فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۷۹ - افتاد مرا با سر زلفین تو کار
افتاد مرا با سر زلفین تو کار
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۹۳ - یارم سخن عشوه نهاد اندر بار
یارم سخن عشوه نهاد اندر بار
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۳۹ - در فکر شبم تا به سحر خواب نبرد
در فکر شبم تا به سحر خواب نبرد
مولوی : غزلیات
غزل ۶۱۰ - نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
نانْ پاره زِ من بِسْتان جانْ پاره نخواهد شُد
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۸۵ - می روم از خویش هر ساعت ز دنبال نفس
می روم از خویش هر ساعت ز دنبال نفس
فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
زبانم بسته است
عشق تو به تار و پود جانم بسته است
پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
اشک یتیم
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۳۹ - در وصف کشتی هندی
ساخته از حکمت کار آگهان
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۴۱ - تاریخ موزه
در عهد شهنشاه جوانبخت رضا شاه
مولوی : رباعیات
رباعی ۵۶۵ - ای نرم دلانیکه وفا میکارید
ای نرم دلانیکه وفا میکارید
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۸۸۱ - ره مقصدی که گم است و بس به خیال می ‌سپری عبث
ره مقصدی که گم است و بس به خیال می ‌سپری عبث
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۹۷ - آشپز
آشپز امرد بود استاد در علم معاش
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۴ - ‌در ستایش ستر کبری و مخدرهٔ عظمی مهد علیا ‌دامت شوکتها
در ششم روز جمادی نخست اول سال
عین‌القضات همدانی : لوایح
فصل ۱۲۳
اگر آتش عشق دل عاشق نسوختی و بباد هواش برندادی بودی که عکس جمال معشوق در وی پدید آمدی و درین مقام اجتماع معشوق و عشق بودی در بیت الاحزان عاشق و سر بی یَسمَعُ و بی یَبصُرُ ظاهر شدی اما آن مقام درین عالم که سخن می‌رود ناتمام می‌نماید که زیرا خانۀ خراب را مالک چه دوست و چه دشمن چون عشق غیور خانه ویران کن جان است و سوزندۀ ارکان، حدیث وصل کردن با وی از خامی است همانابوصول رایات سلطان وصال عشق رخت بر لاشۀ وجود عاشق می‌نهد و از دروازه هستی بدر میکند و بصحرای عدم می‌فرستد سر رشته این معنی در ضبط نمی‌آید همانا این پیچاپیچ از شکن زلف معشوق است و دل را در آن شکستگی‌ها می‌باید جست:
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۴۲ - تا دل آزاده برگ عیش در دامن نداشت
تا دل آزاده برگ عیش در دامن نداشت
امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۸ - چشم تو برانداخت به می، خانه ی ما را
چشم تو برانداخت به می، خانه ی ما را
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۹۵ - مست ساقی ز سر آب عنب می‌گذرد
مست ساقی ز سر آب عنب می‌گذرد
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۷ - قناد
تا نمود آن دلبر قناد شکر خند را
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۴۸ - کله پز
آن بت سیرابه پز آید ز دیگش بوی مشک
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۸۲ - شمع را بالین پر، بال و پر پروانه است
شمع را بالین پر، بال و پر پروانه است