه و التمثیل
عزیزی گفت من عمری درین کار
سعدی : قصاید و قطعات عربی
و له فی‌الغزل
فاح نشر الحمی و هب النسیم
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۷۱ - الهی شاد بدانم که اول من نبودم تو بودی، آتش یافتنی با نور شناختن تو آمیختی، از ب
الهی شاد بدانم که اول من نبودم تو بودی، آتش یافتنی با نور شناختن تو آمیختی، از باغ وصال نسیم قرب تو انگیختی، باران وحدانیت بر گرد بشریت تو ریختی به آتش دوستی آب و گل سوختی تا دیدهٔ عارف به دیدار خود آموختی.
عطار نیشابوری : بخش چهاردهم
الحکایه و التمثیل
شنودم کز سلف درویش حالی
عطار نیشابوری : فی‌وصف حاله
گفتار شبلی که پس از مردن به خواب جوانمردی آمد
چون بشد شبلی ازین جای خراب
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۷۳ - چون برق مباش دشمن کشتی چند
چون برق مباش دشمن کشتی چند