اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۸۱۴ - با چنان شیوه و شیرینی و دلبندی و شنگی
با چنان شیوه و شیرینی و دلبندی و شنگی
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۶۱ - خانقاه نعمت‌اللّه را صفائی دیگر است
خانقاه نعمت‌اللّه را صفائی دیگر است
خاقانی : غزلیات
غزل ۲۹ - زآتش اندیشه جانم سوخته است
زآتش اندیشه جانم سوخته است
اقبال لاهوری : پیام مشرق
چه لذت یارب اندر هست و بود است
چه لذت یارب اندر هست و بود است
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۲۲ - مردم از درد و نگفتی: دردمند ماست این
مردم از درد و نگفتی دردمند ماست این
نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۲۲۵ - روی بهر چه هر دم سوی گلشن
روی بهر چه هر دم سوی گلشن
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۷۳۶ - ای شیخ به تدبیر امل بیهده حرفی
ای شیخ به تدبیر امل بیهده حرفی
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۹۲ - حیا عمری‌ست با صد گردش رنگم طرف دارد
حیا عمری‌ست با صد گردش رنگم طرف دارد
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۱۷۹ - چراکس منکر بی‌طاقتیهای درا باشد
چراکس منکر بی‌طاقتیهای درا باشد
محمد بن منور : فصل اول - حکایات کرامات شیخ
حکایت ۳۳ - جدم شیخ الاسلام ابوسعید رحمةاللّه علیه گفت که روزی شیخ ابوسعید قدس اللّه روحه العزیز در نشابور مجلس می‌گفت. دانشمندی فاضل در مجلس حاضر بود، با خود می‌
جدم شیخ الاسلام ابوسعید رحمةاللّه علیه گفت که روزی شیخ ابوسعید قدس اللّه روحه العزیز در نشابور مجلس می‌گفت. دانشمندی فاضل در مجلس حاضر بود، با خود می‌اندیشید کی این سخن کی این شیخ می‌گوید در هفت سبع قرآن نیست. شیخ حالی روی بدان دانشمند کرد و گفت ای دانشمند این سخن کی ما می‌گوییم در سبع هشتم است. آن دانشمند گفت ای شیخ سبع هشتم کدامست؟ شیخ گفت هفتم سبع آنست که یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ و هشتم سبع آنست که فَاَوْحی اِلی عَبْدِهِ ما اَوْحی. شما پندارید کی سخن خدای عزوجل محدود و معدودست؟ آن کلام اللّه لانهایة که بر محمد صلی اللّه علیه و سلم این هفت سبع است اما آنچِ در دل بندگان می‌رساند در حصر وعد نیاید و منقطع نگردد، در هر لحظۀ ازوی رسولی بدل بندگان می‌رسد چنانک مصطفی صلی اللّه علیه و سلم می‌فرماید اِتَّقُوا فراسَةَ الْمُؤْمِن فَاِنَّهُ یَنْظُرُ بنُورِ اللّه. پس گفت:
مولانا خالد نقشبندی : مفردات (معما به نامهای خاص)
شماره ۷
دلربائی است مرا ، نیم نگاهش چو می است
عمعق بخاری : رباعیات
شماره ۶ - آن سبزه که از عارض او خاسته شد
آن سبزه که از عارض او خاسته شد
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۷۵ - راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی
راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی
رشیدالدین میبدی : ۹- سورة التوبة- مدنیة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ. حبر نامى است دانشمندان اسرائیلى را هم چنان که عالم نامى است دانشمند عربى را پس علماء اسلام را بدان نام خواندند. انس گوید: کنّا من قرّاء البقرة و آل عمران فینا فنسمیه الحبر، یعنى لکثرة ما فیها من الفقه و فى روایة من قرأ سورة البقرة و آل عمران جدّ فینا اى عظم فى اعیننا و شرف. و راهب نامى است متعبّد ترسایان را از بهر آنکه ایشان عبادت خویش بر رهبت نهادند و بیم سخت آنکه آن تعبّد ایشان برهبت رهبانیّت نام کردند. و گفته‏اند. احبار درین آیت علماء جهودان‏اند از اولاد هارون و رهبان زاهدان ترسایانند و اصحاب صوامع میگوید: اینان مالهاى مردم میخورند و میبرند بباطل و ناشایست یعنى که حکم میکنند و در حکم، رشوت مى‏ستانند. مصطفى ص گفت: لعن اللَّه الرّاشى و المرتشى فى الحکم‏
رشیدالدین میبدی : ۹- سورة التوبة- مدنیة
۳ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَکُمْ وَ إِخْوانَکُمْ... الایة علامة الصدق فى التّوحید قطع العلاقات و مفارقة العادات و هجران المعارف و الاکتفاء باللّه على دوام الحالات. هر که حلقه انقیاد شرع در گوش فرمان کند به بهشت رسد هر که دیده حرص بناوک فقر و فاقة بدوزد از دوزخ برهد، هر که صفات خود قربان مهر ازل کند اسرار علوم حقیقت از دل وى سر برزند، هر که یعقوب‏وار در بیت الاحزان عشق نشیند. و از علایق و خلایق ببرّد بصحبت مولى رسد. از خداوندان همّت یکى خلیل بود، ابراهیم در بدایت کار دنیا را بر مثال ستاره پیش دیده وى در آوردند، پس عقبى بینى اندر صورت ماه جمال خود بر دیده خلّت وى جلوه کرد پس نفس امّاره و مهر اسماعیل بحکم بعضیّت بر صفت آفتاب خود را بدو نمود. خلیل در نگرست بر هیچ چیز از موجودات آثار عزّ فقر و نشان ازل ندید گفت: نخواهم لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ همى بیکبار از کل کون اعراض کرد دنیا بداد و دل از فرزند برداشت و نفس خود را بآتش نمرود سپرد گفت: فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلَّا رَبَّ الْعالَمِینَ. هر که خواهد که در کوى موافقت بر بساط محبّت منزل کند مرکب علاقت را یکبارگى پى‏کند.
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۲۸ - سرمه شد آخر به خواب بی‌خودیها پیکرم
سرمه شد آخر به خواب بی‌خودیها پیکرم
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۳۶ - یک جرعه هر آنکه از می ما نو شد
یک جرعه هر آنکه از می ما نو شد
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۴۵۵ - از چمن تا انجمن جوش بهار رحمت است
از چمن تا انجمن جوش بهار رحمت است
حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۱۶ - بیار ساقی گلرخ شراب ناب امروز
بیار ساقی گلرخ شراب ناب امروز
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۴۳۱ - حسنی که به نور نظر پاک برآید
حسنی که به نور نظر پاک برآید