خاقانی : رباعیات
شماره ۲۹۸ - خواهی که شود دل تو چون آئینه
خواهی که شود دل تو چون آئینه
مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۳۲ - هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش
هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش
نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۵۱ - گذر چون ترا بر مقامم فتاد
گذر چون ترا بر مقامم فتاد
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۱۵۷ - خداوندا به حال ما نظر کن
خداوندا به حال ما نظر کن
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۳۸۲ - چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی
چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۶۵ - چرا نه مردم دانا چنان زید که به غم
چرا نه مردم دانا چنان زید که به غم
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۲۵۸ - نعره زنان آمدم بر در میخانه دوش
نعره زنان آمدم بر در میخانه دوش
صامت بروجردی : کتاب الروایات و المصائب
شمارهٔ ۲۱ - در بیان رحلت پیغمبر رحمت(ص)
روایت است که چون از جهان حبیب خدا
ملا احمد نراقی : باب چهارم
غفلت از خدا سبب وسوسه شیطان
پس ای جان برادر از این دشمن مطمئن مشو و گمان مکن که دلی ازدست آن فارغ است، بلکه مانند خون در بدن انسان جاری و سیال، و همه آن را، مانند هوا در قدح فرو گرفته و اگر خواهی قدحی را از هوا خالی نمایی نمی توانی تا آن را از چیز دیگر پر نسازی، بلکه قدری که از آب مثلا پر گردد، از هوا خالی می شود پس ظرف دل نیز چنین است اگر آن را مشغول به یاد خدا و فکر امری از امور دینیه کردی ممکن است که آمد و شد شیطان لعین از آن کم شود و الا هر لحظه که از خدا غافل ماند در آن دم شیطان با وسوسه اش در آنجا حاضر می شود، همچنان که خداوند متعال در کتاب کریم تصریح به آن فرموده که «و من یعش عن ذکر الحرمن نقیض له شیطانا فهو له قرین» یعنی «هر که از یاد خداوند رحمن باز می ماند برانگیزانیم شیطان را که قرین و همنشین او باشد» و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود «ان الله یبغض الشاب الفارغ» یعنی «خداوند دشمن دارد جوانی را که بیکار باشد» زیرا که کسی که مشغول عمل مباحی نباشد که دل او را مشغول سازد لامحاله شیطان فرصت نموده داخل خانه دلش می گردد و در آنجا آشیانه می سازد و توالد و تناسل می کند و از اجتماع نسل او نیز نسلهای دیگر متولد و همچنین إلی غیر النهایه.
سعدی : غزلیات
غزل ۴۳۹ - ما گدایان خیل سلطانیم
ما گدایان خیل سلطانیم
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱ - سروا سمنا صنوبرا شمشادا
سروا سمنا صنوبرا شمشادا
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۹۸ - دیدم که آن نگار چو بر من وفاش نیست
دیدم که آن نگار چو بر من وفاش نیست
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۱۰ - تا تو رفتی انجمن گردید ماتم‌خانه‌ای
تا تو رفتی انجمن گردید ماتم‌خانه‌ای
فایز دشتی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۶۲ - صنم عشق تو همچون نار نمرود
صنم عشق تو همچون نار نمرود
جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۳۱ - عرضه کردن کنیزان جمال خویش را بر یوسف و یکتاپرست کردن یوسف ایشان را
شبانگه کز سواد شعر گلریز
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۹۶ - در جستجوی وصلت، آن رهرو بلایم
در جستجوی وصلت، آن رهرو بلایم
خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۶۱ - تجدید مطلع
دوش بر گردون رنگی دگر آمیخته‌اند
هجویری : بابُ سماعِ القرآن و ما یتعلّق به
بابُ سماعِ القرآن و ما یتعلّق به
اولی‌تر مسموعات مر دل را به فواید و سرّ را به زواید و گوش را به لذات کلام ایزد عزاسمه است، و مأمورند همه مؤمنان و مکلف همه کافران از آدمی و پری به شنیدن کلام باری تعالی. و از معجزات قرآن یکی آن است که طبع از شنیدن و خواندن آن نَفور نگردد؛ از آن‌چه اندر آن رقتی عظیم است؛ تا حدی که کفار قریش به شب‌ها بیامدندی اندر نهان، و پیغمبر علیه السّلام اندر نماز بودی ایشان می‌شنیدندی آن‌چه وی می‌خواندی و تعجب می‌نمودندی؛ چون نضر بن الحارث که افصح ایشان بود و عتبة بن ربیعه که به بلاغت می سحر نمود و بوجهل هشام که به خطب می براهین نظم داد و مانند ایشان؛ تا حدی که پیغامبر صلّی اللّه علیه و سلم شبی سورتی می‌خواند عتبه از هوش بشد با بوجهل گفت: «مرا معلوم گشت که این نه سخن مخلوقان است.»
انوری : غزلیات
غزل ۱۷۳ - جانا به غریبستان چندین بنماند کس
جانا به غریبستان چندین بنماند کس
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۹ - داستان کوش و مانوش
در این داستان ژرف بنگر کنون