ترانه های کودکانه : بخش اول
کاشکی شیر رو می بستم
بارون میاد از آسمون
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۰۴ - آن قدر ندارم که سزاوار تو باشم
آن قدر ندارم که سزاوار تو باشم
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۸۲۵ - لوح دل را اگر از نقش دوبی ساده کنی
لوح دل را اگر از نقش دوبی ساده کنی
عطار نیشابوری : باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
شماره ۷۲ - زلف تودگر ز دست نگذارم من
زلف تودگر ز دست نگذارم من
نهج البلاغه : خطبه ها
برتری تلاش و ارزش عمل
و من خطبة له عليه‌السلام في مقاصد أخرى فَإِنَّ تَقْوَى اَللَّهِ مِفْتَاحُ سَدَادٍ وَ ذَخِيرَةُ مَعَادٍ وَ عِتْقٌ مِنْ كُلِّ مَلَكَةٍ وَ نَجَاةٌ مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ بِهَا يَنْجَحُ اَلطَّالِبُ وَ يَنْجُو اَلْهَارِبُ وَ تُنَالُ اَلرَّغَائِبُ
جامی : دفتر اول
بخش ۸۱ - در بیان آنکه مراد به انسان کمل افراد انسان است نه اناسی حیوانی که اولئک کالانعام بل هم اضل در شأن ایشان است
حد انسان به مذهب عامه
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۵۳ - کار بالای تو تا بالا گرفت
کار بالای تو تا بالا گرفت
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۹۳ - ساغر پر شراب را دریاب
ساغر پر شراب را دریاب
جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۵۰ - داستان ملاقات اسکندر باآن پادشاه زاده گریزان از تخت و افسر و مقالات ایشان با یکدگر
مغنی چو بندد در آهنگ فقر
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۱ - با محیط عشق او دنیا بر ما شبنمی است
با محیط عشق او دنیا بر ما شبنمی است
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۳۶ - حضرت او را به او بینیم ما
حضرت او را به او بینیم ما
سعیدا : غزلیات
شماره ۵۱۷ - منم نادان تو دانایی چه گویم
منم نادان تو دانایی چه گویم
سعدی : باب نهم در توبه و راه صواب
مثل
پلیدی کند گربه بر جای پاک
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۵ - خط بر رخ یار خوش نباشد
خط بر رخ یار خوش نباشد
امام خمینی : غزلیات
جام ازل
مازاده عشقیم و پسرخوانده جامیم
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۲۸۴ - بی لاله رخان روی بصحرا نتوان کرد
بی لاله رخان روی بصحرا نتوان کرد
جامی : دفتر اول
بخش ۳۷ - در شرح حدیث اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک
هم به هر قبه ای تو را روییست
جامی : سلسلةالذهب
بخش ۱۰ - خرسی از حرص طعمه بر لب رود
خرسی از حرص طعمه بر لب رود
نهج البلاغه : خطبه ها
افشای ادعاهاى دروغين طلحه
و من كلام له عليه‌السلام في معنى طلحة بن عبيد الله
سعدی : باب دوم در احسان
حکایت کرم مردان صاحبدل
یکی را کرم بود و قوت نبود