کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶۱۹ - گفتمش نام تو گفتا از مه تابان پرس
گفتمش نام تو گفتا از مه تابان پرس
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۴۲ - ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینی ها
ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینی ها
غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۵ - آن کیست که بستۀ بند تو نیست
آن کیست که بستۀ بند تو نیست
رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف‏
۵ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ الایة گفته‏اند که: ایمان بر چهار قسم است: ایمانى که در دنیا بکار آید و در عقبى نه، چون ایمان منافقان. دیگر ایمانى که در عقبى بکار آید و در دنیا نه، چون ایمان سحره فرعون. سوم ایمانى که نه در دنیا بکار آید نه در عقبى، چون ایمان فرعون در وقت معاینه عذاب و هلاک.
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۱۶ - هرکجا مست حیا آن بت طناز رود
هرکجا مست حیا آن بت طناز رود
مولوی : فیه ما فیه
فصل بیست و سوم - هرکس این عمارت را بنیتّی میکند
هرکس این عمارت را بنیتّی میکند یا برای اظهار کرم یا برای نامی یا برای ثوابی و حق تعالی را مقصود رفع مرتبهٔ اولیا و تعظیم تُرَب و مقابرایشانست ایشان بتعظیم خود محتاج نیستند و در نفس خود معظمّند چراغ اگر میخواهد که او را بر بلندی نهند برای دیگران میخواهد و برای خود نمیخواهد او را چه زیر چه بالا هرجا که هست چراغ منورّست الا میخواهد که نور او بدیگران برسد این آفتاب که بر بالای آسمانست اگر زیر باشد همان آفتابست الا عالم تاریک ماند پس او بالا برای خود نیست برای دیگرانست حاصل ایشان از بالا و زیر و تعظیم خلق منزهّند و فارغند ترا که ذرهّٔ ذوق و لمحهٔ لطف آن عالم روی مینماید آن لحظه از بالا و زیر و خواجگی و ریاست و از خویش نیز که از همه بتو نزدیکترست بیزار میشوی و یادت نمیآید ایشان که کان و معدن و اصل آن نور و ذوقند ایشان مقیّد زیر وبالا کی باشند مفاخرت ایشان بحقّ است و حق از زیر وبالا مستغنیست این زیر و بالا ماراست که پای و سر داریم مصطفی صلوات اللّه علیه فرمود که لَاتُفَضِّلَوْنِیْ عَلَي یُوْنُسِ بْنِ مَتَّیَ بِاَنْ کَانَ عُرُوجُهُ فِ بَطْنِ الْحُوْتِ وَعُرَوْجِیَ کَانَ فِي السَّمَاءِ عَلَي الْعَرْشِ عینی اگر مرا تفضیل نهید برو ازین رومنهید که او را عروج در بطن حوت بود و مرا بالا بر آسمان که حق تعالی نه بالاست و نه زیر تجلّی او بر بالا همان باشد و در زیر همان باشد و در بطن حوت همان او از بالا و زیرمنزهّست و همه بر او یکیست بسیار کسان هستند که کارها میکنند غرضشان چیزی دیگر و مقصود حق چیزی دیگر (حق جلّ جلاله چون خواست) که دین محمّد (صلّی اللهّ علیه و سلمّ) معظمّ باشد و پیدا گردد و تا ابدالدهّر بماند بنگر که برای قرآن چند تفسير ساختهاند ده ده مجلّد و هشت هشت مجلّد و چارچار مجلّد غرضشان اظهار فضل خویشتن کشّاف را زمخشری بچندین دقایق نحو و لغت و عبارت فصیح استعمال کرد است برای اظهارفضل خود تا مقصود حاصل میشود و آن تعظیم دین محّمدست پس همه خلق نیز کار حق میکنند و از غرض حق غافل و ایشان را مقصود دیگر حق میخواهد که عالم بماند ایشان بشهوات مشغول میشوند با زنی شهوت میرانند برای لذتّ خود از آنجا فرزندی پیدا میشود و همچنين کاری میکنند برای خوشی و لذتّ خود آن خود سبب قوام عالم میگردد پس بحقیقت بندگی حق بجای میآرند الا ایشان بآن نیتّ نمیکنند و همچنين مساجد میسازند چندین خرجها میکنند در در و دیوار و سقف آن الا اعتبار قبله راست هر چند که ایشان را مقصود آن نبود این بزرگی اولیا از روی صورت نیست ای واللهّ ایشان را بالایی و بزرگی هست اما بیچون و چگونه آخر این درم بالای پولست چه معنی بالای پولست از روی صورت بالای (او نیست که تقدیرا اگر درم را) بر بام نهی و زر را زیر قطعاً زر بالا باشد علی کلّ حال و زر بالای درمست و لعل و دُر بالای زرست خواه زیر خواه بالا و همچنين سبوس بالای غربیل است و آرد زیرمانده است بالاکی باشد قطعاً آرد باشد اگرچه زیرست پس بالایی از روی صورت نیست در عالم معانی چون آن گوهر دروست علی کلّ حال او بالاست.
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۱۱۵ - گر در ره دوست پایدار آید دل
گر در ره دوست پایدار آید دل
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۴۶ - اگر چه پرسش من نیست رایش
اگر چه پرسش من نیست رایش
غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۱ - که برد بکوی لیلی ز وفا پیام مجنون
که برد بکوی لیلی ز وفا پیام مجنون
سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۶۰ - سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیست
سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیست
عطار نیشابوری : وصلت نامه
و له ایضاً
قومی که بخواب مرگ سرباز نهند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۳۹ - صیقل روح و طباشیر جگر مهتاب است
صیقل روح و طباشیر جگر مهتاب است
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف
پاره ۸
دور ماند از سرای خویش و تبار
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۲۹ - ای در دل هر قطره تمنّا از تو
ای در دل هر قطره تمنّا از تو
شاه نعمت‌الله ولی : ترجیعات
ترجیع دوم
در موج و حباب و آب دریاب
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۹۶ - خیال روی تو چون در ناب در نظر است
خیال روی تو چون در ناب در نظر است
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۱۱ - معلوم نگردد سخن عشق بتقریر
معلوم نگردد سخن عشق بتقریر
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۲۵۳ - تیغ بکف میرسد شاهد غضبان کیست
تیغ بکف میرسد شاهد غضبان کیست
عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۶۲ - رسیدن شهریار به بیشه اول و جنگ او با فیلان گوید
به جمهور گفت ای شه پاکزاد
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۶۷ - حسن هیهات است بردارد نظر از روی خویش
حسن هیهات است بردارد نظر از روی خویش